تبليغاتX
دبستان پسرانه آیت الله سعیدی
دبستان پسرانه آیت الله سعیدی


آموزشی پرورشی تربیتی



باسمه تعالي
فصل اول – مقدمه
امروزه بر اثر پيشرفت سريع علوم و تكنولوژي ويافته‌هاي جديد روانشناسي و تعليم و تربيت، مفهوم آموزش و پرورش  به كلي دگرگون شده و دامنه آن نيز گسترش يافته است.
نقش تعليم و تربيت جديد آن است كه استعدادها و تواناييهاي دانش‌آموزان را شكوفا نموده و آنان را براي شركت در فعاليتهاي سازنده جوامع پوياي بشري آماده سازد به نحوي كه سعادت واقعي افراد و جوامع تأمين گردد.
نيل به اين هدف مستلزم ايجاد تغييرات مطلوب در رفتار دانش‌آموزان است بدين معني كه هر يك از مواد و برنامه‌هاي آموزشي در نگرشها، علايق، تواناييها و رفتار دانش‌آموزان تغييرات معيني را به وجد آورد.
بر اين اساس ارزشيابي، نظارت و كنترل تغييرات رفتاري دانش‌آموزان از جايگاه بسيار خطير و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار است.
ارزشيابي به عنوان بخش جدايي ناپذير فرايند آموزش و پرورش به شمار مي‌رود بنابراين تنها به امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نيمسال تحصيلي محدود نمي‌شود بلكه براي مقاصد مختلف، به صورت‌هاي گوناگون و به طور مستمر همراه با آموزش و پرورش دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.
چنانچ ارزشيابي بر اساس اصول و موازين علمي صورت گيرد آن را مي‌توان مهم‌ترين ركن آموزش و پرورش و موثرترين عامل براي بهبود كيفيت يادگيري دانش‌آموزان در جهت تعليم و تربيت به شمار آورد.
بر اين اساس ارزشيابي، نظارت و كنترل تغييرات رفتاري دانش‌آموزان تغييرات رفتاريداش‌آموزان از جايگاه بسيار خطير و نقش تعيين كننده‌اي برخوردار است.
ارزشيابي به عنوان بخش جدايي ناپذير فرايند آموزش و پرورش به شمار مي‌رود بنابراين تنها به امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نميسال تحصيلي محدود نمي‌شود بلكه براي مقاصد مختلف، به صورت‌هاي گوناگون و به طور مستمر همراه با آموزش و پرورش دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.
چنانچه ارزشيابي بر اساس اصول و موازين علمي صورت گيرد آن را مي‌توان مهم‌ترين ركن آموزش و پرورش و مؤثرترين عامل براي بهبود كيفيت يادگيري دانش‌آموزان در جهت تعليم و تربيت بشمار آورد.

فصل دوم: كليات
- امتحان بايد تحقق هدف‌هاي آموزشي را در هر يك از مواد درسي ارزيابي كند.
- سوالات امتحاني بايد با محتواي مواد آموزشي سازگار باشد، توانايي و مهارت دانش‌آموزان را در سطوح مختلف هدف‌هاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد و از ميان تمامي هدف‌هاي تربيتي مورد سنجش قرار دهد و از ميان تمامي سئوالات ممكن در رابطه با هدف‌هاي رفتار و محتواي هر درس به گونه‌اي انتخاب شوند كه نمونه جامعي از آموخته‌هاي دانش‌آموزان را مورد سنجش قرار دهند.
- محتواي امتحان بايد متناسب با هدفهايي باشد كه امتحان براي آن هدفها انجام گيرد.
- نوع و چگونگي هر يك از پرسش‌هاي امتحاني بايد متناسب با نوع رفتار مورد اندازه‌گيري باشد.
- امتحان بايد طوري طرح ريزي شود كه نتايج آن تا حد امكان به دور از خطاي اندازه‌گيري باشد.

فصل سوم: آزمون تشريحي و كاربرد آن
آزمونهاي تشريحي يا انشايي به آزمونهايي اطلاق مي‌شود كه پاسخ سئوالات آنها از يك پاراگراف تا يك انشا يا مقاله‌ي كامل را شامل شود.
- قواعد تهيه سئوالات انشايي (گسترده پاسخ)
1- سوال بايد طوري تهيه نمود كه به طور مستقيم به هدف مورد اندازه‌گيري مربوط باشد.
2- سوال را بايد طوري نوشت كه موضوع مهمي را مورد سنجش قرار دهد.
3- صورت سوالهاي انشايي بايد، هم از نظر آيين نگارش و هم نظر رسم الخط واضح و مشخص باشد.
4- در تهيه سئوالات انشايي، از كاربرد كلمات «چه كسي»، «چه وقت»، «كجا» و...  (كلماتي كه حكايت از اندازه‌گيري امور جزئي و كم اهميت مي‌نمايد) بايد پرهيز نمود.
5- به پاسخ‌دهندگان حق انتخاب چند سوال از ميان تعدادي سوال داده نشود.
6- زمان كافي به پاسخ دهندگان داده شود و حتي‌الامكان براي هر سوال وقت جداگانه‌اي پيشنهاد شود.
7- با نوشتن سوالاتي كه به جواب كوتاه نياز دارند تعداد سوالات افزايش داده شود.
8- سوالات انشايي با واژه‌ها يا عباراتي از اين قبيل شروع شود.
«مقايسه كنيد»، «دلايل اين امر را بنويسيد»، « مثالهاي اصيل و ابتكاري اين موضوع را ذكر كنيد»، «چگونگي اين امر را توضيح دهيد»، «نتايج اين رويداد را پيش‌بيني كنيد» و...
9- استفاده از سوالات انشايي را بايد به هدف‌هايي محدود نمود كه با ساير انواع آزمونها به خوبي قابل سنجش نيستند.
10- در سوالاتي كه براي سنجش توانايي ارزشيابي آزمون شونده تهيه مي‌شوند از موقعيت‌هاي بديع تازه استفاده شود.
11- سوالات مربوط به مطالب و عقايد بحث‌انگيز بايد از آزمون‌شونده بخواهد تا شواهد لازم براي مستندكردن عقيده انتخابي خود بيان كند نه اين كه از او خواسته شود تا صرفاً عقايد شخصي خود را شرح دهد.
تذكر 1- توانايي‌هاي ذهني و مهارت‌هايي كه با سوالات انشائي (گسترده پاسخ) مي‌توان سنجيد، كاربرد، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي مي‌باشد.
تذكر 2- از سوالات انشايي (گسترده پاسخ) بهتر است همراه با ساير سوالات در امتحانات پاياني اعم از پايان سال، ثلث يا نيمسال تحصيلي استفاده شود.
قواعد تصحيح سوالات انشايي (گسترده پاسخ)
1- پاسخ هر سوال تنها بر اساس هدفي كه در آن گنجانده شده است تصحيح شود.
2- از پاسخهايي كه به عنوان نمونه براي پرسش‌ها تهيه شده به عنوان كليد استفاده شود، ليكن از دانش‌آموزان با هر عبارتي كه مفاهيم مورد نظر را ارائه نمايند پذيرفته شود.
3- تمام پاسخهاي آزمون شوندگان را به يك سوال تصحيح نموده و بعد پاسخهاي مربوط به سوال دوم و...، تا آخر به همين ترتيب ادامه يابد.
4- در موقع تصحيح برگه‌هاي امتحاني از شناسايي نام صاحبان آنها خودداري شود.
5- اگر هر يك از اوراق توسط چند نفر جداگانه نمره داده شود ميانگين اين نمرات ملاك معتبرتري براي ارزشيابي پاسخها خواهد بود. (معدل‌گيري از نمره‌هاي چند مصحح بر اعتبار و عينيت ارزشيابي مي‌افزايد)

فصل چهارم: آزمونهاي محدود پاسخ و كاربرد آنها
دو نوع سوالات محدود پاسخ وجود دارد.
1- وقتي كه يك سوال مطرح مي‌شود و دانش‌آموزان بايد سوال را با استفاده از يك كلمه يا عبارت پاسخ دهند. (پرسشي)
2- وقتي كه جمله نيمه كاملي داده مي‌شود و دانش‌آموزان بايد با قراردادن يك كلمه يا عبارت مناسب، جمله را كامل كنند. (كامل كردني)
قواعد تهيه سوالات محدود پاسخ
1- سعي شود هر سوال مطلب مهمي را اندازه‌گيري كند.
2- هر سوال پيرامون موضوع مشخصي طرح شود.
3- در مورد جوابهاي عددي، واحد مقياس و ميزان دقتي را كه در محاسبات بايد رعايت نمود مشخص گردد.
4- در سوالات محدود پاسخ كامل كردني، تنها كلمات و عبارات مهم حذف شود.
5- در سوالات كامل كردني آزمونهاي پيشرفت تحصيلي بيش از يك يا دو جاي خالي منظور نشود.
6- جاي خالي سوالات كامل كردني حتي‌المقدور در قسمت آخر سوالات قرار داده شود.
7- در سوالات كامل كردني از كاربرد اشارات دستوري نامربوط و موارد ديگري كه جواب سوال را مشخص كند خودداري شود.
تذكر- توانايي‌هاي ذهني و مهارت‌هايي كه با سوالات محدود پاسخ مي‌توان سنجيد، دانش، و درك و فهم مي‌باشد و در امتحانات مرحله‌اي (تكويني) بهتر است استفاده گردد.

قواعد تصحيح سوالات محدود پاسخ
1- قبل از تصحيح اوراق، كليد مربوط به هر سوال با نمونه‌اي از پاسخهاي امتحان شوندگان مقايسه شود.
2- اگر نظير املاء، دقت در ساختن جمله و... مورد نظر باشد براي هر يك از عوامل مذكور نمره جداگانه‌اي در نظر گرفته شود.
3- اشتباهات شاگردان تصحيح شود و روش تصحيح اوراق و توضيحات لازم پيرامون هر پاسخ به شاگردان ارائه گردد.

فصل پنجم: آزمونهاي عيني (چند گزينه‌اي، صحيح، غلط و جور كردني) و كاربرد آنها
آزموني است كه آزمون شونده براي جواب دادن به سوالات آن نيازي به تهيه پاسخ و نوشتن آن در برگه آزمون ندارد بلكه پاسخ سوال به همراه آن به وسيله سازنده آزمون، تهيه و در اختيار آزمون شونده گذاشته مي‌شود و آزمون شونده بايد در مورد پاسخهاي داده شده تصميماتي اتخاذ نمايد.
اين نوع آزمون از آنجا به آزمون عيني معروف شده است كه در تصحيح پاسخنامه آن نظر شخصي مصحح دخالتي ندارد و اين كار به طور عيني (غيرذهني) انجام مي‌شود.
آزمونهاي عيني براي اندازه‌گيري دانش و معلومات، بهترين نوع آزمون هستند عده‌اي از متخصصان اندازه‌گيري و ارزشيابي معتقدند كه از سوالات آزمونهاي عيني براي ارزشيابي اكثر سطوح يادگيري مي‌توان استفاده كرد.
آزمونهاي عيني به سه دسته چند گزينه‌اي، صحيح- غلط و جوركردني تقسيم مي‌شود.
قواعد تهيه سوالات چند گزينه‌اي و صحيح – غلط
1- هر سوال طوري نوشته شود كه يك موضوع مهم را اندازه بگيرد.
2- بيش از يك مطلب يا مساله در هر سوال گنجانده نشود.
3- سوالات كاملا" روشن و واضح نوشته شود وازعبارات و كلمات قابل فهم آزمون شونده استفاده گردد.
4- از تكرار عبارت يكسان درگزينه‌هاي متعدد خودداري شود.
5- مطلب مورد سوال به طور كامل در تنه سوال (متن اصلي پرسش) آورده شود.
6- سوال طوري نوشته شود كه همه گزينه‌هاي آن به مطلب واحدي مربوط باشند.
7- سوال بايد طوري نوشته شود كه پاسخ درست تنها پاسخ درست يا درست‌ترين پاسخ باشد.
8- براي اندازه‌گيري درك و فهم يا توانايي كاربرد اصول و مفاهيم، در آزمون شونده، از مطالب تازه و بديع استفاده شود.
9- پاسخ‌هاي انحرافي طوري نوشته شوند كه امتحان شوندگان بي‌اطلاع را به خود جلب كنند.
10- پاسخ‌هاي هر سوال طوري نوشته شود كه از نظر دستوري و جمله‌بندي مكمل متن سوال باشند.
11- از بكاربردن اشارات نامربوط دستوري و ضمايري كه مرجع آن مشخص نيست خودداري شود.
12- تا حد امكان متن سوال به صورت مثبت نوشته شد و از به كار بردن عبارات منفي خودداري گردد.
13- از نوشتن سوالاتي كه در آن متن سوال منفي و پاسخها هم منفي است (منفي مضاعف) احتراز شود.
14- تا حد امكان از كاربرد عباراتي همچون «همه آنچه در بالا گفته شد» يا «هيچ يك از آنچه ر بالا گفته شد» خودداري شود.
15- سئوالات مستقل از يكديگر نوشته شود، پاسخ يك مسأله نبايد شرط لازم براي حل مسأله و يا تهيه سوال بعدي باشد.
16- از طرح سوالات گمراه كننده يا هدايت‌كننده پرهيز شود.
17- در طرح سوالات از دو كلمه متضاد كه يكي از آنها بهترين جواب سوال است به عنوان پاسخهاي انتخابي استفاده نشود.
18- طول پاسخ درست در سوالات مختلف تغيير داده شود.
19- محل پاسخ درست در ميان پاسخ‌هاي انحرافي بطور تصادفي انتخاب شود.
20- سوالات با عبارات و جملاتي نوشته شود كه مناسب سن و سال و قدرت درك و فهم آزمون شوندگان باشد.
21- سوالات آزمون طوري انتخاب شود كه پاسخ درست هيچيك از پرسش‌ها از روي متن و يا گزينه‌هاي پرسش‌هاي ديگر مستقيماً يا به طور ضمني استنباط نشود.
تذكر: سوالات صحيح – غلط در واقع نوعي پرسش دو گزينه‌اي است.
قواعد تهيه سوالات جوركردني
 سوال جوركردني نيز نوعي سوال چند گزينه‌اي است با اين تفاوت كه چند سوال در برابر چند پاسخ قرار مي‌گيرد و آزمايش شونده بايد تعيين كند كدام پاسخ ه كدام سوال مربوط است.
1- تعداد پاسخها بايد بيش از سوالات باشد و يا بالعكس.
2- سوالها و پاسخ‌ها بايد حتي‌المقدور كوتاه و خلاصه نوشته شوند.
3- پرسشها و پاسخ‌ها بايد طوري نوشته شوند كه ترتيب قرار گرفتن هر پاسخ با توجه به ترتيب سوالها به طور تصادفي و نامنظم باشد.
4- سوالات و پاسخهاي مربوط به هر پرسش بايد با يكديگر متجانس باشد.
5- طرز جوركردن پاسخها بايد در دستورالعمل آزمون به روشني توضيح داده شود. مثلاً آيا مي‌توان گزينه‌هاي جواب رابيش از يك بار مورد استفاده قرار داد يا نه.
تذكر: توانايي‌هايي ذهني و مهارتهايي كه با سوالات چند گزينه‌اي و جوركردني مي‌توان سنجيد دانش، درك و فهم، كاربرد و تجزيه و تحليل مي‌باشد. سوالهاي جوركردني معمولاً در پايان يك دوره يا ترم و گاه در پايان يك فصل كتاب يا يك بحث درس به دانش‌آموزان داده مي‌شود.

فصل ششم: تحليل سوالات آزمون
تحليل پاسخهاي دانش‌آموزان به هر سوال، اطلاعات تشخيصي لازم را براي بررسي كيفيت يادگيري دانش‌آموزان و مشكلات آموزشي در اختيار معلم قرار مي‌دهد و او را در رفع مشكلات يادگيري و آموزش مدد مي‌رساند.
براي تحليل سوالات آزمون بايد نحوه پراكندگي پاسخهاي آزمون شوندگان براي هر سوال و هر گزينه را مشخص نمود يعني معلوم نمود در هر سوال چند نفر گزينه درست را انتخاب كرده‌اند و هر يك از گزينه‌هاي انحرافي چند نفر را به خود جلب كرده و چند سوال را بي‌جواب گذاشته‌اند. بر اساس اين اطلاعات نكات زير در مورد تك‌تك سوالات روشن مي‌شود.
الف- قوه‌ي دشواري سوال
ب- قوه‌ي تميز سوال
ج- ارزش مورد نظر براي هر گزينه انحرافي
محاسبه ضريب دشواري
  منظور از دشواري يك سوال اين سوال است كه جمع پاسخ‌دهندگان به آن سوال چگونه پاسخ داده‌اند.
براي محاسبه ضريب دشواري يك سوال برگه‌هاي امتحاني را با توجه به نمره كل آزمون به دو دسته مساوي گروه بالا و گروه پايين تقسيم كرده و طبق فرمول زير عمل مي‌نماييم.
تعداد انتخابهاي درست گروه پايين + تعداد انتخابهاي درست گروه بالا
   100 ×                 = ضريب دشواري سوال
تعداد افراد گروه بالا + تعداد افراد گروه پايين
هر چه ضريب دشواري سوالي بزرگتر (به صد نزديكتر) باشد آن سوال، سوال آسانتري است و هر چه اين ضريب كوچكتر (به صفر نزديكتر) باشد سوال، سوال دشوارتري است.
محاسبه ضريب تميز
  قوه تميز يك سوال به اين مطلب اشاره مي‌كند كه اين سوال تا چه اندازه بين پاسخ دهندگان قوي و ضعيف تمايز قائل مي‌شود (مي‌شود فرض كرد 27% كسانيكه بيشترين نمرات را در مجموع آزمون به دست آورده اند گروه قوي و 27% كسانيكه كمترين نمرات را در مجموع آزمون كسب كرده‌اند گروه ضعيف مي‌باشند)
فرمول و قاعده محاسبه آن چنين است:
تعداد انتخابهاي درست گروه پايين – تعداد انتخابهاي درست گروه بالا
                                   = ضريب تميز سوال
تعداد افراد يك گروه (بالا يا پايين)
هر چه ضريب تميز بزرگتر باشد قوه تميز سوال بيشتر و هر چه اين ضريب كوچكتر باشد قوه تميز آن كمتر است.
ميزان مشابهت گزينه‌هاي نادرست هر سوال و قدرت آن در جلب توجه امتحان شوندگان
نكته ديگر در تحليل پاسخهاي آزمون شوندگان به سوالات آزمون، بررسي نحوه پراكندگي پاسخهاي مربوط به  گزينه‌هاي انحرافي هر سوال است (هدف از گنجاندن گزينه‌هاي انحرافي در سوالات چند گزينه‌اي منحرف كردن پاسخ دهندگاني مي‌باشد كه كمتر مطلع هستند)
بنابراين گزينه انحرافي عملاً بايد بتوان اين كار را انجام دهد و پاسخهاي آزمون شوندگان به هر يك از گزينه‌ها اين مطلب را روشن مي‌كند.
پس از بررسي‌هاي فوق و تحليل سوالات، سازنده آزمون بايد با استفاده از نتايج حاصل به تجديد نظر در سوالات خود و بازنويسي آزمون بپردازد.
هر بار كه آزمون به اجرا درمي‌آيد، بايد تحليل سوالات انجام گيرد و در محتواي آزمون تجديد نظر شود.
فصل هفتم: تجزيه و تحليل نتايج آزمون
  ارزشيابي از آموخته‌هاي دانش‌آموز براي كشف و رفع نارسايي‌ها، (خواه نارسايي‌هاي يادگيري شاگرد و خواه نقاط ضعف روش تدريس معلم) مي‌باشد.
  براي رسيدن به اين هدف نتايج امتحان بايد مورد تجزيه و تحليل دقيق قرار گيرد و بر اساس اين تجزيه و تحليل بايد معلوم شود كه:
1- هر يك از دانش‌آموزان تا چه حد اندازه به هدف‌هاي تدريس رسيده‌اند.
2- دانش‌آموزان كلاس به طور كلي تا چه اندازه به هدف‌هاي درس دست يافته‌اند.
3- نارسايي‌هاي دانش‌اموزان مربوط به كدام يك از بخش‌هاي درسي است و چگونه مي‌توان آنها را بر طرف ساخت.
4- ميزان موفقيت معلم در رسيدن به هدف‌هاي درس تا چه اندازه است.
   براي بررسي موارد بالا لازم است كه نتيجه امتحان با توجه به جدول بودجه‌بندي سوالات مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد براي انجام اين كار اقدامات زير ضروري است:
- تعيين عملكرد هر دانش‌آموز در رابطه با هر يك از هدف‌هاي درس
منظور آن است كه معلوم شود هر دانش‌آموز به كدام يك از پرسشهاي امتحان پاسخ درست، به كدام پرسشها پاسخ غلط و كدام پرسشها را بي‌جواب گذاشته است (اين اطلاعات را مي‌توان به سهولت از روي ورقه امتحاني و يا پاسخنامه‌هاي دانش‌آموزان به دست آورد)
- تعيين عملكرد هر دانش‌آموز در رابطه با همه پرسش‌هاي امتحان
منظور از عملكرد وي در آزمون آن است كه معلوم شود به چند سوال از سوالات امتحان پاسخ درست داده است كه معمولاً به صورت درصد عملكرد وي بيان مي‌شود.
- تعيين عملكرد كلاس در هريك از هدف‌ها
در اين مورد نيز عملكرد كلاس به شورت درصد بيان مي‌شود بايد معلوم كرد كه چند درصد شاگردان كلاس به هر يك از پزسشهاي امتحان پاسخ درست داده‌اند.
- تعيين عملكرد دانش‌آموزان كلاس
در اينجا هدف اين است كه معلوم شود چند درصد دانش‌آموزان كلاس به طور متوسط به همه‌ي هدفهاي درسي كه از آن امتحان به عمل آمده است رسيده‌اند و يا به پرسش‌هاي آن پاسخ درست داده‌اند براي اينكار ابتدا ميانگين تعداد سوالاتي كه دانش‌آموزان كلاس به آنها پاسخ درست داده‌اند تعيين مي‌شود سپس درصد اين ميانگين نسبت به تعداد سوالات امتحان محاسبه مي‌گردد. كه به طور كلي ميزان موفقيت كلاس و معلم را در تحقيق هدف‌هاي درس نشان مي‌دهد.
اهميت تجزيه و تحليل نتايج امتحان
  اگر تجزيه و تحليل نتايج امتحان صورت نگيرد معلم نخواهد توانست از امتحان به ويژه امتحانات مرحله‌اي به عنوان وسيله‌اي براي كمك به بهبود يادگيري شاگردان و بهتر ساختن روشهاي تدريس خود استفاده مؤثري به عمل آورد تجزيه و تحليل نتايج امتحان مانند آيينه‌اي است كه سطح يادگيري دانش‌آموزان و بازده فعاليت‌هاي معلم و كلاس را منعكس مي‌كند.

 

فصل هشتم: ويژگيهاي مطلوب آزمونها
هر نوع وسيله اندازه‌گيري بايد ويژگي‌هايي را دارا باشد از ميان اين ويژگيها آن كه از همه مهمتر و مورد تأكيد متخصصان آزمون شناسي است دو ويژگي اعتبار و پاياني مي‌باشد.
- اعتبار (روايي)
- منظور از اعتبار آزمون اين است كه آيا آزمون به عنوان يك وسيله اندازه‌گيري، براي اندازه‌گيري آنچه مورد نظر است مناسب مي‌باشد يا نه. از آنجا كه آزمون‌هاي مختلف براي مقاصد مختلف تهيه مي‌شود اعتبارهاي مختلفي وجود دارد.
- اعتبار محتوا:
مختص امتحانات پيشرفت تحصيلي است و حاكي از اين است كه محتواي آزمون بايد شامل يك نمونه دقيق از محتواي برنامه درسي و هدف‌هاي آموزشي باشند.
اگر معلم درس تاريخ بخواهد براي درس خود يك آزمون پيشرفت تحصيلي معتبر بسازد، آزمون او بايد دربرگيرنده نمونه‌اي درست و دقيق از مطالبي كه به دانش‌آموزان داده است باشد. در ضمن اين آزمون نبايد چيزي خارج از محتوا از محتوا و هدف‌هاي درس تاريخ اين معلم اندازه‌گيري شود.
- اعتبار صوري:
در صورتي يك آزمون داراي اعتبار صوري است كه سوالات آزمون در ظاهر شبيه به موضوعي باشد كه براي اندازه‌گيري آن تهيه شده است و از طريق يك بررسي نسبتاً سطحي از ظاهر سوالات تعيين شود.
گاه صورت ظاهر يك آزمون از لحاظ قابليت پذيرش و معقول بودن آن آزمون براي آزمون شوندگان، داراي اهميت است.
گروهي از داوطلبان خلباني، يك آزمون رياضي را كه در آن مسايل مربوط به جريان با دو مصرف بنزين مطرح شده است، به آزمون رياضي ديگري كه مسايل را در قالب هزينه غلات يا فهرست مواد خام براي تهيه نوعي شيريني بيان مي‌كند ترجيح مي‌دهند.
- اعتبار پيش‌بيني:
هدف آن پيش‌بيني توفيق افراد در امر تحصيلي يا شغلي مي‌باشد از آنجا كه اعتبار پيش‌بيني هميشه نوعي ملاك مورد نظر است كه نمرات آزمون پيش‌بيني را بايد با آن مقايسه كرد به آن اعتبار ملاكي گفته مي‌شود.
براي اسنكه تعيين كنيم كه يك آزمون ورودي دانشگاه داراي اعتبار پيش‌بيني است يا نه، بايد رابطه بين نمرات داوطلبان ورود به دانشگاه را در اين آزمون با نمرات درسي كه بعدها آنان در دروس دانشگاهي كسب مي‌كنند مقايسه نماييم و ضريب همبستگي بين اين دو دسته نمره را حساب كنيم.
  در مورد قدرت پيش‌بيني نمرات دوره راهنمايي تحصيلي براي پيش‌بيني موفقيت در دوره دبيرستان، و قدرت پيش‌بيني نمرات دوره دبيرستان براي توفيق در دانشگاه نيز، مي‌توان همين كار را انجام داد.
- اعتبار همزمان:
از مفاهيم بسيار نزديك به اعتبار پيش‌بيني، اعتبار همزمان است.
تفاوت بين ايم دو نوع اعتبار تفاوت در زمان است نه تفاوت در نوع.
اگر به عوض مقايسه نمرات يك آزمون با نمرات آزمون ديگري كه در آينده به دست خواهند آمد نمرات آزمون اول را با نمرات آزمون ديگري كه همزمان با آزمون اول يا در فاصله كوتاهي بعد از آن اجرا مي‌شود مقايسه كنيم، رابطه حاصل بين اين دو آزمون مزمان اجرا شده، مبين اعتبار همزمان است.
- پايايي
بر دقت اندازه‌گيري دلالت مي‌كند مي‌خواهيم بدانيم اگر آزموني را براي اندازه‌گيري يك متغير چند بار به كار بريم نتايج حاصل مشابهند يا متفاوت.

منابع:
روانشناسي پرورشي، تأليف: دكتر سيف
ارزشيابي به روش نوين، خانم طاهره رستگار

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:12 توسط مدیریت مدرسه |



همه ساله مديران مدارس ، قبل از شروع کار در سال تحصيلي جديد در قالب طرح پروژه مهر ، به باز سازي و برطرف کردن کم وکاستيهاي مدرسه و به اماده نمودن همه جانبه ان براي ورود عزيزان دانش اموز ميپردازند.

امروز که به مدرسه رفتم با مدير مدرسه ابتدايي نوبت مخالف در اين رابطه صحبت نموديم و برنامه هاي اقدامي را ليست کرديم.


اين برنامه ها شامل


1-ديوار نويسي مدرسه  وخط کشي مجدد زمين بازي واليبال وفوتبال


2- تهيه کتابخانه هاي کوچک کلاسي براي هر کلاس


3-تهيه جا کتابي مناسب  براي دبيران هر دو نوبت داخل دفتر مدرسه


4-تعويض درب هاي سرويس هاي بهداشتي


5 – بازديد از نمايشگاه تجهيزات اموزشگاهي که اين روزها در گوشه وکنار  برگزار ميشود وخريد وسايل کمک اموزشي بري کارگاه وازمايشگاه مدرسه


6- خريد نيمکتهاي مخصوص دانش اموزان امادگي واول ابتدايي


7- تهيه صندلي هاي مخصوص معلمان


8-بازديد از سيم کشي برق مدرسه توسط تعميرکار


کليه برنامه هاي فوق تا پايان شهريور بايد انجام گردد.


برنامه دوم، تدوين برنامه سالانه مدير جهت کيفيت بخشي به وضعيت تربيتي واموزشي دانش اموزان ميباشد


برنامه مورد نظر، من ليست ذيل ميباشد. از کليه دوستان نيز خواهشمندم اگر طرح پيشنهادي دارند دريغ نکنند.با کمال ميل منتظر پيشنهادات شما عزيزان هستم.


ليست برنامه هاي پيشنهادي من براي سال تحصيلي ۸۹-۸۸


1-     اشتراک مجله رشد نوجوان براي کليه دانش اموزان 


2-     بازديد از مراکز علمي وصنعتي وتفريحي وزيارتي . اولويت با مراکزي که والدين دانش اموزان در ان مراکز مشغولند.


3-     ادامه برنامه استفاده از دفترچه پيوند خانه ومدرسه.


4-     تشکيل يک دوره اموزش خانواده ( 4 جلسه ويژه اوليا).


5-     تهيه طرح درس روزانه ، ماهانه، سالانه توسط دبيران.


6-     جلسه ماهيانه ارتباط دبيران با والدين.


7-     بازرسي روزانه از تکاليف دانش اموزان و ثبت در پوشه مخصوص توسط مدير و اعضاي شوراي دانش اموزي.


8-     امتياز دهي به حضور والدين در مدرسه به ازاي هرحضور يک نمره.


9-     برگزاري مسابقات ورزشي در مناسبتهاي مختلف با مدارس هم جوار.


10- شرکت همکاران در جشنواره الگوي برتر تدريس.


11- شرکت دانش اموزان در مسابقات مختلف.تلاش افرين، سنجش علمي


12- تشکيل نمايشگاه دست ساختهاي دانش اموزي.


13- شرکت در طرح اشنايي با مراکز خدماتي( پست. بانک .شهرداري .درماني.تعاوني...........).


بار ديگر از دوستان عزيز خواهشمندم نظرات وپيشنهادات خود را براي بهتر شدن برنامه برايم ارسال کنند.


متشکرم.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:4 توسط مدیریت مدرسه |



تولد حضرت علي روز پدر و روز مرد پيشاپيش مبارک

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 19:59 توسط مدیریت مدرسه |



 

تبليغات

X

مقدمه :

درچند دهه اخير ؛ انقلاب عظيمي درعلوم طبيعي بوده ايم . اين انقلاب درشيوه درك وتبيين پديده ها ؛ به وسيله انديشمنداني صورت گرفته است كه درساليان گذشته ؛ تبيين هاي خودرا درقالب هاي منظم ومشخص ارائه مي دادند.جهان رامجموعه  اي ازسيستم هايي تصور مي كردندكه مطابق باقوانين جبري طبيعت به طريقي مشخص وقابل پيش بيني درحركت است .ازاين رو ؛ معتقد بودندمعلولها به صورت خطي ؛ برآيند علل خاصي هستند .اكنون آنها برنقش خلاقانه بي نظمي وآشوب تآكيد كرده وجهان رامجموعه اي از سيستمهائي مي دانند كه به شيوه هايي خود سازمان ده عمل مي نمايند وپيامدهاي اين شيوه زندگي وجود حالات  غير قابل پيش بيني وتصادفي است .اما در اين شرايط ؛ قوانين جبري طبيعي كماكان حاكميت دارند وپي برده شده كه سيستم ها به شيوه اي دوراني عمل مي كنند كه درآن بي نظمي منجر به نظم ونظم منجر به بي نظمي مي شود .امروزه ديگر  تصور ساده ازنحوه فعاليت جهان جاي خود رابه تصوري پيچيده وپارا دوكس گونه داده است .

اين علم جديد ؛ تئوري پيچيدگي ناميده مي شود وجنبه اي ازاين علم كه توجه همگان را به خود جلب كرده است  ؛ تئوري آشوب يا نظم دربي نظمي ناميده مي شود.

نظريه " نظم غايي " يا " نظم دربي نظمي " به ما ابزار حل مسائل پيچيده را درمحيط پرآشوب وآكنده ازتغيير دتحول امروز وفردا مي دهد.

نظريه نظم غائي پس ازدو نظريه نسبيت و كوانتوم ؛ سومين انقلاب علمي عصر حاضر است .نظريه نسبيت ؛ نظريه نيوتوني زمان و فضاي مطلق را درهم ريخت و نظريه  كوانتوم ؛ روياي سنجشهاي دقيق ؛ قابل كنترل ومتقن را برهم زد ونظريه نظم غائي پيش بيني هاي يقيني را كه از انديشه هاي لاپلاس نشآت مي گرفت زير سئوال برد.

تئوري آشفتگي يا آشوب براي اولين بار ازسال 1965 توسط دانشمندي بنام ادوارد لورنزEdvard Lorenz ) ) درهواشناسي به كاربرده شده وآنرا به يك علم تبديل نموده وسپس درحيطه تمام علوم ومباحث تجربي ؛ رياضي ؛ رفتاري ؛ مديريتي واجتماعي واردشده واساس تغييرات بنيادي درعلوم بويژه هواشناسي ؛ نجوم ؛ مكانيك ؛ فيزيك ؛  رياضي ؛ زيست شناسي ؛ اقتصاد ومديريت را فراهم آورده است .

بي نظمي يا آشوب چيست ؟

Chaos  در لغت به معني درهم ريختگي ؛ آشفتگي وبي نظمي است ومترا دف آن در مكانيك Turbulanceيا تلاطم مي باشد اين واژه به معني فقدان هرگونه ساختار يا نظم است ومعمولا درمحاورات روزمره آشوب وآشفتگي نشانه بي نظمي وسازمان نيافتگي به نظر آورده مي شود وجنبه منفي دربردارد. اما در واقع با پيدايش نگرش جديد وروشن شدن ابعاد علمي ونظري آن امروزه ديگر بي نظمي وآشوب به مفهوم سازمان نيافتگي ؛ ناكارائي ؛ ودرهم ريختگي تلقي نمي شود بلكه بي نظمي وجود جنبه هاي غيرقابل پيش بيني واتفاقي درپديده هاي پوياست كه ويژگي خاص خود را داراست .بي نظمي نوعي نظم غائي دربي نظمي است .

هيلز در 1990 آشوب يا بي نظمي را اينگونه تعريف مي كند: " بي نظمي وآشوب نوعي بي نظمي منظم ( orderly Disorder) يانظم در بي نظمي است .بي نظم از آن رو كه نتايج آن غير قابل پيش بيني است ومنظم بدان جهت كه از نوعي قطعيت برخوردارست ."

بي نظمي درمفهوم علمي يك مفهوم رياضي محسوب مي شود كه شايد نتوان خيلي دقيق آنرا تعريف كرد اما مي توان آنرا نوعي اتفاقي بودن همراه باقطعيت دانست . قطعيت آن بخاطر آن است كه بي نظمي دلايل دروني دارد وبه علت اختلالات خارجي رخ نمي دهد واتفاقي  بودن بدليل آنكه رفتار بي نظمي ؛ بي قاعده وغيرقابل پيش بيني دقيق است .همچنين آدامس ( H . Adams ) آشفتگي را اينگونه تعريف مي كند : از آشفتگي زندگي زائيده مي شود درحاليكه ازنظم عادت به وجود مي آيد.

ويژگي تئوري آشوب

نظريه آشوب داراي ويژگيهاي منحصر به فردي است كه بازتاب بسيار مهمي نيز درمديريت ايجادكرده است به طوريكه اين ويژگيها ضررهاي جدي برپيكره  پارادايم سنتي مديريت وارد آورده ومي روند تا اساس پارادايم تازه اي را درمديريت وساير علوم مرتبط شكل دهند.اين ويژگيها عبارتند از :

1 - اثر پروانه اي ( Butterfly Effect ) :

لورنس درتحقيقات خود به شگفتي  به اين نتيجه رسيد كه يك تغيير جزئي درشرايط اوليه معادلات پيش بيني كننده جوي ؛ منجر به تغييرات بسيار شديددرنتايج حاصل ازآنها مي گردد.بعبارت ديگر اثر پرونه اي اين تئوري به گونه اي است كه يك تغيير جزئي در ابتدا منجر به يك تغيير بسيار بزرگ درپايان كار خواهدشد بدين مفهوم كه مثلا ؛ اگر  پروانه اي در " پكن " پر بزند ممكن است بر اثر اين پرزدن ابري حركت كرده ودر " نيويورك " طوفاني ايجاد شود.

درگذشته سيستمهائي كه اثر پروانه اي ازخود نشان مي دادند به عنوان سيستمهاي بررسي ناپذير ازحيطه مطالعات علمي كنار نهاده مي شد وبه اين جهت روش تحليلي خاصي براي مطالعه آنها به وجود نيامده بود اما امروزه اين سيستمها محل توجه دانشمندان است وكوشش مي شود تا مسائلي كه قبلا تصادفي ؛ ناموزون وبي نظم تلقي مي شدند با تئوري آشوب مطالعه وراه حل يابي شوند.

2 سازگاري پويا ( Dynamic Adaptation ) :

 سيستمهاي بي نظم در ارتباط با محيطشان مانند موجودات زنده عمل مي كنند ونوعي تطابق و سازگاري پويا بين خود ومحيط پيرامونشان ايجاد مي كنند.

3 - جاذبه هاي غريب ( Strange Attractors ) :

جاذبه ها انواع مختلف دارند مانند جاذبه نقطه ثابت ؛ جاذبه دور محدود ؛ جاذبه گوي مانند وجاذبه غريب يا بي نظم .جاذبه هاي غريب برخلاف جاذبه هابي قبلي كه نوعي نظم وقابليت پيش بيني داشتند ؛ بي نظم هستند وبه همين خاطر برخي آنها را جاذبه هاي بي نظم نيز ناميده اند . البته بايد توجه اشت كه صفت غريب اشاره به الگوي هندسي جاذبه ها دارد درحاليكه بي نظمي ديناميك جاذبه ها رامد نظر دارد واين دو باهم متفاوتند واز سوئي ديگر بايد توجه داشت كه جاذبه هاي بي نظم غريب هستند اما همه جاذبه هاي غريب بي نظم نيستند .از اين رو اصطلاح جاذبه هاي غريب براي اين ويژگي صحيح تر مي باشد.جاذبه هاي غريب بدون الگو نيستند واز الگوي خاصي پيروي مي كنند وارزش آنها هم درهمين الگو داشتن است اين جاذبه ها داراي ويژگيهاي هندسي پيچيده اي هستند وداراي ابعاد غير صحيح مي باشند ومسير آنها به هم پيچيده ؛ چند جهته وگسترده است . در جاذبه هاي غريب هيچ مسيري تكرار نمي شود وهر مسير براي خود مسيري جديد است .جاذبه هاي غريب از تصاوير هندسي برگرفته كه قوم " اينكا " درصحراي پرو حك كرده اند كه اگر از نزديك به آنها نگاه كنيم نه نظمي را نشان مي دهند ونه تصوير معني داررا به ذهن متبادر مي سازند.اما اگر ازآسمان واز راه دور به آن بنگريم تصاوير درختان ؛حيوانات وپرندگان را مي بينيم . جاذبه هاي غريب درهمه جا وجود دارند . همه آنچه را كه ما درنظر اول بي نظم وآشوبناك مي بينيم در دراز مدت وبا تكرار؛ الگوي منظمي ازخود نشان مي دهند .

4 خود مانائي ( Self – similarity )  :

در تئوري آشوب ؛ نوعي شباهت بين اجزاء وكل قابل تشخيص است . بدين ترتيب كه هر جزئي از الگو همانند ومشابه كل مي باشند . خاصيت خودمانائي در رفتار اعضاي سازمان نيز مي تواند نوعي وحدت ايجاد كند ؛ همه افراد به يكسو ويك جهت وهدف واحدي نظر دارند.

تصميم گيري در شرايط آشوب

در متون مديريت ، مدلهاي مختلفي براي تصميم گيري طراحي شده است كه تصميم گيري در شرايط مشخص ومعين ومحيط هاي باثبات را مد نظر داشته اند . در نظريه آشوب ، بي نظمي برهمه عرصه هاي علمي سايه افكنده است كه مدلهاي تصميم گيري در اين نظريه نيز از اين قاعده مستثني نيستند.

در نگرش سنتي مديريت ، تصميم گيري فرآيندي است قابل پيش بيني وعدم موفقيت در تصميم گيري يا ناشي ازفقدان اطلاعات ويا ناشي از  محدوديت فنون پيش بيني وتلاش است . درصورتي كه نظريه آشفتگي وآشوب ، تصميم گيري را غير قابل پيش بيني وتلاش براي پيش بيني آينده را كار بيهوده فرض مي كند .يا حداقل پيش بيني قطعي ويقيني آن دشوار وسخت است .

از نظر تئوري آشوب ، اطلاعات صحيح وكامل دست يافتني نيستند ورويدادها كراراّ ناپيوسته اندوبا آنچه درگذشته اتفاق افتاده رابطه اي ندارند.

يكي از مدلهايي كه درپاسخ به شرايط كنوني مطرح شده مدلي است كه آنرا اصطلاحاّ  " ظرف زباله Garbage can" نام نهاده اند كه شايد اشاره اي به بي نظمي و درهم وبرهم بودن شرايط تصميم گيري باشد . برخي ازعلما اين مدل را براي سازمانهاي امروزي مناسب ديده اند كه بي نظمي هاي سازمان يافته اند.

اين مدل را ابتدا سه نفر به نامهاي  كوهن ، مارچ  و  السن  طراحي كرده اند.آنان با استفاده از اين مدل مي خواستند تصميم گيري در شرايط بسيار مبهم وبي نظم راتوصيف كنند . اين مدل در واقع پيش فرضهاي مدلهاي عقلائي وسياسي را زير سئوال برده و عدم حساسيت آنها به شرايط مبهم وبي نظم را دليل بي اعتباري آنها دانسته اند.

سازمان به مثابه حوزه تصميم گيري داراي محيط بيروني ونظامهاي بزرگتري است  كه آن را احاطه كرده اند و  سرشار از ابهام وعدم وضوح هستند . اين ابهامات معمولاّ به سه صورت بروز مي كنند .

اولين ابهام ؛

 درتعيين صريح وروشن اولويتهاست .اولويتهاي تصميم گيرندگان غالباّروشن ومشخص نيستند وداراي ابهامهاي فراوان هستند.

دومين ابهام ؛

 در روابط علت ومعلولي است .تصميم گيرندگان ومديران آگاهي وشناخت خود را در اين زمينه از طريق آزمون وخطا به دست‌مي آورند وهيچگاه با اطمينان نمي توانندعلت اصلي را مشخص كنند.

سومين ابهام ؛

 ناشي از شرايط وتوانائي ونحوه مشاركت اعضاي دخيل درفرآيند تصميم گيري است . پيش بيني  اين امر  كه چه كساني واقعاّ در تصميم گيري مشاركت دارند ، بسيار دشوار است. مدل آشفته تصميم گيري مي تواند پاسخ مناسبي به اين معضل وشرايط مرتبط با آن باشد. مدل تصميم گيري آشفته از تلاقي اتفاقي چهار جريان حاصل مي شود. اين جريانها عبارتنداز :

1 -  فرصت هاي انتخاب وموقعيتهائي كه تصميمي را ايجاد مي كند .

2 - پاسخها يئ كه به حل مسائل ومشكلات نظردارند.

3 - اعضا وافراد تصميم گيرنده كه با برنامه هاي زماني متراكم وآگاهي محدود خود نسبت به مسائل اظهار نظر وتصميم گيري مي كنند.

4 -  مسائل ومشكلات وعلائق وگرايش هاي افراد درون وبيرون سازمان كه به نحوي با تصميم نتايج حاصل از آن مرتبط مي باشند.

بنابراين تصميم گيري فرآيندي آشفته وبي نظم  مي شود كه در آن با انتخابهايي مواجه هستيم كه هدفشان حل مشكلات ايجاد شده است ، صاحبان مشكل هم در اين ميان در پي راه حلهايي آرامش بخش وتسكين دهنده هستند وسرانجام تصميم گيرندگاني كه نه دقيق وعقلائي بلكه با موقعيت خاصي كه در آن قرار گرفته اند، مي خواهند در محدوده هاي زماني كوتاه تصميماتي اتخاذ كنند.

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 13:16 توسط مدیریت مدرسه |



Genpets موجودی ساخته دست بشر!



دانشمندان علم ژنتیک با بی رحمی تمام موجودی ساخته اند که کاملاً درد را احساس


می‌کند ولی نمیتواند جیغ بکشد




شركت جن‌پتس ‪ اقدام به تولید انبوه حیوانات ژنتیكی كرده است كه نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد.

این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بسته‌بندی‌های مخصوص در فروشگاه‌های این شركت عرضه می‌شود.

حیوان خانگی ساخته شده در شركت جن‌پتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج می‌شود اما به گونه‌ای ساخته شده كه هنگام درد، سر و صدای زیادی نمی‌كند.

عمر این حیوان یك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و كودكان انس می‌گیرد.

این شركت اعلام كرده است كه به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاه‌های زنجیره‌ای و نمایندگی‌های خود آغاز می‌كند و اكنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است.

این شركت با استفاده از دستاوردهای مهندسی ژنتیك، بااصلاح و دستكاری مولكول‌های دی‌ان‌آ كه حاوی اطلاعات زیستی جانداران است اقدام به تولید انبوه و فروش پستانداران زنده كرده است.

بسته‌بندی‌ها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ ال‌ایی‌دی‪ كه درجه تازگی حیوان را نشان می‌دهد و لوله ویژه تغذیه است.

شركت سازنده این حیوانات اعلام كرده است كه آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی می‌كنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت

دی‌ان‌ای این حیوانات بر اساس فن‌آوری میكرواینجكشن تخم‪ ‪ تهیه شده است. این فن‌آوری در سال 1997بوجود آمده است و در سال 2003 از آن برای تلفیق دی‌ان‌آی انسان و خرگوش با موفقیت استفاده شد.


اقدام شركت جن‌پتس دغدغه فیلسوفان و حامیان حقوق انسان و حیوانات را بار دیگر گوشزد می‌كند و بیم زندگی در جهانی مانند “جزیره دكتر مونرو” را به ذهن متبادر می‌كند.

در جزیره دكتر مونرو كه یك داستان تخیلی مربوط به چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی می‌كنند كه نیمی انسان و نیمی حیوان‌اند
به نظر می‌رسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی، كه برخی خصوصیات عروسك‌ها را نیز دارا هستند، نسلی از كودكان پرورش می‌یابند كه تفكر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهند داشت و به این ترتیب نگاه آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهد شد.

یک موجود زنده که توسط دی ان ای هایی ترکیبی از حیوان و انسان و علم مهندسی بیو ایجاد و ساخته شده .

میدونم که تعجب کردید و هزار تا سوال براتون اینجا شد ،خوب تصمیم دارم به یک سری از سوالها که برای خودم هم اولش ایجاد شد و جوابش و با تحقیق گرفتم ، پاسخ بدم .

آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟
بله جن پتس زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک قرار دارد تنفس میکند.

آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟
بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند .

*آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟
بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یا کارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید.

*آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟
جن پتس رشد کامل خود را داخل بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است .

**توضيح اضافه :
این محصول در دو مدل یکی با طول عمر یک سال و دیگری با طول عمر سه سال و در هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجی) شاد (زرد) آرام (سبز) متین (آبی) روحانی و رویایی(بنفش)ساخته شده‌است.

خوب بعد سوال و جواب ها ، جالبه براتون هم بگم که این کمپانی این محصول را تولید کرده تا جای عروسک و یا حیوانات خانگی را در منازل بگیرد و مشکلات حیوانات را نداشته باشد
همونطور که در عکس اول مشاهده میکنید قسمت بالا سمت راست ، توسط یک سیستم ساده ضربان قلب جن پتس طی مدت زمانیکه در خواب زمستانی است را نشان میدهد و قسمت سمت چپ پایین چند تا چراغ وضعیت سلامتی این موجود عجیب را کنترل و نشان میدهد .

جن‌پتس :: Genpets


Gen= Genetic که همون علم ژنتیکه و Pet= حیوان اهلی و دست آموز خانگی

جن‌پتس :: Genpets


این موجود زنده طوری ساخته شده که حرکات محدودی مانند یک نوزاد داشته باشد به گونه‌ای که مدفوع بسیار مختصر داشته باشد و به غذای کمی هم احتیاج دارد.قد آن حدود ۲۰ سانتیمتر و قطرش ۷ سانتیمتر است و جثه آن از این بزرگ‌تر نمیشود کاملاً درد را احساس می‌کند ولی نمیتواند اصوات بلند تولید کند دارای خون عضله و استخوان است و پس از خروج از جعبه ظرف ۲۰ دقیقه بیدار شده و چشم‌هایش را باز می‌کند.

شركت bio-genica در استرليا عروسک‌های جاندار موسوم به (Genpets) را به کمک علم مهندسی ژنتیک به این ترتیب که ترکیبی از ژن‌های خرگوش شامپانزه و خوک با استفاده از القای خواب زمستانی در جعبه نگهداری می‌شود و این جعبه ضربان قلب و میزان تازگی آن را نشان می‌دهد . در سراسر كره خاكی عرضه خواهد كرد

سایت سازنده : http://www.genpets.com

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:7 توسط مدیریت مدرسه |



     نظر به اهميت و ابعاد پيچيده فرايند تربيت به معناي عام و مسا ئل پرورشي به معناي خاص به عنوان يكي از مهمترين و اصلي ترين كاركردهاي نهاد تعليم تربيت وآسيب پذيري اين فرايند به لحاظ تأثير عوامل فردي،اجتماعي،آموزشي،خانوادگي و....... و همچنين وجود شواهد نگران كننده اي از مداخله روز افزون عوامل آسيب زا، اعم  از عوامل آموزشگاهي(از آموزگار گرفته تا ناظم و مدير و كتابخانه و دانش آموزان) و عوامل خارج از آموزشگاه (پدر و مادر و مسجد و سينما و راديو و تلويزيون و مطبوعات و غيره) در امرفعاليتهاي پرورشي وتربيت دانش آموزان،و نيز وجود طرح و برنامه هاي دقيق دشمنان اين مرز و بوم در مبارزه با  فرهنگ ديني و سنتي(تهاجم فرهنگي) مردم ايران،بخاطر ماهيت استكبار ستيزي نظام فرهنگي جمهوري اسلامي ايران،موضوع تربيت وپرورش دانش آموزان نيز در كنار آموزش نيازمند به كنكاش عالمانه باهدف روز آمدسازي فعاليتهاي پرورشي در مدارس دارد. آنچه تاامروز اين مهم در نظام تعليم وتربيت اتفاق افتاده است،توجه صرف به تغييرات مورد نياز درنظام آموزشي بوده ودر مجموعه فعاليتهاي تصميم سازيِ مربوط به روز آمد سازي فعاليتهاي آموزش وپرورش،موضوع پرورش و تربيت دانش آموزان مغفول مانده است. لازم است با ارائه تصويري روشن از آنچه كه تا كنون بر نظام امور تربيتي كشورمان گذشت.زمينه را براي اصلاح كاستي ها با هدف پاسخگوئي به نياز ها و ضرورت هاي تربيتي امروز جوانان و نوجوانان در عصر الكترونيك در قالب طرح نظام نوين پرورشي فراهم آورد. 

 

بيان مسأله:

          پرورش كه معادل اصطلاح انگليسي آنEducation مي باشد در زبان فارسي غالب به آموزش و پرورش ترجمه مي شود كه ترجمه غلطي است. زيرا آموزش و پرورش دو مفهوم مستقل مي باشند آموزش كه در زبان انگليسيInstruction ناميده ميشود ناظر بر آموخته هاي صرفا ذهني است كه به صورت امتحان كتبي يا شفاهي ميزان آموخته ها يادگيرندگان مورد ارزيابي قرارميگيرد حال آنكه تربيتEducation))آموزشي است كه به عمل و رفتار منتهي ميشود فلذا در تعريف پرورش آمده است: پرورش جرياني منظم و مستمر كه هدف آن كمك به رشد جسماني،شناختي،رواني،اخلاقي،اجتماعي،يا به طور كلي رشد شخصيت پرورش يابندگان در جهت كسب هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعدادهاي آنها است.در حاليكه در تعريف آموزش آمده است:آموزش عبارت است از فعاليت هاي كه به منظور ايجاد يادگيري در ياد گيرنده،از جانب آموزگار يا معلم طرح ريزي مي شود و بين آموزگار و يك يا چند يادگيرنده به صورت كنش متقابل جريان مي يابد(علي اكبر سيف - روانشناسي پرورشي).اگر چه دو مقوله آموزش و پرورش در تأمين اهداف غايي از يك طنيدگي تقريبا غير قابل احصايي برخور دار مي باشند اما عملاٌ در تعين اهداف جزئي و تنظيم برنامه هاي اجرايي بايد براي هريك از دو مقوله آموزش و پرورش برنامه ريزي جداگانه اي داشت زيرا اين دو در مقايسه با يكديگر داراي تفاوتهاي هستند ازجمله:

1)پرورش يك جريان وسيع و مستمر است كه در مدت زماني نسبتاً طولاني انجام ميگيرد،در صورتيكه آموزش به فعاليتهاي مشخص و محدود معلم اطلاق مي شود.

2)هدف عمده مدارس پرورش افراد است،و آموزش وسيله پرورش است.

3)پرورش داراي هدف هاي كلي و غايي و نسبتاًدير رس است،اما آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق و زودرس تر از هرف هاي پرورشي است.

4)آموزش معمولاً بوسيله آموزگار يا معلم و در جاي معيني مثل كلاس درس انجام مي گيرد،اما در پرورش،تمام عوامل آموزشگاه(از آموزگار گرفته تا ناظم و مدير و كتابخانه و دانش آموزان) و عوامل خارج از آموزشگاه (پدر و مادر و مسجد و سينما و راديو و تلويزيون و مطبوعات و غيره)مؤثرند.

5)هدف هاي كلي و غائي پرورش رسمي را برنامه ريزان و معمولاًدر سطح وزارت آموزش و پرورش تهيه و تدوين مي كنند،اما هدفهاي دقيق و مشخص آموزشي دروس مختلف را غالباً خود معلمان ،در رابطه با هدف هاي پرورشي،تدوين مي نمايند.

شايد به خاطر همين تفاوت است كه در بسياري از كشور هاي مختلف در بحث آموزش و پرورش بيشتر از كلمه تربيت(Education) استفاده مي كنند تا آموزش. به عنوان مثال عبارت (                                             ) يعني وزارت تربيت. در كشورهاي عربي هم نهاد رسمي تعليم و تربيت وزارالتربيه (تربيت) ناميده مي شود. فلذا در يك مطالعه تطبيقي از نظام هاي مختلف آموزش و پرورش دنيا اين تفكيك در قالب برنامه هاي اجرايي مورد توجه عمق قرار گرفته است. با نگاهي گذرا به برنامه ريزي هاي درسي در آموزش و پرورش كشورهاي مختلف خواهيم ديد كه بخش عمده از فرصتهاي آموزش و پرورش صرفاٌ به فعاليتهاي پرورشي اختصاص داده شده است.

       در تاريخ آموزش و پرورش ايران نيز چه در دوران قبل از تأسيس دارالفنون كه فعاليتهاي آمورش و پرورش چه در سطح ابتدائي وچه درسطح عالي به صورت سنتي و خودگردان توسط مردم در مكتب خانه ها و حوزه هاي علمي اداره مي شده است و چه در دوران بعد از تأسيس دارالفنون و شكل گيري نظام نوين و رسمي آموزش و پرورش موضوع تربيت وپرورش از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار بوده است بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام (ره) در بهمن سال 57 كه اساساٌ يك انقلاب بزرگ ارزشي و فرهنگي بوده جايگاه فعاليتهاي پرورشي در نهاد پر احتشام وزارت آموزش و پرورش مورد توجه ويژه قرار گرفته است.و در همان واپسين روزهاي انقلاب اسلامي يعني در 7 اسفند سال 57 نظام امور تربيتي بوسيله شهيدان رجايي و باهنر شكل گر فت.

     از آنجائيكه در آن روزگارحضور گروههاي سياسي و نظامي مخالف نظام.انقلاب اسلامي را تهديد مي نمود و مربيان پرورشي نيز از جمله نيروهاي بوده اند كه از متن انقلاب برخواسته و حفظ حراست انقلاب را از اهم وظايف خود مي دانستند بيشتر فعاليتهاي آنان در جهت حفظ و حراست از انقلاب و طاغوت زدايي در نظام آموزش و پرورش مصروف مي شد و فرصتي دست نداده بود تا مربيان پرورشي علاوه بر آن به موضوع پرورش به شكل تخصصي آن و بر اساس آموزه هاي ديني اسلام بپردازند.

     به همين دليل در آن روزگار شعار مربيان تربيتي سربازان انقلابند به عنوان يادگاري از شهيدان رجايي و باهنر محور برنامه ريزي ها و فعاليتهاي امور تربيتي بود و اين تصور غلط موجب شده است تا با تثبيت نظام جمهوري اسلامي و پايان جنگ در سال 1367 عده اي از متوليان امور تعليم و تربيت مأموريت امور تربيتي را در آموزش و پرورش تمام شده تلقي نمايند و با طرح اين پرسش كه چگونه يك مربي مي تواند از اطلاعات جامع اعتقادي.تربيتي.فرهنگي.هنري.سياسي و اجتماعي برخوردار بوده و در عين حال داراي توانايي هاي همچون سخنوري.كارگروهي.هنرهاي نمايشي.شعر.ادبيات.هنرهاي تجسمي.آشنايي با آيات و روايات.كلاس داري.مشاوره تربيتي.تبليغات.برگزاري مراسم و مجامع و ... باشد،خط مشي جديدي براي امور تربيتي ترسيم نموده و مربي پرورشي را تنها در گير با كارهاي اجرايي مدرسه نظير پاسخ به بخشنامه هاي اداري.نصب پوستر هاي تبليغاتي.اجراي برنامه هاي صبحگاهي در حد خواندن قرآن و دعا،اعلام مسابقات فرهنگي و هنري در برنامه آغازين مدرسه،برگزاري مسابقات احكام نماز،سرود و ....... برگزاري مراسم ويژه در ايام ولادت و شهادت و ياد بودهاي انقلاب نموده اندو همين بي اعتنايي از وظايف ماهوي و مسئوليت اصلي مربيان پرورشي و عدم ايجاد نقش بازيگري متناسب با شأن اين شغل از سوي مسؤلين و برنامه ريزان آموزش و پرورش موجب شده است تا زبده ترين نيروهاي امور تربيتي از وزارت آموزش و پرورش به دستگاههاي ديگري مانند صدا و سيما.وزارت ارشاد.تبلغات اسلامي كوچ نموده و نيروهاي متوسط با تقاضاي خود به بخش آموزشي منتقل و عده اي نيز همچنان در حاله اي از ابهام نسبت به آينده و سرگردان از چگونگي انجام وظايف مبهم مظلومانه در اين سنگر باقي مانده اند.

     آنچه مهم بنظر مي رسد آن است كه همه مسئولان آموزش و پرورش از آغاز تأسيس جمهوري اسلامي تا به امروز دغدغه يك نظام پرورشي كارآمد و مؤثر را به عنوان مهمترين بستر و پوششي مناسب جهت حفظ و حراست از اعتقادات ديني و فرهنگي دانش آموزان در تصميم گيريهاي كلان آموزش و پرورش داشته اند و امروز نيز براي آنكه بتوانند معلمان و مربيان را به مشاركت در اجراي برنامه هاي آموزشي و پرورشي فراخوانند موضوع تلفيق فعاليتهاي پرورشي و آموزشي را به عنوان مؤثرترين روش برگزيدند.

     موضوع تلفيق فعاليتهاي آموزش و پرورش كه از سال 1380 به طور جدي و در قالب دستورالعملهاي اجرايي به مجريان برنامه هاي آموزش و پرورش ابلاغ شده است به نظر مي رسد كه در بعد تعميق فعاليت هاي پرورشي چندان موفق نبوده است زيرا حوزه پرورشي متولي اداره و اجراي يك سري از فعاليتهاي است كه در متن ساعات موظفي كار معلمين نمي گنجد و بايستي افرادي متخصص عهده دار انجام اين وظايف باشند و دواير آموزشي نيز بنا به ماهيت وظايف و رويه پذيرفته شده و حجم وسيع و گسترده كارهاي آموزشي نمي توانند نقشي در برنامه ريزي ها و اجراي فعاليتهاي تربيتي داشته باشند و حجم كار گسترده اين حوزه كه قبلاٌبا پستهاي مشخص و كافي اداره مي شد بر دوش حداكثر 3 يا 4 نفر در دوائر پرورشي و فرهنگي و هنري افتاده و موجبات خستگي و دلخوري اين نيروها را فراهم نموده است است كه به اعتراف بسياري از آنها فرصتي براي برنامه ريزي و هدايت كارهاي پرورشي پيدا نمي كنند. مربيان پرورشي كه تا ديروز به عنوان نگهبانان ارزشهاي ديني و فرهنگي و جهره هاي فرهيخته انقلاب اسلامي در مدارس در صدر مي نشستند در شرايط بوجود آمده نه انگيزه اي براي ادامه فعاليت هاي پرورشي دارند نه فهم درستي از وظايف و مسئوليتهاي خود در مجموعه نظام آموزش و پرورش.و جايگاه آنان آنقدر متزلزل شده است كه حتي حاضر نيستند به تقويت بخشي وظايف شغلي خود به پردازند.

نوشته شده توسط سيد تيمور ميرشفيعي لنگري 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:4 توسط مدیریت مدرسه |



 

هدف کلي: آشنایی با مفاهیم و اعمال اسلامی

سال تحصيلي : 88-87

کلاس : دوم

درس : هدیه های آسمانی

فعاليت هاي کتاب کار

هدف هاي کلي درس

موضوعات و عنوان هاي دروس

درس و صفحه

تاريخ

روز

جلسه

هفته ها

ماهها

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

مهر ماه

 

معارفه

 

 

7/3

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با نحوه معارفه کردن

سلام سلام

اول

12 و 13

7/6

شنبه

جلسه اول

دوم

 

عید سعید فطر

 

 

7/10

چهارشنبه

جلسه دوم

1 و 2

 

سلام سلام

 

7/13

شنبه

جلسه اول

سوم

 

آشنایی با  یکی از آفریده های خداوند به نام خورشید و نقش آن در زندگی ما

مثل خورشید

دوم

14 و 15

7/17

چهارشنبه

جلسه دوم

3 تا 5

 

مثل خورشید

 

7/20

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

آشنایی با  دوتا از آفریده های خداوند به نام ابر و باران و نقش آن در زندگی ما

ابرها می آیند

سوم

16 و 17

7/24

چهارشنبه

جلسه دوم

6 تا 10

 

یک قصّه قشنگ

 

7/27

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

آبان ماه

 

آشنایی با  عدم ایجاد نگرانی برای نزدیکان و دوستان

با دوستانم . . .

چهارم

18 و 19

8/1

چهارشنبه

جلسه دوم

 

شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

 

8/4

شنبه

جلسه اول

دوم

11 تا 13

 

دقیق تر نگاه کن !

 

8/8

چهارشنبه

جلسه دوم

 

نحوه ی برخورد صحیح با  فرزندان کوچک خانواده

هدیه های او

پنجم

20 تا 23

8/11

شنبه

جلسه اول

سوم

14 تا 16

 

هدیه های خدا

 

8/15

چهارشنبه

جلسه دوم

 

نحوه ی ارتباط با خدا بوسیله ی دعا

همه چیز از توست

ششم

24 و 25

8/18

شنبه

جلسه اول

چهارم

17 و 18

 

آرزوهایم . . .

 

8/22

چهارشنبه

جلسه دوم

 

ذکر نعمت های خداوند

خدای شاپرک ها

26 و 27

8/25

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

آشنایی با نحوه وضو گرفتن صحیح

می خواهم وضوبگیرم

هفتم

28 تا 31

8/29

چهارشنبه

جلسه دوم

19 تا 20

 

چه کار می کند؟

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

آذر ماه

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با پیامبران  بزرگ و نحوه ی بزرگداشت روز میلاد آنها

جشن تولد

هشتم

32 و 33

9/2

شنبه

جلسه اول

دوم

21 تا 24

 

خبرنگارهای کوچولو

 

9/6

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با نحوه ی برخورد پیامبر اسلام (ص) با یتیمان

به جای پدر

نهم

34 و 35

9/9

شنبه

جلسه اول

سوم

25 و 26

 

گل محمّدی . . .

 

9/13

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با چگونگی  برخورد  پیامبر اسلام (ص) با کودکان

در میان کودکان

دهم

36 و 37

9/16

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

 

مرور درس ها

 

9/20

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با  نحوه ی صحیح خواندن نماز

می خواهم نماز بخوانم

یازدهم

38 تا 43

9/23

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

عید سعید غدیر خم

 

 

9/27

چهارشنبه

جلسه دوم

27

 

کدام عبارت ؟ کدام تصویر ؟

 

9/30

شنبه

جلسه اول

ششم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

دي ماه

 

آشنایی با اهل بیت پیامبر و آموزش غیر مستقیم حدیث کساء

مثل پیامبر

دوازدهم

44 و 45

10/4

چهارشنبه

جلسه دوم

 

امتحانات ترم اول

 

 

10/7

شنبه

جلسه اول

دوم

 

امتحانات ترم اول

 

 

10/12

چهارشنبه

جلسه دوم

 

امتحانات ترم اول

 

 

10/14

شنبه

جلسه اول

سوم

 

عاشورای حسینی

 

 

10/18

چهارشنبه

جلسه دوم

28 و 29

 

اهل بیت پیامبر

 

10/21

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

آشنایی با اولین امام حضرت علی (ع) و اهل بیت او  و الگو گیری از رفتار ایشان در چگونگی  کمک به فقیران و ایثار

افطار شیرین

سیزدهم

46 و 47

10/25

چهارشنبه

جلسه دوم

30 و 31

 

آن شب . . . .

 

10/28

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

بهمن ماه

 

آشنایی با دومین امام ، امام حسن مجتبی (ع) و نحوه ی مهمانی رفتن و مهمانی دادن از ایشان

رهگذر مهربان

چهاردهم

48 و 49

11/2

چهارشنبه

جلسه دوم

32 و 33

 

قصّه می نویسم !

 

11/5

شنبه

جلسه اول

دوم

 

آشنایی با سومین امام  ، امام حسین (ع) و  محبت بسیار پیامبر اسلام (ص) به ایشان

کودک دوست داشتنی

پانزدهم

50 تا 53

11/9

چهارشنبه

جلسه دوم

34

 

این تصویر تو را به یاد چه چیزی یا چه کسی می اندازد ؟

 

11/12

شنبه

جلسه اول

سوم

 

آشنایی با آداب و رسوم غذا خوردن

سُفره ی عمو عباس

شانزدهم

54 و 55

11/16

چهارشنبه

جلسه دوم

35 و 36

 

غذای پرنده

 

11/19

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

آشنایی با نحوه ی احترام به حقوق دیگران

نیمکت سبز

هفدهم

56 و 57

11/23

چهارشنبه

جلسه دوم

37 و 38

 

کدام کلاس ؟

 

11/26

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

آشنایی با شیوه ی رعایت و حفظ پاکیزگی محیط زیست

شادی گل ها

هجدهم

58 و 59

11/30

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

اسفند ماه

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با میلاد امام زمان (عج) و نحوه بزرگداشت این روز عزیز

جشن بزرگ

نوزدهم

60 و 61

12/3

شنبه

جلسه اول

دوم

39

 

جشن بزرگ

 

12/7

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با  راستگویی و بیان حقیقت در هر زمانی

عینک معلّم

بیستم

62 و 63

12/10

شنبه

جلسه اول

سوم

40 و 41

 

کارِ  خانه

 

12/14

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

12/17

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

 

مرور دروس

 

12/21

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

12/24

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

ارزشیابی

 

 

12/28

چهارشنبه

جلسه دوم

 

عید نوروز

 

 

1/1

شنبه

جلسه اول

اول

فروردين ماه

 

عید نوروز

 

 

1/5

چهارشنبه

جلسه دوم

 

عید نوروز

 

 

1/8

شنبه

جلسه اول

دوم

 

عید نوروز

 

 

1/13

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با دریافت اجر و پاداش از زحمت و کوشش خود نه دیگران

کاردستی نرگس

بیست و یکم

64 و 65

1/15

شنبه

جلسه اول

سوم

 

آشنایی با زمان خواندن نماز های یومیّه

وقت خواندن

بیست و دوم

66 و 67

1/19

چهارشنبه

جلسه دوم

42

 

کار دستی بسازیم

 

1/22

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

ایجاد نشاط و شادی در کلاس

سرود بیداری

68 و 69

1/26

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با سن تکلیف و وظایف این سن

جشن نماز

بیست و سوم

70 و 71

1/29

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

ارديبهشت ماه

43 تا 45

 

با توجّه به عدد ها رنگ آمیزی کن

 

2/2

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

2/5

شنبه

جلسه اول

دوم

 

 

مرور دروس

 

2/9

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

2/12

شنبه

جلسه اول

سوم

 

 

مرور دروس

 

2/16

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/19

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/23

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/26

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/30

چهارشنبه

جلسه دوم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:2 توسط مدیریت مدرسه |



مي‌توان فهميد در قلب‌ها، ذهن‌ها و آرمان‌هاي پدران و مادران ما چه مي‌گذشته‌ است كه تحت تأثير هيچ حيله جديدي از صحنه خارج نمي‌شدند؟ آيا با خواندن اين شعارها براي ما امكان دارد كه با آرمان‌هاي آن دوره رابطه برقرار كنيم؟!

 

تو كه دم مي‌زني ز دين و آيين ما

 پس چرا مي‌كني حمايت از حكم شاه؟

نه مـرغ طوفـاني، ‌نـه مـوج دريـايـي

تو گـرگ خونخـواري تو موج فحشـايي

 

مردم مرگ رژيم پادشاهي را حس مي‌كردند و اين احساس مبتني‌بر شناخت عميقي بود. امكان نداشت كه كارگزاران رژيم شاه بتوانند با عوام فريبي خللي در اين احساس وارد نمايند.

 

ايـن شاه امـريكايي در حالت مـردن است

 اين رژيم پهلوي در حال جان كندن است

 دسـت و پـا مي‌زنـد، جـون خـود مي‌كنـد

مرگ بر شاه، مرگ بر شـاه، مرگ بر شـاه

ايـن دولـت بخـتيـار دولت ظلم و زور است

با بـودن پهلـوي نخسـت وزير مـزدور است

مرگ بر شاه، مرگ بر شـاه، مرگ بر شـاه

 

ريتم شعارها ريتم آشنايي بود كه اغلب آنها با ادبيات بومي ايران همسازي داشت، برقراري پيوند با چنين ادبياتي براي مردم كار دشواري نبود. اين ادبيات قبلا در نهضت پرشكوه مشروطيت ايران نيز كار خاندان سلطنتي را يكسره كرد اما با روي كار آمدن يك رژيم غربي به نام مشروطه سلطنتي، نهضت نيمه كاره رها شد.

 

مردم ايران اين بار تصميم گرفته بودند كه براي هميشه رژيم فاسد پادشاهي را به زباله‌داني تاريخ بفرستند. آنها هيچ بقايايي از نظام مشروطه سلطنتي حتي با پسوندهاي ملي و غيره را حاضر نبودند تحمل كنند. شاه شاپور بختيار را به توهم اينكه يكي از رهبران جبهه ملي است و مي‌تواند مردم را فريب داده و آتش انقلاب را خاموش كند به نخست وزيري انتخاب كرد. اما بختيار به اندازه كافي نقطه‌ ضعف داشت كه سر از شعارهاي مردم در‌آورد:

 

اي شـاه بي‌غيــرت

 بگيـرد جان تو ملت

 ولي آهسته آهسته (2)

 بختيـار بي‌غيرت

بگيـرد جان تو ملت

ولي آهسته آهسته (2)

ز خلق ايران هش‍‍‍ـدار

 به شاهپور بخــــتيار

تـاجـر سـرمـــايه‌دار

 ناجي شاه خونخــوار

نمي‌دهيـم اختيــــار

مرگ به هر سازشكار

اي خميـني تـويي رهنـماي مـا (2)

رهـبــــر زنـــده و بــا وفـــاي مـــا

برلبم اين سرود، برخميني درود(2)

مرگ بر بختيار نوكر جـيره‌خوار (2)

مي‌كشيـم مـا هـمـه انتـظـار تـو (2)

مي‌كنـيـم جمـلـگي جـان نثـار تـو

 برلبم اين سرود، برخميني درود(2)

 مرگ بر بختيار، نوكر جيره خوار(2)

 

اين شعارها مرا بي‌اختيار به ياد حماقت‌هاي بختيار، امريكا، اروپا و نظام پادشاهي انداخت. نمي‌دانم چرا تصور مي‌كردند كه با تعويض مهره‌ها مي‌توانند در عزم راسخ و خلل‌ناپذير ملت ايران سستي ايجاد نمايند! از بلاهت امثال بختيار كه تصور مي‌كردند شاه اگر سه ماه پيش آدمي را غير از آدم‌هاي هميشگي آورده بود و نخست وزير كرده بود من گمان مي‌كنم كه وضعش اين‌طور نمي‌بود و مردم بي‌حيا و هرزه نمي‌شدند (6) ، خنده‌ام گرفت.

 

البته بختيار، حزب او جبهه ملي و احزابي كه سال‌ها عنوان ملي، آزادي و اصلاحات را به دوش كشيده و مي‌كشند اگر چه اكنون براي مردم ما شناخته شده هستند اما در آن دوران كه ايران در سانسور خبري و اطلاعاتي شديدي قرار داشت مردم چگونه ماهيت كساني را كه از عناوين فريبنده‌اي هم استفاده مي‌كردند، تشخيص مي‌دادند؟

 

از امثال بختيار بعيد نبود كه شأني براي مردم قائل نباشند و مردم را نسبت به دفاع از حقوقشان بي‌حيا و هرزه قلمداد كنند. بختيار و بسياري از آنهايي كه به نوعي متصل به خاندان‌هاي حكومتي مي‌بودند اگر چه سال‌ها نان احزاب ملي‌گرايي را خورده بودند ولي در نهايت جوي خشكيده آنها به مرداب سلطنت مي‌ريخت مردابي كه با غرق كردن جوانان اين مملكت و فرو بردن منابع اين مملكت خودش را تعريف مي‌كرد. مردم ما به درستي تشخيص داده بودند كه مردابي كه سال‌ها از نخاله‌هاي فاسد شده نظام سلطنتي بوي تعفن گرفته و به انتظار بوسيدن دست‌هاي سلطان حاضر است مفاهيمي چون آزادي، ‌مليت، هويت، اصلاحات، مردم و بسياري از مقدسات ديگر را فدا كند و آن‌ را وصيت رهبري مي‌دانست كه به اينها آموخته بود، هيچ‌گاه، خودمان از شاه وقت نخواهيم ولي اگر احضار شديم، برويم و در اختيار سلطنت باشيم (7) سودي براي اين كشور ندارند. مردم با تمام قدرت مي‌گفتند:

 

كابيـنـه بختـيـار نابـود بايـد گردد

 جمهوري اسلامي ايجاد بايد گردد؟

 

اينها آرمان‌هايي بود كه هيچ‌گاه جريانات روشنفكري اين مملكت تمايلي به شنيدن و انديشه كردن درباره آنها را نداشتند. زيرا اين جريانات براي مردم اصالتي قايل نبودند. فرياد حق‌طلبانه مردم را بي‌حيايي و بي‌شرمي مي‌دانستند اما مردم ما ديگر حاضر نبودند نردبان ترقي چنين جرياناتي دركشور خود باشند. آنها با تمام وجود فرياد مي‌زدند:

 

نه شاه مي‌خوايم نه بختيار

رهبـر مي‌خـوايم با اختيـار

 مـرگ بـر شـاه و بخـتيــار

نه شاه مي‌‌خوايم نه بختيار

 خمـيـنيـه صـاحـب اختـيـار

مـرگ بـر شـاه و بـخـتـيـار

مردم شعار مي‌دادند:

بختيـار، تـو عصـاي ضحاكي

برو گمشو‌ اي نوكر ترياكي

مرگ بر بختيار

نوكر بي‌اختيار منافق تازه‌كار

 

اما بختيار ابلهانه تصور مي‌كرد اگر شاه به نيرو‌هاي طرفدار نهضت ملي بهاي بيشتري مي‌داد مي‌توانست حكومت خود را حفظ كند. از نظر مردم نيروهاي به ظاهر ملي نوكر استبداد و استعمار بودند. اما اينها آن‌قدر از آرمان‌هاي مردم دور بودند كه تصور مي‌كردند نيرو‌يي اصيل ملي هستند كه مي‌توانند جلوي سيل ملت را بگيرند.

 

از دره عميقي كه بين آرمان‌هاي يك ملت و حكومت‌گران بر آن ملت بود به فكر فرو رفتم. از دره عميقي كه بين آرمان‌هاي يك ملت با نيرو‌هايي كه شعار ملت مي‌داد و داعيه ملي‌گرايي داشت، تعجب كردم. به راستي اگر بين ملتي با دولتش و نخبگانش چنين فاصله‌هاي عميقي ايجاد شود چگونه مي‌توان اين فاصله را پر كرد و چه كسي مي‌تواند اين فاصله را پر كند؟‌ آيا اصولا امكان پركردن فاصله ملت‌ها و دولت‌ها وجود دارد؟

 

احساس مي‌كنم با سؤال عميقي در حوزه سياست روبه‌رو شدم. اما نه سياستمدار بودم كه اين سؤال را تحليل كنم و نه دوست داشتم از فضاي هيجان‌انگيزي كه خواندن شعارهاي اول انقلاب و ديدن ديوارنوشته‌هاي انقلاب در من ايجاد كرده ‌بود خارج شوم. كنجكاو بودم بدانم مردم عادي با وجودي كه در هيچ مدرسه سياسي و اجتماعي ترفندهاي ديپلماسي و بازي‌هاي سياسي را نياموخته‌اند چگونه دست‌هاي پنهان قدرت‌هاي خارجي را براي بقاي سلطنت فاسد استبداد پهلوي مي‌ديدند و حيله‌هاي رژيم شاه و مشاوران امريكايي و انگليسي و فرانسوي آن را خنثي كرده تبديل به شعور انقلابي و سپس شعار حركت اجتماعي خود مي‌كردند؟

 

هيچ كتابي نديده بودم كه در تحليل انقلاب اسلامي به چنين مباحثي به شكل تئوريك پرداخته باشد. اگر چه مطالعات خود را بسيار قليل مي‌دانستم اما به عنوان يك دانشجوي روان‌شناسي، از جنبه روان‌شناختي اجتماعي دوست داشتم بدانم آيا تاكنون در تحليل انقلاب اسلامي، ريشه‌هاي انقلاب را از زاويه آرمان‌هاي مردم تحليل كرده‌اند؟ حتي از آنهايي كه تا حدودي مسلط بر تاريخ انقلاب اسلامي بودند وقتي سؤال كردم كه آيا در تبيين ريشه‌هاي انقلاب اسلامي متوني وجود دارد كه خارج از قالب‌هاي تئوريك حاكم بر نظريه‌هاي انقلاب از زاويه روان‌شناسي اجتماعي آرمان‌هاي ملت ايران انقلاب اسلامي را تبيين كرده باشد، از سكوت آنها مي‌فهميدم كه انقلاب اسلامي ايران از چه فقر تئوريك عظيمي در حوزه‌هاي مختلف تبيين اجتماعي رنج مي‌برد.

 

به حال خود و به حال نسل‌هاي آينده‌اي كه مي‌آيند و دوست دارند تاريخ اين نهضت بزرگ اجتماعي را كه ايران را وارد دنياي جديدي كرد بدانند ولي با نوشته‌هاي سطحي روبه‌رو خواهند شد تأسف خوردم و از همه بيشتر به مظلوميت امام و به مظلوميت انقلاب اسلامي گريستم. من با تمام وجودم در لابه‌لاي شعارها و ديوارنوشته‌هاي انقلاب اسلامي، فرهنگ و معرفت نهفته‌اي را ديدم كه مردم ما از آن غفلت كردند.

 

بختيـار، تـو عصـاي ضحاكي

 ما مسلمين پيوسته در جوش و خروشيم

ما جز خميني، رهبر نداريم

فرمـانروايي، ديگـر نـداريم

 از هـمـت او ســـرفــرازيــم

 منتخب او را ما قبول داريم

 

***

بنـد اسـارت را خميني پاره كرده (2)  

جان‌ها فدايش، درد ما را چاره كرده

 

شايد عده‌اي اين نوع نگاه به تبيين اجتماعي يك انقلاب را غير علمي و خارج از چهارچوب‌هاي پذيرفته ‌شده و فاقد مباني تئوريك قلمداد كنند اما در دلم به تئوري‌هاي علمي آنها مي‌خندم. چون احساس مي‌كنم پاي علم براي نفوذ در آرمان‌هاي يك ملت، پاي اسطوره‌اي است. اسطوره به همان ميزان با پنداشته‌هاي انسان سر و كار دارد كه علم ادعا داشته باشد به دنبال كنكاش در قلب‌ها و آرمان‌هاي انسان است تا به حقيقت دست‌ يابد.

 

احساس كردم ذهن فلسفه‌باف و پندگرا مرا از شوق آنچه كه با خواندن شعارهاي دوران انقلاب به دست آورده‌ بودم، خارج كرده است. دوست داشتم به فضاي دوران انقلاب، حكومت بختيار، فرار شاه، بازگشت شكوه‌‌مندانه امام خميني به وطن، دهه فجر، پيوستن ارتش به مردم، تعيين دولت انقلاب و بالاخره سقوط نظام شاهنشاهي و 22 بهمن سال57 برگردم.

 

اما مگر مي‌توان همه آنها را به تصوير كشيد؟ از اينكه نمي‌توانستم تمام احساس خود را نسبت به اين دوران بازنويسي كنم كلافه شدم. بايد تا فرصتي ديگر و شايد تا سالي و يا سالياني ديگر صبر كرد. آخر ما ملت ايران عادت داريم ياد چيزهاي عزيز خود را فقط در سالگردها و سده‌ها گرامي داريم. با اين دو اثر به شدت انس گرفته بودم، يادآوري آن دوران براي كسي كه آرزوي بودن در آن دوره را داشت لذت‌بخش بود. تازه از جمعيتي كه شعار مي‌داد:

 

ما مي‌گيم شاه نمي‌خوايم نخست وزير عوض ميشه

 ما مي‌گيـم خـر نمي‌خـوايم، پالون خر عوض ميـشه

 نه شـاه مي‌خـوايم نه شاهپور لعـنت به هر دو مـزدور

 

جدا شده و به كوچه پس كوچه‌هاي اميرآباد رسيده‌ بودم كه روي ديوارهاي آن نوشته شده‌ بود:

 

ما بچه‌هاي اميرآباد هستيم

 شـاه را بـه طـويلـه بسـتيـم

 از بـس كه عرعـر كرد

بختـيار رو خــر كــرد

بختـيار شيـره‌كـــش

 بايـد بـــره مـراكـش

 اين است شعار بختيار

 منـقل و وافـور رو بيار

 

طنزهاي انقلاب نيز خود فصل جالبي از ادبيات اين دوره است. در تاريخ خوانده بودم كه ذائقه ملت ايران طنز‌پسند است و با طنز مي‌توان حركت‌هاي بزرگ اجتماعي را دامن زد. كاربرد فرهنگ طنز در ادبيات جنبش‌هاي اجتماعي معاصر، علي‌الخصوص ادبيات انقلاب اسلامي از جمله موضوعاتي بود كه توجهم را جلب كرد. دوست داشتم بدانم آيا پژوهش در اين زمينه در كشور ما صورت پذيرفته ‌است يا نه؟ البته با توجه به ساختار جريان‌هاي حاكم براي ادبيات معاصر ايران ترديد داشتم كه شايستگي و استعداد چنين كاري فراهم باشد. ادبيات معاصر علي‌الخصوص در حوزه داستان‌نويسي هميشه با فرهنگ ملت ايران بيگانه بود. رواج پوچ‌گرايي، بي‌مذهبي، بي‌مسئوليتي، غريبي با فرهنگ بومي و دلدادگي با فرهنگ بيگانه شاخصه اصلي ادبيات معاصر ايران بود. بنابراين به راحتي مي‌توان تشخيص داد كه ادبيات جديد با فرهنگ انقلاب اسلامي و با فرهنگ ملت ايران بيگانه است.

 

شعارهاي فرار شاه و ديوار نوشته‌هاي آن فصلي بود كه دوست داشتم روي آن متمركز شوم. مخصوصا از اين جهت كه بدانم چه تفاوتي بين رهبري بود كه با رحلت او ميليون‌ها نفر عزادار شده و در سوگ او گريستند و شاهي كه وقتي از كشور اخراج شد مردمش شعار مي‌دادند:

 

شاه فراري شده

سوار گاري شده

شـاه فــراري مـي‌شــود

حكومت اسلامي مي‌شود

حـرف حـق گفتنيه

اين پهلوي رفتنيه

شاه به جز خودكشي چاره دگر ندارد

 

تفاوت خدمت و خيانت را كه پاره‌اي از روشنفكران دوران معاصر پرداختن به آن را در تاريخ، نوعي تاريخ‌نگاري ايدئولوژيك مي‌دانند، بايد در اين شعارها ديد. معيار خدمت و خيانت را مورخين تاريخ روشن نمي‌كنند. ملت‌ها به درستي اين تفاوت‌ها را تشخيص مي‌دهند. پدر و پسري با خفت و خواري از مملكتي كه مدعي بودند آن را آباد كردند اخراج شدند و مردم از اينكه از شرارت آنها راحت شدند به پايكوبي پرداختند. همين مردم علي‌رغم اينكه در انقلاب اسلامي مشكلات زيادي را تحمل كردند و خسارت‌هاي سنگيني از جنگ تحميلي و تحريم‌هاي اقتصادي و غيره ديدند، ‌وقتي رهبر آنها از دنيا مي‌رود تمام خاك ايران را در سوگ او عزادار مي‌كنند. چرا؟ تفاوت‌ها در چيست؟ آيا مي‌توان مردم را خريد؟ آيا مي‌توان مردم را فريب داد؟

 

مردم تفاوت خدمت و خيانت را مي‌دانند چون معيار درستي در دست دارند.

كشـور مـا، كشـور اسلاميـه

نهضت ما، نهضت قرآنيه (2)

يكدل و يك صدا، مي‌دهيم اين ندا

مـرگ بر شاه (3) مـرگ ـ بر ـ شاه

رهبـر ما خميـني بت‌شـكن

داده ندا به مردم اين وطن

ايـن رژيـم پـلـيــد اســت

بــد‌تــر از يــزيــد اســت

مرگ بر اين شاه (3) مرگ ـ بر ـ شاه

كـودك دبستـان، بـاشـدش بـر زبـان

مــرگ بر شـاه (3) مـرگ ـ بـر ـ شـاه

خـون هر يك شهيد، مي‌دهد اين نويد

مرگ بر اين شـاه (2) مرگ ـ بر ـ شاه

 

دوست دارم در مرگ نظام شاهنشاهي و علل و عوامل آن بيشتر تفحص كنم مي‌دانم اگر شعارهاي انقلاب اسلامي و ديوار نوشته‌ها را تا به آخر ادامه دهم با آرمان‌هاي مملكت خود رابطه عميق‌تري پيدا خواهم‌كرد. من هنوز مانند بسياري از جوانان اين مرز و بوم دوست دارم بدانم مردم ما در شعارهاي دوران انقلاب خود چه ديدي نسبت به غرب، امريكا، شوروي، نظام ليبراليسم، دمكراسي، نظام سوسياليسم، روشنفكري، غرب‌گرايي، جبهه ملي، گروه‌هاي سياسي و خيلي از چيزهاي ديگري كه تاريخ ما در اين دويست سال اخير با آن درگير بود، داشته‌اند. اما ديدم كه فعلا استعداد زمزمه شعارهاي پرحرارت اين دوران را ندارم. با خود گفتم:

شرح اين هجران و اين خون جگر

ايـن زمـان بـاشـد تا وقـت دگــر

سكوت هـر مسلمـان، خيانت اسـت به قرآن

كشته شدن در اين راه، نزديكي است به الله

شـعار مستـضـعفيـن

حـكــومـت مـتـقـيـن

استــقلال، استــقلال

اين است نداي قرآن

پيــام هـر مسـلـمـان

عقيـده و جهـاد اسـت

ايـران كـربـلا شــده

هـر روز عاشـورا شده

چين، شوروي، امريكا

دشـمـنـان خـلـق مـا

تشـيـع زنـده گـشـت

فـاتـح و پـاينده گشت

 

1 . مرتضي مطهري،‌ نهضت‌هاي اسلامي در صد ساله اخير، انتشارات صدرا، قم، بي‌تا، ص 61.

 2 . همگام با شعارها در انقلاب اسلامي ايران، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تهران، بي‌تا.

 3 . تصاوير ديوار نوشته‌هاي انقلاب، مركز انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1361.

 4 . منظور واقعه آتش‌سوزي سينما ركس آبادان توسط رژيم شاه است.

 5. اين شعار، شعارهايي است كه در حمايت از اعتصاب كاركنان راديو، تلويزيون و روزنامه در حدود دي ماه سال 57 داده شده است.

 6 .خاطرات شاپور بختيار، طرح تاريخ شفاهي ايران، مركز مطالعات خاورميانه، دانشگاه هاروارد،‌ ويراستار حبيب لاجوردي، نشر زيبا،‌ تهران، 1380، چاپ سوم، ص 120.

 7. ملي‌گراها معتقد بودند كه مصدق به ما آموخته بود هيچ‌گاه از شاه مملكت وقت نگيريم ولي اگر ما را احضار كرد برويم و در خدمتش باشيم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:0 توسط مدیریت مدرسه |



سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
 اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

 نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

  

 اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.

و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 17:22 توسط مدیریت مدرسه |




 

الا... اي محرم!

تو آن خشم خونين خلق خدايي که از حنجر سرخ و پاک شهيدان برون زد. تو بغض گلوي تمام ستمديدگاني که در کربلا ، نيمروزي به يکباره ترکيد. تو خون دل و ديده روزگاري که با خنجر کينه توز ستم، بر زمين ريخت . تو خون خدايي که با خاک آميخت. تو شبرنگ سرخي، که در سال هاي سياهي درخشيد.

 

 الا .... اي محرم!

تو خشم گره خورده سالياني، تو آتشفشاني، تو بر ظلم دشمن گواهي. تو بر شور ايمان پاکان نشاني. تو هفتاد آيه، تو هفتاد سوره ، تو هفتاد رمز حياتي، تو پيغام فرياد سرخ زماني. تو موجي ز درياي عصيان و خشمي که افتان و خيزان رسيده است بر ساحل روزگاران.

 

 الا .... اي محرم!

 تو فجري، تو نصري ، تويي « ليلة القدر» مردم . تو رعدي ، تو برقي، تو طوفان طفي، تويي غرش تندر کوهساران!

 

الا ... اي محرم!

 تو يادآور عشق و خون و حماسه. تو دانشگه بي نظير جهاد و شهادت. تويي مظهر « ثار» و « ايثار» ياران.

 

الا... اي محرم!

به هنگام و هنگامه هجرت کاروان شهيدان . تو آن راهبان روانبخش و مهمان نوازي که در پاي ره پوي آزادگان لاله ارغوان مي فشاني.

 

الا ... اي محرم!

به چشم و دل قهرمانان و آزاد مردان که همواره بر ضد بيداد، قامت کشيدند و در صفحه سرخ تاريخ ، زيباترين نقش جاويد را آفريدند. تو آن آشناي کهن ياد و دشمن ستيزي که همواره در يادشاني.

 

الا... اي محرم!

تو آن کيمياي دگرگونه سازي که مرگ حيات آفرين را، به نام « شهادت» به اکسير عشقي که در التهاب سرانگشت سحر آفرينت نهفته است، چو شهدي مصفا و شيرين به کام پذيرندگان مي چشاني!

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 19:18 توسط مدیریت مدرسه |