تبليغاتX
دبستان پسرانه آیت الله سعیدی
دبستان پسرانه آیت الله سعیدی


آموزشی پرورشی تربیتی



Genpets موجودی ساخته دست بشر!



دانشمندان علم ژنتیک با بی رحمی تمام موجودی ساخته اند که کاملاً درد را احساس


می‌کند ولی نمیتواند جیغ بکشد




شركت جن‌پتس ‪ اقدام به تولید انبوه حیوانات ژنتیكی كرده است كه نمونه آنها در طبیعت وجود ندارد.

این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بسته‌بندی‌های مخصوص در فروشگاه‌های این شركت عرضه می‌شود.

حیوان خانگی ساخته شده در شركت جن‌پتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج می‌شود اما به گونه‌ای ساخته شده كه هنگام درد، سر و صدای زیادی نمی‌كند.

عمر این حیوان یك تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و كودكان انس می‌گیرد.

این شركت اعلام كرده است كه به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاه‌های زنجیره‌ای و نمایندگی‌های خود آغاز می‌كند و اكنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است.

این شركت با استفاده از دستاوردهای مهندسی ژنتیك، بااصلاح و دستكاری مولكول‌های دی‌ان‌آ كه حاوی اطلاعات زیستی جانداران است اقدام به تولید انبوه و فروش پستانداران زنده كرده است.

بسته‌بندی‌ها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ ال‌ایی‌دی‪ كه درجه تازگی حیوان را نشان می‌دهد و لوله ویژه تغذیه است.

شركت سازنده این حیوانات اعلام كرده است كه آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی می‌كنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت

دی‌ان‌ای این حیوانات بر اساس فن‌آوری میكرواینجكشن تخم‪ ‪ تهیه شده است. این فن‌آوری در سال 1997بوجود آمده است و در سال 2003 از آن برای تلفیق دی‌ان‌آی انسان و خرگوش با موفقیت استفاده شد.


اقدام شركت جن‌پتس دغدغه فیلسوفان و حامیان حقوق انسان و حیوانات را بار دیگر گوشزد می‌كند و بیم زندگی در جهانی مانند “جزیره دكتر مونرو” را به ذهن متبادر می‌كند.

در جزیره دكتر مونرو كه یك داستان تخیلی مربوط به چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی می‌كنند كه نیمی انسان و نیمی حیوان‌اند
به نظر می‌رسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی، كه برخی خصوصیات عروسك‌ها را نیز دارا هستند، نسلی از كودكان پرورش می‌یابند كه تفكر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهند داشت و به این ترتیب نگاه آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهد شد.

یک موجود زنده که توسط دی ان ای هایی ترکیبی از حیوان و انسان و علم مهندسی بیو ایجاد و ساخته شده .

میدونم که تعجب کردید و هزار تا سوال براتون اینجا شد ،خوب تصمیم دارم به یک سری از سوالها که برای خودم هم اولش ایجاد شد و جوابش و با تحقیق گرفتم ، پاسخ بدم .

آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟
بله جن پتس زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک قرار دارد تنفس میکند.

آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟
بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند .

*آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟
بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یا کارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید.

*آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟
جن پتس رشد کامل خود را داخل بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است .

**توضيح اضافه :
این محصول در دو مدل یکی با طول عمر یک سال و دیگری با طول عمر سه سال و در هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجی) شاد (زرد) آرام (سبز) متین (آبی) روحانی و رویایی(بنفش)ساخته شده‌است.

خوب بعد سوال و جواب ها ، جالبه براتون هم بگم که این کمپانی این محصول را تولید کرده تا جای عروسک و یا حیوانات خانگی را در منازل بگیرد و مشکلات حیوانات را نداشته باشد
همونطور که در عکس اول مشاهده میکنید قسمت بالا سمت راست ، توسط یک سیستم ساده ضربان قلب جن پتس طی مدت زمانیکه در خواب زمستانی است را نشان میدهد و قسمت سمت چپ پایین چند تا چراغ وضعیت سلامتی این موجود عجیب را کنترل و نشان میدهد .

جن‌پتس :: Genpets


Gen= Genetic که همون علم ژنتیکه و Pet= حیوان اهلی و دست آموز خانگی

جن‌پتس :: Genpets


این موجود زنده طوری ساخته شده که حرکات محدودی مانند یک نوزاد داشته باشد به گونه‌ای که مدفوع بسیار مختصر داشته باشد و به غذای کمی هم احتیاج دارد.قد آن حدود ۲۰ سانتیمتر و قطرش ۷ سانتیمتر است و جثه آن از این بزرگ‌تر نمیشود کاملاً درد را احساس می‌کند ولی نمیتواند اصوات بلند تولید کند دارای خون عضله و استخوان است و پس از خروج از جعبه ظرف ۲۰ دقیقه بیدار شده و چشم‌هایش را باز می‌کند.

شركت bio-genica در استرليا عروسک‌های جاندار موسوم به (Genpets) را به کمک علم مهندسی ژنتیک به این ترتیب که ترکیبی از ژن‌های خرگوش شامپانزه و خوک با استفاده از القای خواب زمستانی در جعبه نگهداری می‌شود و این جعبه ضربان قلب و میزان تازگی آن را نشان می‌دهد . در سراسر كره خاكی عرضه خواهد كرد

سایت سازنده : http://www.genpets.com

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:7 توسط مدیریت مدرسه |



     نظر به اهميت و ابعاد پيچيده فرايند تربيت به معناي عام و مسا ئل پرورشي به معناي خاص به عنوان يكي از مهمترين و اصلي ترين كاركردهاي نهاد تعليم تربيت وآسيب پذيري اين فرايند به لحاظ تأثير عوامل فردي،اجتماعي،آموزشي،خانوادگي و....... و همچنين وجود شواهد نگران كننده اي از مداخله روز افزون عوامل آسيب زا، اعم  از عوامل آموزشگاهي(از آموزگار گرفته تا ناظم و مدير و كتابخانه و دانش آموزان) و عوامل خارج از آموزشگاه (پدر و مادر و مسجد و سينما و راديو و تلويزيون و مطبوعات و غيره) در امرفعاليتهاي پرورشي وتربيت دانش آموزان،و نيز وجود طرح و برنامه هاي دقيق دشمنان اين مرز و بوم در مبارزه با  فرهنگ ديني و سنتي(تهاجم فرهنگي) مردم ايران،بخاطر ماهيت استكبار ستيزي نظام فرهنگي جمهوري اسلامي ايران،موضوع تربيت وپرورش دانش آموزان نيز در كنار آموزش نيازمند به كنكاش عالمانه باهدف روز آمدسازي فعاليتهاي پرورشي در مدارس دارد. آنچه تاامروز اين مهم در نظام تعليم وتربيت اتفاق افتاده است،توجه صرف به تغييرات مورد نياز درنظام آموزشي بوده ودر مجموعه فعاليتهاي تصميم سازيِ مربوط به روز آمد سازي فعاليتهاي آموزش وپرورش،موضوع پرورش و تربيت دانش آموزان مغفول مانده است. لازم است با ارائه تصويري روشن از آنچه كه تا كنون بر نظام امور تربيتي كشورمان گذشت.زمينه را براي اصلاح كاستي ها با هدف پاسخگوئي به نياز ها و ضرورت هاي تربيتي امروز جوانان و نوجوانان در عصر الكترونيك در قالب طرح نظام نوين پرورشي فراهم آورد. 

 

بيان مسأله:

          پرورش كه معادل اصطلاح انگليسي آنEducation مي باشد در زبان فارسي غالب به آموزش و پرورش ترجمه مي شود كه ترجمه غلطي است. زيرا آموزش و پرورش دو مفهوم مستقل مي باشند آموزش كه در زبان انگليسيInstruction ناميده ميشود ناظر بر آموخته هاي صرفا ذهني است كه به صورت امتحان كتبي يا شفاهي ميزان آموخته ها يادگيرندگان مورد ارزيابي قرارميگيرد حال آنكه تربيتEducation))آموزشي است كه به عمل و رفتار منتهي ميشود فلذا در تعريف پرورش آمده است: پرورش جرياني منظم و مستمر كه هدف آن كمك به رشد جسماني،شناختي،رواني،اخلاقي،اجتماعي،يا به طور كلي رشد شخصيت پرورش يابندگان در جهت كسب هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعدادهاي آنها است.در حاليكه در تعريف آموزش آمده است:آموزش عبارت است از فعاليت هاي كه به منظور ايجاد يادگيري در ياد گيرنده،از جانب آموزگار يا معلم طرح ريزي مي شود و بين آموزگار و يك يا چند يادگيرنده به صورت كنش متقابل جريان مي يابد(علي اكبر سيف - روانشناسي پرورشي).اگر چه دو مقوله آموزش و پرورش در تأمين اهداف غايي از يك طنيدگي تقريبا غير قابل احصايي برخور دار مي باشند اما عملاٌ در تعين اهداف جزئي و تنظيم برنامه هاي اجرايي بايد براي هريك از دو مقوله آموزش و پرورش برنامه ريزي جداگانه اي داشت زيرا اين دو در مقايسه با يكديگر داراي تفاوتهاي هستند ازجمله:

1)پرورش يك جريان وسيع و مستمر است كه در مدت زماني نسبتاً طولاني انجام ميگيرد،در صورتيكه آموزش به فعاليتهاي مشخص و محدود معلم اطلاق مي شود.

2)هدف عمده مدارس پرورش افراد است،و آموزش وسيله پرورش است.

3)پرورش داراي هدف هاي كلي و غايي و نسبتاًدير رس است،اما آموزش يك فعاليت مشخص و دقيق و زودرس تر از هرف هاي پرورشي است.

4)آموزش معمولاً بوسيله آموزگار يا معلم و در جاي معيني مثل كلاس درس انجام مي گيرد،اما در پرورش،تمام عوامل آموزشگاه(از آموزگار گرفته تا ناظم و مدير و كتابخانه و دانش آموزان) و عوامل خارج از آموزشگاه (پدر و مادر و مسجد و سينما و راديو و تلويزيون و مطبوعات و غيره)مؤثرند.

5)هدف هاي كلي و غائي پرورش رسمي را برنامه ريزان و معمولاًدر سطح وزارت آموزش و پرورش تهيه و تدوين مي كنند،اما هدفهاي دقيق و مشخص آموزشي دروس مختلف را غالباً خود معلمان ،در رابطه با هدف هاي پرورشي،تدوين مي نمايند.

شايد به خاطر همين تفاوت است كه در بسياري از كشور هاي مختلف در بحث آموزش و پرورش بيشتر از كلمه تربيت(Education) استفاده مي كنند تا آموزش. به عنوان مثال عبارت (                                             ) يعني وزارت تربيت. در كشورهاي عربي هم نهاد رسمي تعليم و تربيت وزارالتربيه (تربيت) ناميده مي شود. فلذا در يك مطالعه تطبيقي از نظام هاي مختلف آموزش و پرورش دنيا اين تفكيك در قالب برنامه هاي اجرايي مورد توجه عمق قرار گرفته است. با نگاهي گذرا به برنامه ريزي هاي درسي در آموزش و پرورش كشورهاي مختلف خواهيم ديد كه بخش عمده از فرصتهاي آموزش و پرورش صرفاٌ به فعاليتهاي پرورشي اختصاص داده شده است.

       در تاريخ آموزش و پرورش ايران نيز چه در دوران قبل از تأسيس دارالفنون كه فعاليتهاي آمورش و پرورش چه در سطح ابتدائي وچه درسطح عالي به صورت سنتي و خودگردان توسط مردم در مكتب خانه ها و حوزه هاي علمي اداره مي شده است و چه در دوران بعد از تأسيس دارالفنون و شكل گيري نظام نوين و رسمي آموزش و پرورش موضوع تربيت وپرورش از اهميت و جايگاه ويژه اي برخوردار بوده است بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام (ره) در بهمن سال 57 كه اساساٌ يك انقلاب بزرگ ارزشي و فرهنگي بوده جايگاه فعاليتهاي پرورشي در نهاد پر احتشام وزارت آموزش و پرورش مورد توجه ويژه قرار گرفته است.و در همان واپسين روزهاي انقلاب اسلامي يعني در 7 اسفند سال 57 نظام امور تربيتي بوسيله شهيدان رجايي و باهنر شكل گر فت.

     از آنجائيكه در آن روزگارحضور گروههاي سياسي و نظامي مخالف نظام.انقلاب اسلامي را تهديد مي نمود و مربيان پرورشي نيز از جمله نيروهاي بوده اند كه از متن انقلاب برخواسته و حفظ حراست انقلاب را از اهم وظايف خود مي دانستند بيشتر فعاليتهاي آنان در جهت حفظ و حراست از انقلاب و طاغوت زدايي در نظام آموزش و پرورش مصروف مي شد و فرصتي دست نداده بود تا مربيان پرورشي علاوه بر آن به موضوع پرورش به شكل تخصصي آن و بر اساس آموزه هاي ديني اسلام بپردازند.

     به همين دليل در آن روزگار شعار مربيان تربيتي سربازان انقلابند به عنوان يادگاري از شهيدان رجايي و باهنر محور برنامه ريزي ها و فعاليتهاي امور تربيتي بود و اين تصور غلط موجب شده است تا با تثبيت نظام جمهوري اسلامي و پايان جنگ در سال 1367 عده اي از متوليان امور تعليم و تربيت مأموريت امور تربيتي را در آموزش و پرورش تمام شده تلقي نمايند و با طرح اين پرسش كه چگونه يك مربي مي تواند از اطلاعات جامع اعتقادي.تربيتي.فرهنگي.هنري.سياسي و اجتماعي برخوردار بوده و در عين حال داراي توانايي هاي همچون سخنوري.كارگروهي.هنرهاي نمايشي.شعر.ادبيات.هنرهاي تجسمي.آشنايي با آيات و روايات.كلاس داري.مشاوره تربيتي.تبليغات.برگزاري مراسم و مجامع و ... باشد،خط مشي جديدي براي امور تربيتي ترسيم نموده و مربي پرورشي را تنها در گير با كارهاي اجرايي مدرسه نظير پاسخ به بخشنامه هاي اداري.نصب پوستر هاي تبليغاتي.اجراي برنامه هاي صبحگاهي در حد خواندن قرآن و دعا،اعلام مسابقات فرهنگي و هنري در برنامه آغازين مدرسه،برگزاري مسابقات احكام نماز،سرود و ....... برگزاري مراسم ويژه در ايام ولادت و شهادت و ياد بودهاي انقلاب نموده اندو همين بي اعتنايي از وظايف ماهوي و مسئوليت اصلي مربيان پرورشي و عدم ايجاد نقش بازيگري متناسب با شأن اين شغل از سوي مسؤلين و برنامه ريزان آموزش و پرورش موجب شده است تا زبده ترين نيروهاي امور تربيتي از وزارت آموزش و پرورش به دستگاههاي ديگري مانند صدا و سيما.وزارت ارشاد.تبلغات اسلامي كوچ نموده و نيروهاي متوسط با تقاضاي خود به بخش آموزشي منتقل و عده اي نيز همچنان در حاله اي از ابهام نسبت به آينده و سرگردان از چگونگي انجام وظايف مبهم مظلومانه در اين سنگر باقي مانده اند.

     آنچه مهم بنظر مي رسد آن است كه همه مسئولان آموزش و پرورش از آغاز تأسيس جمهوري اسلامي تا به امروز دغدغه يك نظام پرورشي كارآمد و مؤثر را به عنوان مهمترين بستر و پوششي مناسب جهت حفظ و حراست از اعتقادات ديني و فرهنگي دانش آموزان در تصميم گيريهاي كلان آموزش و پرورش داشته اند و امروز نيز براي آنكه بتوانند معلمان و مربيان را به مشاركت در اجراي برنامه هاي آموزشي و پرورشي فراخوانند موضوع تلفيق فعاليتهاي پرورشي و آموزشي را به عنوان مؤثرترين روش برگزيدند.

     موضوع تلفيق فعاليتهاي آموزش و پرورش كه از سال 1380 به طور جدي و در قالب دستورالعملهاي اجرايي به مجريان برنامه هاي آموزش و پرورش ابلاغ شده است به نظر مي رسد كه در بعد تعميق فعاليت هاي پرورشي چندان موفق نبوده است زيرا حوزه پرورشي متولي اداره و اجراي يك سري از فعاليتهاي است كه در متن ساعات موظفي كار معلمين نمي گنجد و بايستي افرادي متخصص عهده دار انجام اين وظايف باشند و دواير آموزشي نيز بنا به ماهيت وظايف و رويه پذيرفته شده و حجم وسيع و گسترده كارهاي آموزشي نمي توانند نقشي در برنامه ريزي ها و اجراي فعاليتهاي تربيتي داشته باشند و حجم كار گسترده اين حوزه كه قبلاٌبا پستهاي مشخص و كافي اداره مي شد بر دوش حداكثر 3 يا 4 نفر در دوائر پرورشي و فرهنگي و هنري افتاده و موجبات خستگي و دلخوري اين نيروها را فراهم نموده است است كه به اعتراف بسياري از آنها فرصتي براي برنامه ريزي و هدايت كارهاي پرورشي پيدا نمي كنند. مربيان پرورشي كه تا ديروز به عنوان نگهبانان ارزشهاي ديني و فرهنگي و جهره هاي فرهيخته انقلاب اسلامي در مدارس در صدر مي نشستند در شرايط بوجود آمده نه انگيزه اي براي ادامه فعاليت هاي پرورشي دارند نه فهم درستي از وظايف و مسئوليتهاي خود در مجموعه نظام آموزش و پرورش.و جايگاه آنان آنقدر متزلزل شده است كه حتي حاضر نيستند به تقويت بخشي وظايف شغلي خود به پردازند.

نوشته شده توسط سيد تيمور ميرشفيعي لنگري 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:4 توسط مدیریت مدرسه |



 

هدف کلي: آشنایی با مفاهیم و اعمال اسلامی

سال تحصيلي : 88-87

کلاس : دوم

درس : هدیه های آسمانی

فعاليت هاي کتاب کار

هدف هاي کلي درس

موضوعات و عنوان هاي دروس

درس و صفحه

تاريخ

روز

جلسه

هفته ها

ماهها

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

مهر ماه

 

معارفه

 

 

7/3

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با نحوه معارفه کردن

سلام سلام

اول

12 و 13

7/6

شنبه

جلسه اول

دوم

 

عید سعید فطر

 

 

7/10

چهارشنبه

جلسه دوم

1 و 2

 

سلام سلام

 

7/13

شنبه

جلسه اول

سوم

 

آشنایی با  یکی از آفریده های خداوند به نام خورشید و نقش آن در زندگی ما

مثل خورشید

دوم

14 و 15

7/17

چهارشنبه

جلسه دوم

3 تا 5

 

مثل خورشید

 

7/20

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

آشنایی با  دوتا از آفریده های خداوند به نام ابر و باران و نقش آن در زندگی ما

ابرها می آیند

سوم

16 و 17

7/24

چهارشنبه

جلسه دوم

6 تا 10

 

یک قصّه قشنگ

 

7/27

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

آبان ماه

 

آشنایی با  عدم ایجاد نگرانی برای نزدیکان و دوستان

با دوستانم . . .

چهارم

18 و 19

8/1

چهارشنبه

جلسه دوم

 

شهادت امام جعفر صادق(ع)

 

 

8/4

شنبه

جلسه اول

دوم

11 تا 13

 

دقیق تر نگاه کن !

 

8/8

چهارشنبه

جلسه دوم

 

نحوه ی برخورد صحیح با  فرزندان کوچک خانواده

هدیه های او

پنجم

20 تا 23

8/11

شنبه

جلسه اول

سوم

14 تا 16

 

هدیه های خدا

 

8/15

چهارشنبه

جلسه دوم

 

نحوه ی ارتباط با خدا بوسیله ی دعا

همه چیز از توست

ششم

24 و 25

8/18

شنبه

جلسه اول

چهارم

17 و 18

 

آرزوهایم . . .

 

8/22

چهارشنبه

جلسه دوم

 

ذکر نعمت های خداوند

خدای شاپرک ها

26 و 27

8/25

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

آشنایی با نحوه وضو گرفتن صحیح

می خواهم وضوبگیرم

هفتم

28 تا 31

8/29

چهارشنبه

جلسه دوم

19 تا 20

 

چه کار می کند؟

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

آذر ماه

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با پیامبران  بزرگ و نحوه ی بزرگداشت روز میلاد آنها

جشن تولد

هشتم

32 و 33

9/2

شنبه

جلسه اول

دوم

21 تا 24

 

خبرنگارهای کوچولو

 

9/6

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با نحوه ی برخورد پیامبر اسلام (ص) با یتیمان

به جای پدر

نهم

34 و 35

9/9

شنبه

جلسه اول

سوم

25 و 26

 

گل محمّدی . . .

 

9/13

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با چگونگی  برخورد  پیامبر اسلام (ص) با کودکان

در میان کودکان

دهم

36 و 37

9/16

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

 

مرور درس ها

 

9/20

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با  نحوه ی صحیح خواندن نماز

می خواهم نماز بخوانم

یازدهم

38 تا 43

9/23

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

عید سعید غدیر خم

 

 

9/27

چهارشنبه

جلسه دوم

27

 

کدام عبارت ؟ کدام تصویر ؟

 

9/30

شنبه

جلسه اول

ششم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

دي ماه

 

آشنایی با اهل بیت پیامبر و آموزش غیر مستقیم حدیث کساء

مثل پیامبر

دوازدهم

44 و 45

10/4

چهارشنبه

جلسه دوم

 

امتحانات ترم اول

 

 

10/7

شنبه

جلسه اول

دوم

 

امتحانات ترم اول

 

 

10/12

چهارشنبه

جلسه دوم

 

امتحانات ترم اول

 

 

10/14

شنبه

جلسه اول

سوم

 

عاشورای حسینی

 

 

10/18

چهارشنبه

جلسه دوم

28 و 29

 

اهل بیت پیامبر

 

10/21

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

آشنایی با اولین امام حضرت علی (ع) و اهل بیت او  و الگو گیری از رفتار ایشان در چگونگی  کمک به فقیران و ایثار

افطار شیرین

سیزدهم

46 و 47

10/25

چهارشنبه

جلسه دوم

30 و 31

 

آن شب . . . .

 

10/28

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

بهمن ماه

 

آشنایی با دومین امام ، امام حسن مجتبی (ع) و نحوه ی مهمانی رفتن و مهمانی دادن از ایشان

رهگذر مهربان

چهاردهم

48 و 49

11/2

چهارشنبه

جلسه دوم

32 و 33

 

قصّه می نویسم !

 

11/5

شنبه

جلسه اول

دوم

 

آشنایی با سومین امام  ، امام حسین (ع) و  محبت بسیار پیامبر اسلام (ص) به ایشان

کودک دوست داشتنی

پانزدهم

50 تا 53

11/9

چهارشنبه

جلسه دوم

34

 

این تصویر تو را به یاد چه چیزی یا چه کسی می اندازد ؟

 

11/12

شنبه

جلسه اول

سوم

 

آشنایی با آداب و رسوم غذا خوردن

سُفره ی عمو عباس

شانزدهم

54 و 55

11/16

چهارشنبه

جلسه دوم

35 و 36

 

غذای پرنده

 

11/19

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

آشنایی با نحوه ی احترام به حقوق دیگران

نیمکت سبز

هفدهم

56 و 57

11/23

چهارشنبه

جلسه دوم

37 و 38

 

کدام کلاس ؟

 

11/26

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

آشنایی با شیوه ی رعایت و حفظ پاکیزگی محیط زیست

شادی گل ها

هجدهم

58 و 59

11/30

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

اسفند ماه

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با میلاد امام زمان (عج) و نحوه بزرگداشت این روز عزیز

جشن بزرگ

نوزدهم

60 و 61

12/3

شنبه

جلسه اول

دوم

39

 

جشن بزرگ

 

12/7

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با  راستگویی و بیان حقیقت در هر زمانی

عینک معلّم

بیستم

62 و 63

12/10

شنبه

جلسه اول

سوم

40 و 41

 

کارِ  خانه

 

12/14

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

12/17

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

 

مرور دروس

 

12/21

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

12/24

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

ارزشیابی

 

 

12/28

چهارشنبه

جلسه دوم

 

عید نوروز

 

 

1/1

شنبه

جلسه اول

اول

فروردين ماه

 

عید نوروز

 

 

1/5

چهارشنبه

جلسه دوم

 

عید نوروز

 

 

1/8

شنبه

جلسه اول

دوم

 

عید نوروز

 

 

1/13

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با دریافت اجر و پاداش از زحمت و کوشش خود نه دیگران

کاردستی نرگس

بیست و یکم

64 و 65

1/15

شنبه

جلسه اول

سوم

 

آشنایی با زمان خواندن نماز های یومیّه

وقت خواندن

بیست و دوم

66 و 67

1/19

چهارشنبه

جلسه دوم

42

 

کار دستی بسازیم

 

1/22

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

ایجاد نشاط و شادی در کلاس

سرود بیداری

68 و 69

1/26

چهارشنبه

جلسه دوم

 

آشنایی با سن تکلیف و وظایف این سن

جشن نماز

بیست و سوم

70 و 71

1/29

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

 

 

 

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

 

 

 

شنبه

جلسه اول

اول

ارديبهشت ماه

43 تا 45

 

با توجّه به عدد ها رنگ آمیزی کن

 

2/2

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

2/5

شنبه

جلسه اول

دوم

 

 

مرور دروس

 

2/9

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

مرور دروس

 

2/12

شنبه

جلسه اول

سوم

 

 

مرور دروس

 

2/16

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/19

شنبه

جلسه اول

چهارم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/23

چهارشنبه

جلسه دوم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/26

شنبه

جلسه اول

پنجم

 

 

امتحانات ترم دوم

 

2/30

چهارشنبه

جلسه دوم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:2 توسط مدیریت مدرسه |



مي‌توان فهميد در قلب‌ها، ذهن‌ها و آرمان‌هاي پدران و مادران ما چه مي‌گذشته‌ است كه تحت تأثير هيچ حيله جديدي از صحنه خارج نمي‌شدند؟ آيا با خواندن اين شعارها براي ما امكان دارد كه با آرمان‌هاي آن دوره رابطه برقرار كنيم؟!

 

تو كه دم مي‌زني ز دين و آيين ما

 پس چرا مي‌كني حمايت از حكم شاه؟

نه مـرغ طوفـاني، ‌نـه مـوج دريـايـي

تو گـرگ خونخـواري تو موج فحشـايي

 

مردم مرگ رژيم پادشاهي را حس مي‌كردند و اين احساس مبتني‌بر شناخت عميقي بود. امكان نداشت كه كارگزاران رژيم شاه بتوانند با عوام فريبي خللي در اين احساس وارد نمايند.

 

ايـن شاه امـريكايي در حالت مـردن است

 اين رژيم پهلوي در حال جان كندن است

 دسـت و پـا مي‌زنـد، جـون خـود مي‌كنـد

مرگ بر شاه، مرگ بر شـاه، مرگ بر شـاه

ايـن دولـت بخـتيـار دولت ظلم و زور است

با بـودن پهلـوي نخسـت وزير مـزدور است

مرگ بر شاه، مرگ بر شـاه، مرگ بر شـاه

 

ريتم شعارها ريتم آشنايي بود كه اغلب آنها با ادبيات بومي ايران همسازي داشت، برقراري پيوند با چنين ادبياتي براي مردم كار دشواري نبود. اين ادبيات قبلا در نهضت پرشكوه مشروطيت ايران نيز كار خاندان سلطنتي را يكسره كرد اما با روي كار آمدن يك رژيم غربي به نام مشروطه سلطنتي، نهضت نيمه كاره رها شد.

 

مردم ايران اين بار تصميم گرفته بودند كه براي هميشه رژيم فاسد پادشاهي را به زباله‌داني تاريخ بفرستند. آنها هيچ بقايايي از نظام مشروطه سلطنتي حتي با پسوندهاي ملي و غيره را حاضر نبودند تحمل كنند. شاه شاپور بختيار را به توهم اينكه يكي از رهبران جبهه ملي است و مي‌تواند مردم را فريب داده و آتش انقلاب را خاموش كند به نخست وزيري انتخاب كرد. اما بختيار به اندازه كافي نقطه‌ ضعف داشت كه سر از شعارهاي مردم در‌آورد:

 

اي شـاه بي‌غيــرت

 بگيـرد جان تو ملت

 ولي آهسته آهسته (2)

 بختيـار بي‌غيرت

بگيـرد جان تو ملت

ولي آهسته آهسته (2)

ز خلق ايران هش‍‍‍ـدار

 به شاهپور بخــــتيار

تـاجـر سـرمـــايه‌دار

 ناجي شاه خونخــوار

نمي‌دهيـم اختيــــار

مرگ به هر سازشكار

اي خميـني تـويي رهنـماي مـا (2)

رهـبــــر زنـــده و بــا وفـــاي مـــا

برلبم اين سرود، برخميني درود(2)

مرگ بر بختيار نوكر جـيره‌خوار (2)

مي‌كشيـم مـا هـمـه انتـظـار تـو (2)

مي‌كنـيـم جمـلـگي جـان نثـار تـو

 برلبم اين سرود، برخميني درود(2)

 مرگ بر بختيار، نوكر جيره خوار(2)

 

اين شعارها مرا بي‌اختيار به ياد حماقت‌هاي بختيار، امريكا، اروپا و نظام پادشاهي انداخت. نمي‌دانم چرا تصور مي‌كردند كه با تعويض مهره‌ها مي‌توانند در عزم راسخ و خلل‌ناپذير ملت ايران سستي ايجاد نمايند! از بلاهت امثال بختيار كه تصور مي‌كردند شاه اگر سه ماه پيش آدمي را غير از آدم‌هاي هميشگي آورده بود و نخست وزير كرده بود من گمان مي‌كنم كه وضعش اين‌طور نمي‌بود و مردم بي‌حيا و هرزه نمي‌شدند (6) ، خنده‌ام گرفت.

 

البته بختيار، حزب او جبهه ملي و احزابي كه سال‌ها عنوان ملي، آزادي و اصلاحات را به دوش كشيده و مي‌كشند اگر چه اكنون براي مردم ما شناخته شده هستند اما در آن دوران كه ايران در سانسور خبري و اطلاعاتي شديدي قرار داشت مردم چگونه ماهيت كساني را كه از عناوين فريبنده‌اي هم استفاده مي‌كردند، تشخيص مي‌دادند؟

 

از امثال بختيار بعيد نبود كه شأني براي مردم قائل نباشند و مردم را نسبت به دفاع از حقوقشان بي‌حيا و هرزه قلمداد كنند. بختيار و بسياري از آنهايي كه به نوعي متصل به خاندان‌هاي حكومتي مي‌بودند اگر چه سال‌ها نان احزاب ملي‌گرايي را خورده بودند ولي در نهايت جوي خشكيده آنها به مرداب سلطنت مي‌ريخت مردابي كه با غرق كردن جوانان اين مملكت و فرو بردن منابع اين مملكت خودش را تعريف مي‌كرد. مردم ما به درستي تشخيص داده بودند كه مردابي كه سال‌ها از نخاله‌هاي فاسد شده نظام سلطنتي بوي تعفن گرفته و به انتظار بوسيدن دست‌هاي سلطان حاضر است مفاهيمي چون آزادي، ‌مليت، هويت، اصلاحات، مردم و بسياري از مقدسات ديگر را فدا كند و آن‌ را وصيت رهبري مي‌دانست كه به اينها آموخته بود، هيچ‌گاه، خودمان از شاه وقت نخواهيم ولي اگر احضار شديم، برويم و در اختيار سلطنت باشيم (7) سودي براي اين كشور ندارند. مردم با تمام قدرت مي‌گفتند:

 

كابيـنـه بختـيـار نابـود بايـد گردد

 جمهوري اسلامي ايجاد بايد گردد؟

 

اينها آرمان‌هايي بود كه هيچ‌گاه جريانات روشنفكري اين مملكت تمايلي به شنيدن و انديشه كردن درباره آنها را نداشتند. زيرا اين جريانات براي مردم اصالتي قايل نبودند. فرياد حق‌طلبانه مردم را بي‌حيايي و بي‌شرمي مي‌دانستند اما مردم ما ديگر حاضر نبودند نردبان ترقي چنين جرياناتي دركشور خود باشند. آنها با تمام وجود فرياد مي‌زدند:

 

نه شاه مي‌خوايم نه بختيار

رهبـر مي‌خـوايم با اختيـار

 مـرگ بـر شـاه و بخـتيــار

نه شاه مي‌‌خوايم نه بختيار

 خمـيـنيـه صـاحـب اختـيـار

مـرگ بـر شـاه و بـخـتـيـار

مردم شعار مي‌دادند:

بختيـار، تـو عصـاي ضحاكي

برو گمشو‌ اي نوكر ترياكي

مرگ بر بختيار

نوكر بي‌اختيار منافق تازه‌كار

 

اما بختيار ابلهانه تصور مي‌كرد اگر شاه به نيرو‌هاي طرفدار نهضت ملي بهاي بيشتري مي‌داد مي‌توانست حكومت خود را حفظ كند. از نظر مردم نيروهاي به ظاهر ملي نوكر استبداد و استعمار بودند. اما اينها آن‌قدر از آرمان‌هاي مردم دور بودند كه تصور مي‌كردند نيرو‌يي اصيل ملي هستند كه مي‌توانند جلوي سيل ملت را بگيرند.

 

از دره عميقي كه بين آرمان‌هاي يك ملت و حكومت‌گران بر آن ملت بود به فكر فرو رفتم. از دره عميقي كه بين آرمان‌هاي يك ملت با نيرو‌هايي كه شعار ملت مي‌داد و داعيه ملي‌گرايي داشت، تعجب كردم. به راستي اگر بين ملتي با دولتش و نخبگانش چنين فاصله‌هاي عميقي ايجاد شود چگونه مي‌توان اين فاصله را پر كرد و چه كسي مي‌تواند اين فاصله را پر كند؟‌ آيا اصولا امكان پركردن فاصله ملت‌ها و دولت‌ها وجود دارد؟

 

احساس مي‌كنم با سؤال عميقي در حوزه سياست روبه‌رو شدم. اما نه سياستمدار بودم كه اين سؤال را تحليل كنم و نه دوست داشتم از فضاي هيجان‌انگيزي كه خواندن شعارهاي اول انقلاب و ديدن ديوارنوشته‌هاي انقلاب در من ايجاد كرده ‌بود خارج شوم. كنجكاو بودم بدانم مردم عادي با وجودي كه در هيچ مدرسه سياسي و اجتماعي ترفندهاي ديپلماسي و بازي‌هاي سياسي را نياموخته‌اند چگونه دست‌هاي پنهان قدرت‌هاي خارجي را براي بقاي سلطنت فاسد استبداد پهلوي مي‌ديدند و حيله‌هاي رژيم شاه و مشاوران امريكايي و انگليسي و فرانسوي آن را خنثي كرده تبديل به شعور انقلابي و سپس شعار حركت اجتماعي خود مي‌كردند؟

 

هيچ كتابي نديده بودم كه در تحليل انقلاب اسلامي به چنين مباحثي به شكل تئوريك پرداخته باشد. اگر چه مطالعات خود را بسيار قليل مي‌دانستم اما به عنوان يك دانشجوي روان‌شناسي، از جنبه روان‌شناختي اجتماعي دوست داشتم بدانم آيا تاكنون در تحليل انقلاب اسلامي، ريشه‌هاي انقلاب را از زاويه آرمان‌هاي مردم تحليل كرده‌اند؟ حتي از آنهايي كه تا حدودي مسلط بر تاريخ انقلاب اسلامي بودند وقتي سؤال كردم كه آيا در تبيين ريشه‌هاي انقلاب اسلامي متوني وجود دارد كه خارج از قالب‌هاي تئوريك حاكم بر نظريه‌هاي انقلاب از زاويه روان‌شناسي اجتماعي آرمان‌هاي ملت ايران انقلاب اسلامي را تبيين كرده باشد، از سكوت آنها مي‌فهميدم كه انقلاب اسلامي ايران از چه فقر تئوريك عظيمي در حوزه‌هاي مختلف تبيين اجتماعي رنج مي‌برد.

 

به حال خود و به حال نسل‌هاي آينده‌اي كه مي‌آيند و دوست دارند تاريخ اين نهضت بزرگ اجتماعي را كه ايران را وارد دنياي جديدي كرد بدانند ولي با نوشته‌هاي سطحي روبه‌رو خواهند شد تأسف خوردم و از همه بيشتر به مظلوميت امام و به مظلوميت انقلاب اسلامي گريستم. من با تمام وجودم در لابه‌لاي شعارها و ديوارنوشته‌هاي انقلاب اسلامي، فرهنگ و معرفت نهفته‌اي را ديدم كه مردم ما از آن غفلت كردند.

 

بختيـار، تـو عصـاي ضحاكي

 ما مسلمين پيوسته در جوش و خروشيم

ما جز خميني، رهبر نداريم

فرمـانروايي، ديگـر نـداريم

 از هـمـت او ســـرفــرازيــم

 منتخب او را ما قبول داريم

 

***

بنـد اسـارت را خميني پاره كرده (2)  

جان‌ها فدايش، درد ما را چاره كرده

 

شايد عده‌اي اين نوع نگاه به تبيين اجتماعي يك انقلاب را غير علمي و خارج از چهارچوب‌هاي پذيرفته ‌شده و فاقد مباني تئوريك قلمداد كنند اما در دلم به تئوري‌هاي علمي آنها مي‌خندم. چون احساس مي‌كنم پاي علم براي نفوذ در آرمان‌هاي يك ملت، پاي اسطوره‌اي است. اسطوره به همان ميزان با پنداشته‌هاي انسان سر و كار دارد كه علم ادعا داشته باشد به دنبال كنكاش در قلب‌ها و آرمان‌هاي انسان است تا به حقيقت دست‌ يابد.

 

احساس كردم ذهن فلسفه‌باف و پندگرا مرا از شوق آنچه كه با خواندن شعارهاي دوران انقلاب به دست آورده‌ بودم، خارج كرده است. دوست داشتم به فضاي دوران انقلاب، حكومت بختيار، فرار شاه، بازگشت شكوه‌‌مندانه امام خميني به وطن، دهه فجر، پيوستن ارتش به مردم، تعيين دولت انقلاب و بالاخره سقوط نظام شاهنشاهي و 22 بهمن سال57 برگردم.

 

اما مگر مي‌توان همه آنها را به تصوير كشيد؟ از اينكه نمي‌توانستم تمام احساس خود را نسبت به اين دوران بازنويسي كنم كلافه شدم. بايد تا فرصتي ديگر و شايد تا سالي و يا سالياني ديگر صبر كرد. آخر ما ملت ايران عادت داريم ياد چيزهاي عزيز خود را فقط در سالگردها و سده‌ها گرامي داريم. با اين دو اثر به شدت انس گرفته بودم، يادآوري آن دوران براي كسي كه آرزوي بودن در آن دوره را داشت لذت‌بخش بود. تازه از جمعيتي كه شعار مي‌داد:

 

ما مي‌گيم شاه نمي‌خوايم نخست وزير عوض ميشه

 ما مي‌گيـم خـر نمي‌خـوايم، پالون خر عوض ميـشه

 نه شـاه مي‌خـوايم نه شاهپور لعـنت به هر دو مـزدور

 

جدا شده و به كوچه پس كوچه‌هاي اميرآباد رسيده‌ بودم كه روي ديوارهاي آن نوشته شده‌ بود:

 

ما بچه‌هاي اميرآباد هستيم

 شـاه را بـه طـويلـه بسـتيـم

 از بـس كه عرعـر كرد

بختـيار رو خــر كــرد

بختـيار شيـره‌كـــش

 بايـد بـــره مـراكـش

 اين است شعار بختيار

 منـقل و وافـور رو بيار

 

طنزهاي انقلاب نيز خود فصل جالبي از ادبيات اين دوره است. در تاريخ خوانده بودم كه ذائقه ملت ايران طنز‌پسند است و با طنز مي‌توان حركت‌هاي بزرگ اجتماعي را دامن زد. كاربرد فرهنگ طنز در ادبيات جنبش‌هاي اجتماعي معاصر، علي‌الخصوص ادبيات انقلاب اسلامي از جمله موضوعاتي بود كه توجهم را جلب كرد. دوست داشتم بدانم آيا پژوهش در اين زمينه در كشور ما صورت پذيرفته ‌است يا نه؟ البته با توجه به ساختار جريان‌هاي حاكم براي ادبيات معاصر ايران ترديد داشتم كه شايستگي و استعداد چنين كاري فراهم باشد. ادبيات معاصر علي‌الخصوص در حوزه داستان‌نويسي هميشه با فرهنگ ملت ايران بيگانه بود. رواج پوچ‌گرايي، بي‌مذهبي، بي‌مسئوليتي، غريبي با فرهنگ بومي و دلدادگي با فرهنگ بيگانه شاخصه اصلي ادبيات معاصر ايران بود. بنابراين به راحتي مي‌توان تشخيص داد كه ادبيات جديد با فرهنگ انقلاب اسلامي و با فرهنگ ملت ايران بيگانه است.

 

شعارهاي فرار شاه و ديوار نوشته‌هاي آن فصلي بود كه دوست داشتم روي آن متمركز شوم. مخصوصا از اين جهت كه بدانم چه تفاوتي بين رهبري بود كه با رحلت او ميليون‌ها نفر عزادار شده و در سوگ او گريستند و شاهي كه وقتي از كشور اخراج شد مردمش شعار مي‌دادند:

 

شاه فراري شده

سوار گاري شده

شـاه فــراري مـي‌شــود

حكومت اسلامي مي‌شود

حـرف حـق گفتنيه

اين پهلوي رفتنيه

شاه به جز خودكشي چاره دگر ندارد

 

تفاوت خدمت و خيانت را كه پاره‌اي از روشنفكران دوران معاصر پرداختن به آن را در تاريخ، نوعي تاريخ‌نگاري ايدئولوژيك مي‌دانند، بايد در اين شعارها ديد. معيار خدمت و خيانت را مورخين تاريخ روشن نمي‌كنند. ملت‌ها به درستي اين تفاوت‌ها را تشخيص مي‌دهند. پدر و پسري با خفت و خواري از مملكتي كه مدعي بودند آن را آباد كردند اخراج شدند و مردم از اينكه از شرارت آنها راحت شدند به پايكوبي پرداختند. همين مردم علي‌رغم اينكه در انقلاب اسلامي مشكلات زيادي را تحمل كردند و خسارت‌هاي سنگيني از جنگ تحميلي و تحريم‌هاي اقتصادي و غيره ديدند، ‌وقتي رهبر آنها از دنيا مي‌رود تمام خاك ايران را در سوگ او عزادار مي‌كنند. چرا؟ تفاوت‌ها در چيست؟ آيا مي‌توان مردم را خريد؟ آيا مي‌توان مردم را فريب داد؟

 

مردم تفاوت خدمت و خيانت را مي‌دانند چون معيار درستي در دست دارند.

كشـور مـا، كشـور اسلاميـه

نهضت ما، نهضت قرآنيه (2)

يكدل و يك صدا، مي‌دهيم اين ندا

مـرگ بر شاه (3) مـرگ ـ بر ـ شاه

رهبـر ما خميـني بت‌شـكن

داده ندا به مردم اين وطن

ايـن رژيـم پـلـيــد اســت

بــد‌تــر از يــزيــد اســت

مرگ بر اين شاه (3) مرگ ـ بر ـ شاه

كـودك دبستـان، بـاشـدش بـر زبـان

مــرگ بر شـاه (3) مـرگ ـ بـر ـ شـاه

خـون هر يك شهيد، مي‌دهد اين نويد

مرگ بر اين شـاه (2) مرگ ـ بر ـ شاه

 

دوست دارم در مرگ نظام شاهنشاهي و علل و عوامل آن بيشتر تفحص كنم مي‌دانم اگر شعارهاي انقلاب اسلامي و ديوار نوشته‌ها را تا به آخر ادامه دهم با آرمان‌هاي مملكت خود رابطه عميق‌تري پيدا خواهم‌كرد. من هنوز مانند بسياري از جوانان اين مرز و بوم دوست دارم بدانم مردم ما در شعارهاي دوران انقلاب خود چه ديدي نسبت به غرب، امريكا، شوروي، نظام ليبراليسم، دمكراسي، نظام سوسياليسم، روشنفكري، غرب‌گرايي، جبهه ملي، گروه‌هاي سياسي و خيلي از چيزهاي ديگري كه تاريخ ما در اين دويست سال اخير با آن درگير بود، داشته‌اند. اما ديدم كه فعلا استعداد زمزمه شعارهاي پرحرارت اين دوران را ندارم. با خود گفتم:

شرح اين هجران و اين خون جگر

ايـن زمـان بـاشـد تا وقـت دگــر

سكوت هـر مسلمـان، خيانت اسـت به قرآن

كشته شدن در اين راه، نزديكي است به الله

شـعار مستـضـعفيـن

حـكــومـت مـتـقـيـن

استــقلال، استــقلال

اين است نداي قرآن

پيــام هـر مسـلـمـان

عقيـده و جهـاد اسـت

ايـران كـربـلا شــده

هـر روز عاشـورا شده

چين، شوروي، امريكا

دشـمـنـان خـلـق مـا

تشـيـع زنـده گـشـت

فـاتـح و پـاينده گشت

 

1 . مرتضي مطهري،‌ نهضت‌هاي اسلامي در صد ساله اخير، انتشارات صدرا، قم، بي‌تا، ص 61.

 2 . همگام با شعارها در انقلاب اسلامي ايران، انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، تهران، بي‌تا.

 3 . تصاوير ديوار نوشته‌هاي انقلاب، مركز انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1361.

 4 . منظور واقعه آتش‌سوزي سينما ركس آبادان توسط رژيم شاه است.

 5. اين شعار، شعارهايي است كه در حمايت از اعتصاب كاركنان راديو، تلويزيون و روزنامه در حدود دي ماه سال 57 داده شده است.

 6 .خاطرات شاپور بختيار، طرح تاريخ شفاهي ايران، مركز مطالعات خاورميانه، دانشگاه هاروارد،‌ ويراستار حبيب لاجوردي، نشر زيبا،‌ تهران، 1380، چاپ سوم، ص 120.

 7. ملي‌گراها معتقد بودند كه مصدق به ما آموخته بود هيچ‌گاه از شاه مملكت وقت نگيريم ولي اگر ما را احضار كرد برويم و در خدمتش باشيم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 18:0 توسط مدیریت مدرسه |



سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

و اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد.
 اربعين در فرهنگ عاشورا

در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود  بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و  باران اشکبار  چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.

 

 نخستين اربعين

در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.

  

 اربعين و عرفان

 اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى ‏هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه  معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى ‏شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.

آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »

پيامبر حکيم (ص) فرمود:

« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى‏ سازد.»

صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:

ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.

و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 17:22 توسط مدیریت مدرسه |