انواع خانواده ها

به طور  خلاصه از نظر نحوه تربيت كود ك و بطور كلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان 4 نوع خانواده را مشخص كنيم كه عبارتند از

 

الف - خانواده خشك و سخت گير ( والدين سخت گير و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گير و آسان گير

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پريشان )

 د  -   خانواده دمكرات (‌ خانواده سالم ) 

 

به علت مهم و مبسوط بودن اين مبحث ،  هر يك از اين  4 دسته خانواده را در يادداشتي جداگانه شرح خواهيم داد

 

 

الف  - خانواده خشك و سخت گير

 

1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار مي كنند كه والدين خودشان رفتار كرده اند.

 

2 -  تصميم گيري با يكي از والدين  خصوصا پدر  انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاكم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يك از اعضاي خانواده اجازه اظهار نظر ندارند

 

3 - والدين چنان رفتار مي كنند كه فرزندان مي آموزند حق هيچ گونه ابراز عقيده اي را - حتي در مواردي كه مي تواند مانع از بروز بعضي مشكلات براي خانواده گردد - ندارند.

 

4 - اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نكنند ‍ ، والدين آنان ناراحت  ، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.

 

5 - فرزندان جرات سئوال كردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن كارها را ، از والدين خود ندارند.

 

6 - والدين بر رفتا و كارهاي فرزندان خود كنترل شديد دارند و همه تصميمات را شخصا اتخاذ مي كنند.

 

7 - والدين دليلي را - براي دستوراتي كه صادر مي كنند - براي فرزندان خود ارائه نمي دهند و از آنان مي خواهند بدون چون و چرا از اين دستورات اطاعت كنند.

 

8 - نسبت به رعايت نظم و انضباط  ،‌ ارزشي افراطي قايل هستند و والدين توانايي تحمل هيچ گونه بي نظمي را از طرف فرزندان خود ندارند.

 

9 - به سخنان كودكان خود  گوش نمي دهند و اگر هم سخني را بشنوند براي آن است كه با آن مخالفتي را نشان دهند.

 

10 - در مواردي كه فرزندان خود را نصيحت يا آنان را از انجام دادن كاري منع مي كنند ،‌ دليل خاصي را ارائه نمي دهند.

 

11 - براي تصميات فرزندان خود ،‌ حتي اگر اين تصميمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نيستند.

 

13 - معتقدند كه چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بيشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراين ، حق دخالت در همه امور و حتي در خصوصي ترين كارهاي فرزندان خود را دارند.

 

14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آميز نيست و حتي از تحقير فرزندان خود در حضور ديرگان نيز ابايي ندارند.

 

15 - غالبا نيازهاي عاطفي كودكان ارضاء نمي شود.

 

16 - ممكن است كه والد ضعيف در چنين خانواده اي با كودكان ائتلاف كند در چنين حالتي ارزش هر دو والد نزد كودك شكسته مي شود . اگر بنا باشد يكي از والدين به عنوان منبع قدرت خانواده آسيب ببيند مي توان تصور كرد والد ديگر نيز ارزش پيشين خود را نخواهد داشت.

 

17- چنين كودكاني احتمالا جذب گروه هاي بيرون شده و با عزت نفس پائين كه دارند دچار بزهكاري مي شوند. 

 

18 - بسياري از اين والدين ممكن است به خاطر كمال گرايي كه دارند ، كودكان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترين انتظارات را داشته و پيوسته به شكل نوين بر آنها سخت گيري كرده و برنامه هاي سخت گيرانه برايشان تدارك ببيند.

 

19 - احتمال دروغ گويي و ريا كاري در كودكان چنين خانواده هايي به علت ترس از تنبيه و سرزنش افزايش مي يابد.

 

20 - چنين كودكاني به علت اينكه مرتبا علايقشان سركوب شده و موجب تحقير قرار گرفته اند و همچنين ديگران براي اموراتشان تصميم گرفته اند ،‌ از خلاقيت كمي برخوردارند . اگر چه ممكن است به علت سخت گيري والدين از نظر آموزش بعضي از مهارتها ، پيشرفتي كرده باشند.

 

21 - اضطراب ،‌ افسردگي ،‌ همچنين وسواس و كمال گرايي ،‌ نا اميدي و بسياري از مشكلات رواني ممكن است دامنگير كودكان خانواده هاي سخت گير گردد.

 

22 - غالبا والدين سخت گير ، خود را منطقي نيز تصور مي كنند. و براي هر كارشان دليل تراشي مي كنند. ولي غير مستقيم به خاطر سختي گيري آنهاست كه كودكان فرمانشان را اجرا مي كنند نه منطقشان.

 

 

 

ب )‌ خانواده سهل گير و آسان گير

 

http://persianblog.com

1 - پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضاء نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.

 

2 - به امر تربيت و ارضاء نيازهاي جسمي و رواني كودك نمي پردازند و چون آسانگير هستند ،‌ براي خاموش كردن صداي بچه ،‌ هر چه كودكشان از آنها مي خواهد ، آنها انجام مي دهند . لذا كودك پرتوقع تربيت مي شود.

 

3 - هدفها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل ، در تربيت فرزندان خود از روش  ، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي كنند.

 

4 - هيچ نوع كنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را كاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي كه خود مايل هستند ‍،‌ شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به كار گيرند.

 

5 - هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند كه والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.

 

6 - نسبت به رفتار فرزندان خود ‍،‌ حتي در مواردي كه مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند ‍،‌ توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد ، بي تفاوت عمل مي كنند.

 

7 - اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نكنند ، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي كنند كه گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي ، عادي و متداول است.

 

8 - در پاداش دادن - وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند - يا تنبيه آنان - در هنگامي كه كار خلاف از آنان سر مي زند - اهمال مي كنند و بي تفاوت هستند (‌به ياد داشته باشيم كه منظور از تنبيه كردن در معناي روانشناختي آن ،‌ محروم كردن فرزند از پاداش است و تنبيه بدني مورد نظر نمي باشد).

 

9 - شيوه هاي رفتاري والدين چنان است كه در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي كند.

 

10 - نسبت به تكاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همكاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.

 

11 - آنچه را كه فرزندان اراده كنند يا بخواهند ، براي آنان تهيه مي كنند و در اين مورد ،‌ سليقه خاصي را اعمال نمي كنند.

 

12 - هيچ گونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يكي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد ،‌ كار خاصي را در زمينه كاهش اين نوع وابستگي كه بعدا براي آنان مشكل ساز خواهد بود ،‌ انجام نمي دهند.

 

13 - نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي كنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.

 

14 - فرزندان خود را براي انجام هر كاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي كه مداخله آنان لازم به نظر مي آيد ، دخالت نمي كنند.

 

15 - اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است ،‌ لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه كافي ، زود تسليم ميشود و شكننده هست.

 

 

 

ج ) خانواده گسسته يا خانواده پريشان

http://persianblog.com

 

در اين خانواده ها بعلت اختلاف بين والدين ، معمولا به صورت قهر و آشتي به سر مي برند كه تاثير منفي روي كودكان مي گذارد

 

2 - گاهي كودك به عنوان قاضي در نظر گرفته مي شود و گاهي قرباني يكي از طرفين مي گردد

 

3 - كودك علاوه بر اينكه نيازهاي رواني و جسمانيش ارضاء نمي گردد ،‌ بتدريج الگوهاي پرخاشگري را مي آموزد . (‌ كودكاني كه بدون مقدمه بچه هاي ديگر را مي زند)

 

4 - ميزان ارزش و احترامي كه هر يك از افراد خانواده براي خود قائل هستند ‍ ، ناچيز است

 

5 - چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگين ‍، گرفته ‍،‌ افسرده و بي احساس به نظر مي آيند

 

6 - گوش افراد خانواده براي شنيدن خواسته هاي يكديگر سنگين است و صداي آنان يا بلند و خشن و گوشخراش است و يا به اندازه اي آرام و نجوا مانند است كه به سختي قابل شنيدن مي باشد

 

7 - نشانه دوستي و صميمت در بين افراد خانواده كم است و در مواردي حتي از وجود يكديگر نيز بي اطلاع هستند

 

8 - شوخي هاي افراد خانواده با يكديگر در بيشتر اوقات گزنده ‍،‌ بيرحمانه و مبتني بر قساوت قلب است

 

9 - بزرگترهاي خانواده تا آن ميزان سرگرم امر و نهي كردن و دستور دادن به كوچكتر ها هستند كه براي مثال پدرو مادر هرگز نمي فهمند فرزندان آنان داراي چه ويژگيهاي شخصيتي هستند

 

10 - فرزندان خانواده كمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ ‍ ،‌ فهميده ،‌ باشعور ،‌ اصيل و دوست داشتني ،‌ بهره مند مي شوند

 

11 - پدر و مادر براي احترازو دوري از يكديگر ، آن چنان خود را مشغول كارهاي خارج از محيط خانواده مي كنند كه گويي تنها وظيفه آنان كار كردن و تامين مايحتاج زندگي است

 

12 - افراد خانواده ، احساس تنهايي و بي ياور بودن مي كنند و به اين باور مي رسند كه بيچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعي درماندگي آموخته شده را تجربه مي كنند

 

13 - افراد خانواده غالبا تكانشي عمل مي كنند ‍ ،‌ عصبي هستند ، احساس گناه و تقصير مي كنند يا بر عكس ‍ ،‌ احساس مي كنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و براي جبران اين احساس گاه با يكديگر رفتاري بسيار خشونت آميز و غير انساني نشان مي دهند

 

14 - افراد خانواده براي كنترل امورغير ممكن ،‌ تلاش فراوان مي كنند و هرگز متوجه نمي شوند كه انجام بعضي از خواسته هاي آنان به وسيله طرف مقابل ‍، غير ممكن است

 

15 - افراد خانواده گاه گرفتار مشكل كمال طلبي مي شوند و در اين راه ،‌ هم خود متحمل فشارهاي رواني زياد مي شوند و هم بر افراد ديگر خانواده فشارهاي فزاينده اي را مي آورند

 

16 - افراد خانواده حالت اصطلاحا نهايت نگري دارند. و در نظر آنان همه پديده هاي عالم در دو حد يك طيف هستند و هر پديده ‍ ، شي ، صفت ،‌ مفهوم يا سفيد است يا سياه - يا خوب است يا بد - يا زيان آور است يا سودمند - يا دوست داشتني است يا غير دوست داشتني - لذا هيچ حد واسطي را در نظر نمي گيرند

 

17 - وابستگي افراد خانواده با يكديگر نا سالم است و در اين موارد يا نسبت به احساسات ، خواسته ها و نيازهاي خود بي توجه هستند يا خود را مركز و محور عالم به حساب مي آورند و خود خواهي آنان در همه رفتارهايشان تجلي پيدا مي كند

 

18 - افراد خانواده نسبت به هر موضوع يا پديده اي تعصب بي مورد و شديد نشان مي دهند و اين ويژگي باعث مي شود از استدلال ، منطق ، و عقل سليم فاصله بسيار داشته باشند

 

19 - افراد خانواده و خاصه فرزندان اين خانواده ها با يكديگر به رقابت ناسالم مي پردازند و موفقيت يكي از آنان در زمينه خاصي ( مثل موفقيت شغلي ‍ ، خريد يك ماشين ، خريد يك لباس و ... ) موجب رنجش ، نگراني ،‌ اضطراب و حسادت شديد فرد يا افراد ديگر خانواده مي شود

 

20 - افراد خانواده مسائل و مشكلات خود را انكار مي كنند و به همين دليل نيز مشكلات آنان هرگز حل نمي شود و اين مشكلات در همه ابعاد رفتاري آنان تجلي پيدا مي كند

 

21 - افراد خانواده در مورد خود و ديگران به داوريها و قضاوت هاي نادرست مي پردازند و يكي از اعتياد هاي مضر و در عين حال لذت بخش آنان ‍ ، غيبت و بدگوئي از ديگران است

 

22 - دروغگويي در بين اعضاي خانواده شايع است و هر يك از افراد خانواده ياد گرفته اند كه براي اجتناب از درگيري و مشاجره هاي پايان ناپذير بعدي ، به افراد ديگر دروغ بگويند.

 

23 - به سادگي افراد خانواده به يكديگر فحش مي دهند ،‌ همچنين خشونت هاي جسمي نيز رايج است. و نگرش هر يك از افراد خانواده بر اين استوار است كه طرف مقابل آنان فردي خود راي ،‌ نفهم ، خود خواه و ... است و بهترين راه براي به زانو در آوردن او كتك زدن و تحقير اوست

 

24 - نگرشهاي افراد خانواده در زمينه هاي مختلف ، تحريف شده است و باورداشتهايي نظير - به زن نمي توان اعتماد كرد - همه آدمها بد هستند - هر فرد بايد فقط به فكر خودش باشد و ... به سادگي تبليغ مي شود

 

25 - فرزندان خانواده ميل شديدي را براي مورد تاييد قرار گرفتن به وسيله اولياي خود نشان مي دهند و با از دست دادن هويت خود و نيز بر خلاف ميل و خواسته خويش ‍، به خواسته هاي هر چند نادرست پدر و مادر يا بزرگترها تن در مي دهند

 

26 - احساس عدم رضايت از خود يا حالت از خود راضي بودن افراطي در بين افراد خانواده شايع است و آثار اين نوع احساس در همه ابعاد رفتاري آنان مشاهده مي شود

 

27 - احساس تنهايي و بي يار و ياور بودن در بين اعضاي خانواده شايع است و در اين راه به بن بست رواني يا غم و اندوه و مزمن و افسردگي مي رسند

 

۲۸ - افراد خانواده از اضطراب دائمي و احساس سردرگمي در رنج هستند و به همين دليل ، اختلالات شناختي ، هيجاني و نيز اختلالات رفتاري در بين اين خانواده ها شايع است

 

 

 

 

د ) خانواده سالم يا خانواده دمكرات

 

1 - افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعي اصالت توام است

 

2 - افراد خانواده به طور آشكار رنج و ناراحتي و نيز احساس همدري خود را نسبت به افراد ديگر خانواده بيان مي كنند

 

3 - افراد خانواده از ريسك (‌خطر كردن )‌ معقول و سنجيده نمي هراسند و مي دانند كه ممكن است با خطر كردن اشتباهاتي نيز داشته باشند ‍ ، ولي اشتباهات شخصي هم مي تواند خود مقدمه اي براي شناخت اشكالات شخصي و بنابراين زمينه اي جهت رشد و كسب تجربه بيشتر باشد

 

4 - افراد خانواده براي يكديگر ارزش و احترام قايل اند و يكديگر را دوست دارند و از اين احساس خود شادمان هستند

 

5 - روابط افراد خانواده با يكديگر هماهنگ و روان است و با آهنگي پرمايه و روشن با يكديگر سخن مي گويند

 

6 - زماني كه در خانواده سكوت برقرار است ‍، سكوتي است آرامبخش و نه سكوت مبتني بر ترس يا احتياط

 

7 -  وقتي  در خانواده سرو صدا هست ‍، صداي فعاليتي پر معني است و نه غرشي رعد آسا و براي خفه كردن صداي ديگران

 

8 - هريك از اعضاء خانواده مي دانند حق آن را خواهند داشت كه حرف خود را به گوش ديگران برسانند و در اين زمينه نيازي به سكوت و تحمل فشار حاصل از آن نمي باشد

 

9 - اگر يكي از اعضاي خانواده هنوز فرصتي براي صحبت كردن پيدا نكرده است ‍، به دليل تنگي وقت بوده است و نه كمي محبت ‍ ،‌ كم توجهي يا بي ملاحظه بودن اعضاي ديگر خانواده

 

10 - اعضاي خانواده به راحتي يكديگر را نوازش مي كنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امري است عادي و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگي

 

11 - افراد خانواده صادقانه با هم صحبت مي كنند ، با علاقه به سخنان يكديگر گوش مي دهند ، با يكديگر رو راست و صادق هستند و به راحتي علاقه خود را به يكديگر نشان مي دهند

 

12 - افراد خانواده به راحتي و آزادنه با يكديگر درد دل مي كنند و اين حق را دارند كه درباره هر موضوعي (‌ مثل ناكاميها ، ترسها ، صدمه هايي كه ديده اند ،‌ خشم خود ،‌ انتقاد از ديگري ، خوشيها يا كاميابيها )‌ ،‌ با يكديگر سخن بگويند

 

13 - افراد خانواده براي كارهاي خود برنامه ريزي مي كنند و در اين راه اگر مشكلي با مزاحم اجراي برنامه هاي از قبل تعيين شده آنان شود ،‌ به سادگي خود را با آن تطبيق مي دهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه ،‌ بيشتر مشكلات زندگي خود را حل و فصل كنند

 

14 - در خانواده ،‌ زندگي آدمي و احساسات بشري، بيش از هر عامل ديگري مورد توجه و احترام است

 

15 - در خانواده ،‌ پدر و مادر خود را مدير يا رهبر خانواده مي دانند و نه رئيس يا ارباب خانواده و نيز مي دانند كه در موقعيت هاي مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يك انسان واقعي بودن نزديك شوند

 

16 - اعضاي خانواده در مورد اشتباهات خود (‌ در قضاوت ، رفتار ،‌ بروز هيجانها و ... ) به همان سهولتي با يكديگر سخن مي گويند كه در مورد اعمال ، كردار و گفتار صحيح خود اظهار نظر مي كنند

 

17 - رفتار اولياي خانواده با آنچه به فرزندان خود مي گويند - يا توصيه مي كنند - مطابقت كامل دارد و در اين راه از خود صداقت بسيار نشان مي دهند

 

18 - پدر و مادر خانواده مانند هر مدير يا رهبر موفق ،‌ نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن مي باشند تا از هر فرصت مناسب براي سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود ،‌ استفاده كنند

 

19 - اگر يكي از افراد خانواده مرتكب اشتباهي شد و نادانسته خسارتي ايجاد نمود ، پدر و مادر و بزرگترها در كنار او قرار مي گيرند تا از او حمايت كنند . اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بي دقت ،‌ بر احساس ترس يا گناه خود فايق آيد و از فرصت آموزشي كه پدر و مادر براي او فراهم كرده اند ،‌ بيشترين بهره را بگيرد

 

20 - اولياء خانواده مي دانند كه فرزندانشان عمدا بدي نمي كنند. به همين دليل ،  اگر متوجه شوند كه فرزند آنان در زمينه اي خرابكاري كرده است به اين نتيجه مي رسند كه يا سوء تفاهمي در كار بوده است و يا احساس ارزش فردي و احترام به خويشتن ،‌ در فرزند آنان كاهش پيدا كرده است و بايد براي اين مشكل راه حلي را پيدا كرد

 

21 - اوليا خانواده مي دانند هنگامي فرزند آنان براي يادگيري آمادگي بيشتري خواهد داشت كه خود را با ارزش بداند و احساس كند كه ديگران نيز براي او ارزش قايل هستند

 

22 -  اولياء‌ خانواده مي دانند كه هر چند با شرمنده ساختن كودك و تنبيه بدني فرزندان مي توان رفتار آنان را تغيير  داد ،‌ اما اين آگاهي را نيز دارند كه آثار اين تنبيه ها بر ذهن آنان باقي مي ماند و به سادگي و به سرعت قابل ترميم نمي باشد

 

23 - وقتي يكي از فرزندان خانواده عملي را انجام مي دهد كه براي تصحيح عمل يا كار او الزامي به نظر مي آيد ،  پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن - حس كردن - فهميدن - و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او ، آغاز مي كنند

 

24 - پدر و مادر خانواده مي دانند كه در زندگي هر شخص مشكلاتي پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشكلات زندگي امكان ناپذير مي باشد . بنابراين گوش به زنگ آن هستند كه براي هر مشكل تازه ،‌ راه حلي پيدا كنند و به فرزندان خود نيز مي آموزند تا چگونه در حل مشكلات از خلاقيت و نو آوري بهره بگيرند

 

25 - اولياي خانواده مي دانند كه تغيير و تحول از ويژگيهاي زندگي است ، بنابراين ، مي پذيرند كه فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طي مي كنند و هيچگاه نبايد سد راه رشد و تغيير فرزندان خود شوند

 

 

خلاصه :

 

گفته مي شود كه از هر صد خانواده تنها در صد اندكي ( سه يا چهار خانواده ) مي دانند كه چه بايد كرد و به مرحله سلامت و بالندگي قابل توجه رسيده اند. محصول خانواده هاي پريشان يا آشفته فرزندان بيمار ،‌ نوميد ، افسرده ، بزهكار و ضد اجتماعي ،‌ معتاد و .... است و اكثريت افراد مبتلا به بيماري هاي رواني و اختلالات رفتاري ،‌ الكليك ، معتاد ‍ ‍، فقير ،‌ از خود بيگانه ،‌ جاني و ... در خانواده هاي پريشان رشد پيدا كرده اند.

مي توان ويژگيهاي مهم خانواده هاي پريشان و خانواده سالم را چنين خلاصه كرد.

 

خانواده آشفته :

1 - در  خانواده ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قائل است در حد پائين مي باشد.

2 - ارتباطها غير مستقيم ، مبهم و كاملا نادرست است.

3 - قواعد و مقررات خانواده ،‌ خشك ، نامردمي ، ناسازگار و هميشگي است.

4 - پيوند و رابطه با جامعه بسته ، مايوس كننده و ياس آور است و براساس ترس انجام مي گيرد.

 

 

خانواده سالم يا بالنده

1 - سطح ارزش و احترامي كه هر فرد براي خود قايل است ، در حد معقول و منطقي مي باشد.

2 - ارتباطها مستقيم ،‌ واضح ، صريح و مبتني بر درستكاري است.

3 - قواعد قابل انعطاف ، انساني ، منطقي دستخوش تغيير است.

4 - پيوند با جامعه باز ، سالم و اميد بخش مي باشد.

جلسه هفتم شورای معلمان

باسمه تعالي

جلسه هفتم :

((سعه صدر ابزار سياست است))
                                                                                           
«امام علي (ع)»

موضوع:  هفته بهداشت وروان – برنامه ريزي براي کلاس هاي فوق برنامه-ارائه مطلب توسط همکاران-انجام جشن هاي پايان درس

جلسه اي درمورخ۱۷/۱/۸۷دردفتر آموزشگاه آيت الله سعيدي با حضور مديريت محترم آموزشگاه وهمکاران محترم با تلاوت آياتي ازقرآن مجيد آغاز شد.

دراين جلسه مديريت محترم مدرسه شروع سال تحصيلي جديد را خدمت همکاران تبريک گفتند وبر تلاش و کوشش همکاران واستعانت از خداوند منان در انجام وظايف تاکيد کردند واز همکاران در خواست کردند در فرصت باقي مانده از سال جديت بيشتري در تدريس درس ها داشته باشند تا درفرصت باقي مانده مروري هم بر درس هاي گذشته صورت گيرد ، در ادامه همکاران نظرات خود رابيان کردند وتصميماتي به شرح ذيل در جهت پيشبرد اهداف اتخاذ شد:

 

1-برگزاري اردوي تفريحي سياحتي براي دانش آموزان قبل از شروع ارديبهشت ماه از طرف همکاران پيشنهاد شد که وباتوجه به اين که در جلسه انجمن به تصويب رسيده بود قرار شد اين اردو در هفته آخر فروردين ماه برگزار گرددو محي آن هم با نظر خواهي از دانش آموزان مشخص شودهزينه اين کار هم بخشي از سرانه وبخشي برعهده اولياءباشد.

 

2-درجهت تشويق دانش آموزان قرار شد که تعدادي از دانش آموزان ممتاز درسي واخلاقي با انتخاب همکاران ودفتر آموزشگاه به صورت رايگان به اردو برده شوند.

 

3-باتوجه به اهميت بهداشت در مدارس ودر پيش بودن هفته بهداشت که همه ساله برگزار مي گردد برنامه هايي به شرح ذيل در نظر گرفته شد(نواختن زنگ سلامتي در روز 17 فروردين– برگزاري مسابقه نقاشي- نصب پلاکارد ونوشته در باره بهداشت –توصيه به دانش آموزان درباره فوائد رعايت بهداشت فردي وجمعي –برگزاري مراسم ويژه در روز 18 فروردين ماه )

 

4- نقد وبررسي جايگاه تنبه وتنبه بدني توسط برادر مجتبي خاکپور .

 

5 -انجام جشن هاي جمع ضرب تقسيم وکسر دانش آموزان دوم تاپنجم.

 

6- باتوجه به نقش كلاس هاي فوق برنامه وعدم استقبال اوليا در سال هاي گذشته قرار شد با هماهنگي وهمكاري انجمن جلسه اي با اوليا گذاشته شود ودرباره اين موضوع به اتفاق همكاران اطلاع رساني شده تا چنانچه با استقبال اوليا مواجه شد براي آن برنامه ريزي شود

 

7- بنابر پيشنهاد همكاران درجهت كار بيشتر با دانش آموزان ضعيف تر كلاس ها قرارشد در زنگ آخر اين گونه دانش آموزان به فعاليت وتمرين بپردازند ومعلم مربوطه بيشتر وقت آن زنگ را به اين دانش آموزان اختصاص دهد همچنين اسامي اين دانش آموزان به دفتر داده شود تا با اوليا اين دانش آموزان جلسه اي گذاشته شود وتذكرات لازم داده شود

 

 

اين جلسه باذکر صلوات برمحمدوآل محمد به پايان رسيد

جلسه ششم شورای معلمان

باسمه تعالي

جلسه ششم :

((زشتن ترين بي وفايي فاش كردن راز است))
                                                                                                        
«امام علي (ع)»

موضوع:  نقدوبررسي نتايج امتحانات نوبت اول-بررسي عملکرد آموزشگاه در ايام الله دهه فجر-دانش آموزان بي بضاعت –تکاليف نوروزي

 

جلسه اي درمورخ1/12/85دردفتر آموزشگاه آيت الله سعيدي با حضور مديريت محترم آموزشگاه وهمکاران محترم با تلاوت آياتي ازقرآن مجيد آغاز شد.

دراين جلسه نتايج امتحانات نوبت اول مورد نقد وبررسي قرار گرفت  وهمکاران نظرات خود را به بحث گذاشتند وتحليل خود را از وضعيت درسي دانش آموزان وکلاس خود بيان کردند.

همچنين براي هرچه بهتر برگزار شدن آزمون مرحله رشد علمي تبادل نظر شد وقرار شد که در نوبت دوم اين آزمون سوالات توسط همكاران طرح شود وپس از تايپ توسط برادر ياسين بختياري تكثير شود و از دانش آموزان پذيرايي صورت گيرد

همچنين براي رشد درصد قبولي در اين آزمون بنابر پيشنهاد همکاران قرار شد که روز قبل از برگزاري آزمون نمونه سوالات نوبت اول آزمون با دانش آموزان کار شود در ادامه جلسه درباره موضوعات زير تبادل نظر شد:

 

1-تاکيد براستفاده همکاران از وسايل کمک آموزشي.

 

2- بررسي مشکلات وفوائد آزمون رشد علمي ازجمله طراحي سوالات،مشکل پرداخت هزينه آزمون توسط اولياء، از مضرات آن وآشنايي دانش آموزان با انواع سوالات ،سنجش يادگيري دانش آموزان از فوائد اين آزمون بيان شد.

 

3-تقدير وتشکر از همکاران براي برگزاري مراسم ايام الله دهه مبارکه فجروبرگزاري مسابقات وتبريک روز امور تربيتي 8اسفندماه به مربي پرورشي آموزشگاه واهدا لوح يادبود.

 

4- تهيه مقدمات برگزاري روز درختکاري واجراي يک کار سازنده .

 

5- شناسايي دانش آموزان بي بضاعت باهمكاري انجمن جهت دريافت كمكهاي اهدايي به مدرسه

 

6-تدارک لباس عيد وبن خريد براي دانش آموزان بي بضاعت واعطاي بن يا عيدي به دانش آموزاني که از لحاظ مالي در مضيقه هستند.

 

7-تبادل نظر درباره تکاليف نوروزي وتهيه يك شماره از آواي دانش به صورت عمومي براي دانش آموزان وقرار شد دراين شماره مطالب متنوع همچون طنز كاريكاتور جدول درنظر گرفته شود.

 

8-دادن کارنامه مستمر ميان نوبت دوم جهت اطلاع اوليا از وضعيت درسي دانش آموزان.

 

9-تاکيد بر دائر بودن کلاسها تا روز آخر.

 

اين جلسه باذکر صلوات برمحمدوآل محمد به پايان رسيد

عید نوروز



واژه «عيد» در اصل از فعل عاد (عود) يعود است و براى آن معانى مختلفى گفته اند: از جمله «خوى گرفته»، «روزفراهم آمدن قوم» و «هر روز كه در آن، انجمن يا تذكار فضيلتمند يا حادثه بزرگى باشد.»

گويند از آن رو به اين نام خوانده شده است كه هر سال شادى نوينى باز آرد. [1]

و برخى برآن هستند كه اصل واژه «عيد» از «عادت» است. زيرا آنان (قوم) و فاميل و خانواده ها برگرد آمدن دورهم در آن روز عادت كرده‏اند. [2]

در لغتنامه تاج العروس درباره عيد آورده است: عيد در نزد عرب، زمانى است كه در آن شاديها و يا اندوه ها، باز مى گردد و تكرار مى شود. [3]

و در فرهنگ معين در اين باره آمده است: عيد، روز مباركى است كه در آن مردم جشن مى گيرند و شادى مى كنند و در اين روز به همديگر عيدى مى دهند از قبيل هديه، پول، خلعت. [4]



واژه عيد در قرآن

 

واژه عيد در قرآن فقط يك بار آمده است.

(اللهم انزل علينا مائده من السمإ تكون لنا عيدا لاولنا و آخرنا و آيه منك). [5]

خدايا! نازل كن براى ما مائده‏اى از آسمان كه براى اولين و آخرين از ما عيد باشد و نشانه‏اى از تو.

در تفسير اين آيه آمده است: عيد در لغت از ماده عود به معنى بازگشت است. به روزهايى كه مشكلات از قوم و جمعيتى برطرف مى شود و بازگشت به پيروزيها و راحتى هاى نخستين مى كنند، عيد گفته مى شود. و در اعياد اسلامى به مناسبت اين كه در پرتو اطاعت يك ماه مبارك رمضان و يا انجام فريضه بزرگ حج، صفا و پاكى فطرى نخستين به روح و جان باز مى گردد و آلودگى ها كه برخلاف فطرت است از ميان مى رود «عيد» گفته شده است و از آنجا كه روز نزول مائده، روز بازگشت به پيروزى و پاكى و ايمان به خدا بوده است؛ حضرت مسيح(ع) آن را «عيد» ناميده است. [6]



عيد از منظر حضرت على(ع)

 

عيد از نظر على(ع) اين است كه: هر روزى كه در آن روز، معصيت خدا نشود و گناهى انجام نگيرد، آن روز را عيد خوانده است.

«كل يوم لا يعصى الله تعالى فيه فهو يوم عيد»

و اين فرمايش اميرمومنان(ع) اشاره به اين موضوع دارد كه روز ترك گناه، روز پيروزى و پاكى و بازگشت به فطرت نخستين است. [7]

از سويد بن عفله نقل شده است كه گفت: در روز عيد بر اميرالمومنين(ع) وارد شدم و ديدم كه نزد حضرت نان گندم و خطيفه (نان شيرمال) و ملبنه (حلوا شكرى) است. پس به آن حضرت عرض كردم:

روز عيد و خطيفه؟!

حضرت فرمود: «انما هذا لمن عيد من غفرله»؛ اين عيد كسى است كه آمرزيده شده است. [8]

در خبر است: چيزى به رسم هديه نوروزى خدمت اميرالمومنين(ع) تقديم شد، حضرت پرسيد: اين چيست؟ عرض كردند: يا اميرالمومنين! امروز نوروز است. فرمود: هر روز را براى ما نوروز سازيد. [9]



عيد نوروز از منظر امام صادق(ع)

 

امام صادق(ع) به يكى از اصحابش به نام معلى بن خنيس در باره عيد نوروز فرمود:

«ان يوم النيروز هواليوم الذى اخذ فيه النبى(ص) لاميرالمومنين(ع) العهد بغديرخم... و هواليوم الذى ظفرفيه باهل النهروان... و هواليوم الذى يظفرفيه قائمنا اهل البيت» . [10]

نوروز، روزى است كه پيامبراكرم (ص) در غديرخم براى ولايت اميرالمومنين(ع) از مردم پيمان گرفت؛ روزى است كه آن حضرت برخوراج نهروان پيروز شد و روزى است كه قائم ما اهل بيت(عليهم السلام) ظهور خواهد كرد.



امام كاظم(ع) و جلوس عيد نوروز

 

از آنجايى كه عيد نوروز ريشه در سنتهاى ما ايرانى ها دارد و اين موضوع به زمانهاى بسيار دور برمى گردد، پس از اسلام، بنا به نوشته مورخين، با اندك تغييراتى كه در آن به عمل آمده است، تاكنون در بين ايرانيان جاودانه است، بنابراين در صدر اسلام ايرانى هايى كه در مركز خلافت به سر مى بردند، طبق سنت ملى شان به اين عيد پاى بند بودند و هداياى نوروزى را براى سلاطين خود مى بردند. پس ازامويان، عباسيان مورد توجه بعضى از مردم بودند و ايرانى ها با مراجعه به دربار آنها، هدايايى را به آنها تقديم مى كردند.

در بحارالانوار روايت ذيل آمده است:

«ان المنصور تقدم الى موسى بن جعفر (ع) بالجلوس للتهنيه فى يوم النيروز و قبض ما يحمل اليه...». [11]

منصور دومين خليفه عباسى به امام كاظم(ع) پيشنهاد كرد عيد نوروز جلوس نمايد تا مردم نوروز را به او تبريك گويند و هداياى آنها را دريافت نمايد... و امام(ع) با اكراه پذيرفت.

بنابراين عيد نوروز مانند بسيارى از سنتهاى ملى كه با شئون اسلامى مخالفتى نداشته است، پس از اسلام درميان ايرانيان باقى مانده است.



نوروز از نظر دانشوران اسلامى

 

سيدبن طاووس (يكى از دانشمندان بزرگ شيعه است.) كه در باره نوروز مى نويسد:

هنگامى كه آغاز آفرينش جهان هستى در مثل چنين روزى است، شايسته است اين روز به عنوان روز عيد و شادى تلقى گردد.

ابن فهد حلى در اين زمينه مى نويسد:

«يوم النيروز، يوم جليل القدر»، نوروز، روزى گرانمايه و با منزلت است.

حضرت امام(ره) به مناسبت عيد نوروز هرسال پيامى داشت و در ديوان شعرش، ابياتى ويژه درباره عيد نوروز سروده است كه در پى خواهد آمد.

و مقام معظم رهبرى در پيام نوروزى سال 1369 شمسى فرمودند:

«تحويل سال جديد شمسى كه مصادف با نوعى تحول در عالم طبيعت مى باشد، فرصتى است براى اين كه انسان به تحول درونى و به اصلاح امور روحى، معنوى و مادى خود بپردازد، ايجاد تحول كار خداست... اما ما موظفيم كه براى اين تحول در درون خود، در زندگى خود و در جهان اقدام كرده وهمت و تلاش به عمل آوريم.»



سنت هاى نوروزى

 

يكى از سنت هاى حسنه و با ارزش عيد نوروز كه تا روز سيزده رايج است، ديد و بازديدها است كه ميان فاميل، دوستان انجام مى گيرد و در كتب روايى ما به عنوان «صله رحم»نام برده شده است.البته لازم است، در اين باره به اولويت هايى توجه داشت:

1. ديدار از خانواده شهدا و جانبازان.

2. ديدار از بستگان نزديك.

3. ديدار از دوستان.

4. عيدى دادن مخصوصا به نونهالان.

5. آشتى دادن برادران وخواهران دينى و رفع كدورت از بين آنها.

پى نوشتها:


[*]. ماهنامه فرهنگ كوثر.

[1]. لغتنامه دهخدا، ذيل واژه عيد.

[2]. لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 319.

[3]. همان، ج 8، ص‏43.

[4]. فرهنگ معين، واژه عيد و عيدى

[5]. سوره مائده، آيه 114.

[6]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131.

[7]. تفسير نمونه، ج 5، ص 131.

[8]. بحارالانوار، ج 40، ص 326.

[9]. وسائل الشيعه، ج 12، ص 214.

[10]. بحارالانوار، ج 56، ص 119.

[11]. همان، ج 98، ص 419.

دقیق خوانی

دقيق خواني

دقيق خواني يا خواندن براي اطلاعات دقيق , به معناي خواندن براي درك كامل است مطالعه براي چنين هدفي , جرياني است كه در آن خواننده اطلاعات درست متن را بر مي گزيند و گرد آوري مي نمايد .

اين نوع خواندن لازمه اش اينست كه خواننده مفاهيم , استنباطها و دلالتها ي جملات را در پاراگراف بفهمد  به علاوه خواننده بايد معاني غير مستقيم را بنحوي معاني مستقيم كلمات را درك كند

 

 

مراحل دقيق خواني

1-       يافتن مفهوم اساسي با خواندن اولين و آخرين  جمله پاراگراف و نگاه گذرا به بقيه.

2-       گزينش آگاهيهاي جزئي مهم پاراگراف جهت دستيابي به اطلاعات دقيق.

3-       مبادرت به طرح كردن سوالات و جواب گفتن به آنها در خلال مطالعه پاراگراف با دركي كامل.

4-       دنبال كردن همه زواياي پاراگراف به طور كامل جهت درك آنها.

5-       تقسيم بنديو سازماندهي عناصردر ذهن خود براي درك مفاهيم پاراگراف.

6-       هنگام خواندن پاراگراف به نتايج كلي دست يافتن .

7-       توانايي براي فهم نقشهه هاي ترسيمي به منظوردرك پاراگراف.

فهم لغات , جملات و تعابير راهنما جهت درك همه پاراگراف و بدست آوردن مفهوم درست

 

روش دقیق خوانی

هدف از این مرحله این است که مطالب کامل و دقیق درک شده و بصورتی سازمان یافته و منظم در حافظه نگهداری شود. برخی از فنون موجود که می‌تواند به روش دقیق خوانی کمک کند عبارتند از:

دقيق خواني

دقيق خواني به معناي ((خواندن براي درك كامل )) است .مطالعه براي رسيدن به چنين هدفي ،جرياني است كه خواننده در آن،اطلاعات درست متن را بر مي گزيندو گرداوري مي كند .لازمه اين نوع خواندن ،فهم مضامين ، استنباطها و دلالتهاي جملات در پاراگراف است ،به علاوه،خواننده بايدمعاني غير مستقيم كلمات را،به خوبي معاني مستقيم،درك كند.

    مراحل دقيق خواني عبارتند از :

 1.يافتن مفهوم اساسي با خواندن اولين وآخرين جمله پاراگراف و نگاه گذرا به بقيه سطرها.  
  2.گزينش آگاهي هاي جزيي ومهم پاراگراف براي دست يابي به اطلاعات دقيق .  
 3.طرح پرسشها ويافتن جواب آنهادر خلال مطالعه پاراگرف با درك كامل.  
4.دنبال كردن كامل همه زواياي پاراگراف با درك آن.  
5.تقسيم بندي وسازمان دهي عناصر در ذهن براي درك مفاهيم پاراگراف  
6.دست يافتن به نتايج كلي هنگام خواندن پاراگراف  
7.توانايي فهم نقشه هاي تر سيمي براي درك پاراگراف  
8.فهم لغات،جملات وتعابير راهنما براي درك همه پاراگراف و به دست آوردن مفهوم درست از آن.

در توضيح انواع مطالعه ،تاكيد ما بر مطالعه ((پاراگراف)) ،يعني يكي از اجزاي يك متن بود،اما مطالعه متن،هدف نهايي خواندن است.خواندن هر متن شامل خواندن يك يا چند پاراگراف است.بنابراين همه نكات ياد شده هنگام خواندن متن نيز قابل اجراست.

 

 هدف از اين روش اين است كه مطالب كامل و دقيق درك شده و به صورتي سازمان يافته و منظم در

حافظه نگهداري شود. برخي از فنون موجود كه مي تواند به روش دقيق خواني كمك كند عبارتند از:

  1-تكنيك خلاصه برداري:

  به نوشتن عبارت، مفاهيم و موضوعات كليدي متن پرداخته، به طوري كه در مرور مطالب، با نگاه كردن و خواندن خلاصه ها، همه مطالب خوانده شده را يادآوري كند. يك روش بسيار مطلوب اين است كه از خلاصه ها نيز دوباره خلاصه برداري شود.

2-تكنيك سازماندهي مطالب:  

 اين تكنيك باعث افزايش درك و سرعت يادگيري و سهولت در بازيابي مطالب آموخته شده مي شود. براي سازماندهي مطالب استخراج سه بخش از متن اصلي مورد مطالعه لازم است كه عبارتند از:

·     موضوع اصلي : كه تمامي مطالب را در برمي گيرد و بقيه مطالب حول و حوش آن مي چرخد.

·         نکته اصلي : انديشه هاي اصلي و مهم هستند كه در مجموع موضوع اصلي را مي سازند و از صراحت بيشتري برخوردار است.

·         نكته جزيي: اطلاعات جزيي تر هستند كه به صورت مثال ها، نمونه ها، عكس و تصوير اطلاعات واقعي مطرح مي گردند.     

‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ پيام کنکوري :                        

·     حداقل براي هر ۵۰ دقيقه برنامه مطالعاتي ۱۰ دقيقه به مغز خود استراحت بدهيم، پژوهشگران معتقدند بازده شش ساعت مطالعه مداوم به اندازه دو ساعت مطالعه با استراحت بين فاصله هاي زماني است.

·     هرگز با برنامه هاي مدرسه و كلاس به مقابله نپردازيم، زيرا تصور اين فكر، جسم و روح را خسته مي كند و يادگيري را مشكل مي سازد.

·         حتماً نكاتي را كه براي شما سخت است، يادداشت برداري نموده تا در فرصت هاي مرده چندين بار آن ها را مطالعه كنيد.

·         سعي كنيد بيش از دو روز بعدازظهرها را صرف كلاس رفتن بيرون نكنيد و در بقيه روزها خودتان درس بخوانيد.

·         در انتخاب دوست از كساني استفاده كنيد كه اهل زحمت و تلاش باشند و شما را در درس خواندن و زحمت كشيدن تشويق كنند.

·         بهترين منبع براي تمرين تست، سوال هاي طبقه بندي شده كنكورهاي سراسري و آزاد سال هاي قبل مي باشد

 

یاد دهی ویادگیری

بعضی مواقع یاددهی مانع یادگیری می شود

 

(دانش آموزان آنچه را که می خواهیم نمی شوند آنچه که انجام میدهیم می شوند)

 

درواقع اگرچیزی به کودک یاد می دهیم وتجربیات متعددی رادرذهن وحافظه ی اومی گنجانیم ازیک دید

 

هم خود راراضی کرده ایم وهم کودک را، بدین معنی که توانسته ایم

 

دریک زمان کوتاه تمامی دانسته های آماده واطلاعات جمع آوری شده رامستقیما بطور دفعی وتراکمی به

 

اومنتقل کرده وخیال خودمان راراحت کنیم که تجربیات چندین ساله ویافته ها واطلاعات چندجانبه ی خود

 

 رابدن هیچگونه زحمت وفرصت کشف ازجانب دانش آموزبه او واگذارکنیم.

 

 غافل ازآنکه همین دانسته های آماده مانع خلاقیت وابتکاراودرامر یادگیری میشود .درحالی که موقعی

 

 یادگیری واقعی وعمیق رخ می دهدکه دانش آموزدر برابر ندانسته ها قرارگیردتاخوددانسته هاراکشف کند.

 

دریک آموزش پرورش فعال معلم نقش تشنه کننده رادارد و نه سیراب کننده  اوذهن راازتعادل وسکون

 

 وارضاء موجود خارج می کند تاخود دانش آموزازطریق طبیعی واصل تعادل جویی به پاسخ دست یابد.

 

بنا براین می توان چنین نتیجه گرفت که کودک تنها وقتی به طور درونی شده وعمیق چیزی رایاد می گیرد

 

 که به طورخودآگاه وفعالانه درآن به فعالیت ذهنی وعینی بپردازدوخود ازآن کوششها نتیجه گیری کند.

اوقات فراغت

اوقات فراقت دانش آموزان آموزان رامهم بشماریم

 

دررابـطه بامفهوم اوقات فراغت غالبـا این اوقات رابه معنـای بیـکاری غیرموظف ساعـات بدون برنامه اوقـات

 

غیررسـمی و... تلقی مینمایندوبرای همین منظوربزرگسـالان ومربیان واولیاء برای جلوگیری ازهدر رفتن این

 

 اوقات سعی می کنندبا برنامه ها ،سرگرمیـهاواشتغالات مختـلف اوقات دانش آموزان را پرکنند.

 

حال آنکه فلسفه ی اوقات فراغت دراین است که دانش آموزان بدون اجبار و عاری ازچهارچوبهای قبلی با

 

میل ورغبت به افکار وفعالیت های خودبپردازد.

 

اوقات فراغت بهترین ،بارورترین،غنی ترین وخلاق ترین موقعیت برای است تاخلاقیت ونوآوری خود رابه

 

نمایش بگذارد.

 

ماننددانشمندان بزرگی چون:

 

«نیوتون »که درهنگام کشف قوه ی جاذبه زمین درزیر درخت اوقات فراغت خود رامی گذراند.

 

«ارشمیدس» درخزینه ی حمام اوقات فراغت میگذراند.

 

آقای «مندل» که رمزوراثت راکشف کرد درباغ خود اوقات فراغت رامی گذرانید.

 

ونمونه های بارزدیگر