تهیّه وتدوین هدف های آموزشی

 

  

دریک نظام آموزشی متمرکز،همان طورکه((کتاب))به عنوان یک ابر رسانه ی نوشتاری،درعرصه ی   تعلیم وتربیت عرض اندام نموده واهداف غایی وآموزشی که توسط برنامه ریزان ازمرکز،تعیین گردیده درقالب محتوای کتاب آورده وبایستی انتقال یابد،معلّم خودیگانه عنصرموثرومطمئن این انتقال می باشد.پس شایسته است که معلّم باتلاش وهمت عالیه ی خود،اقدام به استخراج وشناسایی این اهداف بکندومحتوایی که آن اهداف غایی را به سان یک پیله درخودپیچانده است،بشکافد وازآن ، اهداف دست یافتنی وسهل الوصول راعین ابریشم ناب ازآن بیرون آورد.فراترازاین ها،معلّم با دستان طلایی خود هر گونه کمی ونقصانی دراهداف دیده شودباتوجّه به اقتضائات محلّی ، بومی وفرهنگی منطقه ایی فراگیران،محتوایی در می اندازد وفعّالیّت هایی تدارک می بیندتاهرگونه خلاء بوجودآمده رامرمّت نماید.

هدف های غایی یاپرورشی خودتوسط برنامه ریزان ومتخصصان امرتعلیم وتربیت درنظام متمرکزدرهرکشوری،تهیّه وتدوین می شوند.که این اهداف ازطریق الگوی معروف تایلروهمکاران به هدف های آموزشی تبدیل می گردند.این اهداف منشاء انتخاب دارند وبه قرارذیل می باشد:

بادرنظرگرفتن یک سلسله ازنیازها (فراگیران،جامعه  وموضوعات درسی)هدف های غایی وپرورشی حاصل می شوند. وآن اهداف ازدوصافی علم روان شناسی یادگیری وفلسفه ی آموزش وپرورش می گذرندوهدف های آموزشی به عنوان محصول نهایی به دست می آیند.

1- موضوع درسی                        

2- فراگیران(فرد)                       

3- جامعه

که از آن ، هدف های غایی وپرورشی به دست مي آيد.

وازدوصافي زير مي گذردكه شامل:

1- فلسفه ی آموزش وپرورش

2- روان شناسی یادگیری

ودرآخرهدف های آموزشی به دست مي آيد.

تهیّه وتعیین اهداف درهرفعّالیّتی(طرح درس ویافعّالیّت های مکمِّل وفوق برنامه)طوری بیان شودکه به طورآشکارقابل تعریف،مشاهده،اندازه گیری وارزشیابی دقیق باشد.یعنی دربیان اهداف آموزشی ازافعالی استفاده شود.که به آسانی بتوان درشروع ، ضمن وپایان هرتدریس وهرگونه فعّالیّتی ،عملکردفراگیران رادرامریاددهی - یادگیری بسنجد و  ارزیابی کند.

جادارد که اهداف غایی وپرورشی راازحالت غایی وکلی بودن آن خارج کردوبه صورت اهدافی جزیی ومشخّص وقابل توصیف واندازه گیری مطرح گردندودرسه سطح یادگیری برای انسان درنظرگرفت.این اهداف جزیی بایستی دانستنی (دانش)وتوانایی(مهارت)وباورها(نگرش)دریادگیری افراد رادربربگیرد.

اگراهداف غایی درموردیک درس ومقطع خاصی درنظرگرفته شود،این طورمی آید((ایجادتوانایی درفراگیران،برای انجام محاسبات عددی درزندگی)) ویا ((آشنایی باانواع انرژی ونیازبه آن درانجام امور زندگی .)) آیاوسیله ای وجودداردکه بتواند.این اهداف راارزشیابی نماید؟آیاعملکردی ازفرددیده می شودتانشان دهدکه آن اهداف تحقق یافته اند؟

پس شایسته است این اهداف به صورت اهداف رفتاری دربیایدتابه آسانی عملکردی ازفراگیربازخوردنماید.مثل:

* برای مفهوم جمع،یک مسئله می نویسدوراه حل آن راتوضیح می دهد.

* معنی ومفهوم انرژی راباذکرمثال توضیح می دهد.

هدفهای رفتاری ،خودانتظارات معلّم ازفراگیران رانشان می دهد.یعنی درامرتدریس (فعّالیّت های مکمِّل وفوق برنامه)ازفراگیران انتظارداریم که چه عملکردی ازخودنشان دهدوبه چه هدفی نایل گردد.درهدف های رفتاریسه عنصروجودداردکه شامل:

1- فعل رفتاری(نشان دهنده ی عملکرد موردانتظار)؛ 2-شرایط که فراگیرعملکردخودرادرآن نشان دهد.باتوجّه به امکانات،محدودیت ها واوضاع واحوال)؛3-ملاک یامعیارارزیابی عملکرد.(باتوجّه به،تعیین زمان-تعدادپاسخ ومیزان آن-درصدویانسبت جواب های عملکردی-ویژگی های عملکردفراگیر).

فعل رفتاری دربیان هدف هابه صورت مضارع اخباری بیایدزیراعملکردفراگیراززمان های بسیاردورگذشته شروع وتاحال وهم چنین تاآینده ی دورادامه دارد.وبطورقطع عملکردفرددرآن قابل ظهورومشاهده می باشد.

مانند:

- فراگیر...چهاروسیله رانام می بردکه درآن انرژی الکتریکی به حرکتی تبدیل می شود.(هدف جزیی درسطح دانش).

-  به کمک منشوررنگ های رنگین کمان رانشان می دهد.( هدف جزیی درسطح مهارت).

- ترتیب رنگ های رنگین کمان راازروی منشورنقّاشی می کند.( هدف جزیی درسطح مهارت).

- ازدیدن رنگ های رنگین کمان، احساس شادی می کند.( هدف جزیی درسطح نگرش).

-  درکارهای گروهی،همکاری واحساس مسئولیت می کند.( هدف جزیی درسطح نگرش). -   به یادگیری درس علاقه نشان می دهد.( هدف جزیی درسطح نگرش)

این نوشته صرفاً به منظوریادآوری (مفادآیه ی فذکّرانّماانت مذکّر)وهم چنین به کارگیری موارد آن  درموقع تدارک طرح هایی که برای کلاس خودویاارائه به گروه های آموزشی ویاشرکت درجشنواره هااقدام می شودتااهدافی تدوین ونگاشته شوندکه ازهرنظربی عیب باشند.

منابع:

1-  کتاب کلیات وفنون تدریس دوره ی کاردانی مرکزتربیت معلم.

2-  متن کامل کلیات وفنون تدریس امان الله صفوی

 3-  مجلات رشدوتجربه ي همكاران  

نقش واهمیت سبزی های خوردنی در سلامتی انسان

 

در این قسمت به خاصیت چند نوع از سبزی های خوردنی مرسوم در سفره ایرانی هااشاره ای کوتاه می نماییم.

پونه : این سبزی بسیار معطر وخوشبو است که به صورت خام مصرف می کنند واز خشک شده ی آن برای خوشبو کردن آش ودوغ استفاده می کنند .پونه هضم غذا را آسان می کند ودر درمان استفراغ ،دل پیچه،اسهالی،قطع سرفه وسکسکه  ودردمعده مفید است.

ترب :ترب سرشار از ویتامین های آ ، ب و ث می باشد. خوردن ترب بعداز ناهار وشام در هضم غذا بسیار موثر بوده و عمل روده ها را تسهیل می کند.ترب وتربچه اگر چه دارای بوی زننده اند اما در درمان سنگ کلیه وناراحتی کیسه صفرا ولاغر شدن مفید عمل می کند.

تره : تره از سبزهای خوردنی مفید است که دارای کلسیم وآهن و منیزیم و ویتامین ث زیاد              می باشد .خوردن تره با غذا از ترش کردن معده جلوگیری می کند.تره برای هضم غذا وسنگ کلیه وباز کردن اشتهامفید است وزیادروی در خوردن آن سبب خرابی لثه ها وناراحتی چشم می شود .

ترتیزک (شاهی) : شاهی سرشار ازمواد کلسیم وآهن و ویتامین ث است .شاهی پاک کنند ه خون است ودر جوانی وشادابی انسان موثر است .شاهی ادرار آوربوده ودر دفع قند خون وکاهش فشار خون ،عفونت کلیه ها ،چرک سینه وزخم روده ها مفید است. شاهی خون ساز است ودر درمان کم خونی وتصفیه خون نقش مهم دارد . شاهی را باید خام وتازه خورد زیرا شاهی زرد شده سبب مسمومیت  می شود .

کاهو : این سبزی دارای ویتامین های آ،ب و ث ومقداری زیاد آهن وکلسیم است .خوردن کاهو خون را زیاد کرده ودر درمان بیمای هایی چون کم خونی ،یرقان،دلهره واضطراب ،فشارخون ویبوست مفید است . خوردن کاهو تشنگی را رفع وباعث آرامش اعصاب می شود.

کلم : کلم یک سبزی بسیار مفید وسر شار از ویتامین های آ ،ب وث است آن قدر مفید است که پزشکان قدیمی می گفتند :«کلم داروی همه ی درد هاست.» کلم سبزی اشتها آور ،ضد سرطان ،ضد نیش حشرات ،باز کننده ی گرفتگی سینه وصدا و محافظ چشم در برابر اشعه ی ماورای بنفش است . انواع کلم (کلم پیچ سفید وقرمز،گل کلم ،کلم قمری )

ریحان : این سبزی معطر دارای مقدار زیادی ویتامین «کا» است .ریحان خون ساز بوده ودرمان کم خونی وضد عفونی کردن دهان ومعده وروده ها وبی اشتهایی واستفراغ وسرگیجه وازدیاد شیر مادر ولاغری مفید است .  

نعناع : نعناع از سبزی های عطر دار وخوردنی است که دارای مقدار زیادی ویتامین« آ »و«ث» است .از برگ وشاخه های گلدار آن عرق نعناع می گیرند .نعناع برای تقویت اعصاب وخوش بو کردن ماست ودوغ وآش ها وکاهش کلسترول خون ورفع عفونت ها وسم زدایی مفید است .البته زیاد خوردن آن سبب خارش گلو می شود.

مرزه  :  خوردن این سبزی خوش طعم برای  نفخ روده و معده مفید است ودر درمان لاغری وبی اشتهایی و رماتیسم و

کرم های معده کاربرد دارد .خوردن نان وپنیر ومرزه سبب چاقی می شود .

شوید : شوید دارای ویتامین «ای» است .خوردن شوید برای رفع گرفتگی رگ های قلب ودردکلیه وتقویت معده وازدیاد شیر مادر مفید است .

 

منبع: فرهنگ گیاهان دارویی (کردی ـ فارسی ) امیر امینی ـ چاپ چهارم 1381

ارزشیابی توصیفی ازسوی کدام دیدگاه روانشناسی یادگیری،مطرح شده است؟

 

 

مقدمه:

دنیایی که امروزه دانش آموزان باآن مواجه هستنددرحال تغییراست.عصرفناوری اطّلاعات وایده ی جهانی شدن،تربیت شاخص های کسب موقعیت های زندگی رادگرگون ساخته است.توانایی سازگاری با بحران هاونیازهای عصرجدیدمستلزم آموزش ویادگیری مهارت هایی چون تفکرانتقادگری، تحلیل وتفسیراطّلاعات واستفاده ازآن درتصمیم گیری دانش آموزان است....

یکی ازمهم ترین کارکردهای نظام آموزشی،تربیت انسان هایی است که بتوانندباحضورفعّال وپویادرنظام اجتماعی،موثروشاداب زندگی کنندودرعبورازفرازوفرودهای زندگی ویافتن راه درست ازنادرست موفق باشند.

بااین وصف کدام دیدگاه می تواندمبانی نظری اهداف زندگی متغییرانسان امروزرابه طورمحکم ارائه دهد؟

رفتارگرایان،شناخت گرایان،فراشناختیان و... ؟!

باملاک و معیارکدام دیدگاه می توان کارکردهای آموزشی رادرآن سطح سنجش وارزیابی کرد؟ کمیت می تواندپاسخگوباشد یاکیفیت؟دراين سطوربه طورموجز،مسئله ي مطرح شده موردبررسي قرارخواهدگرفت.

*دیدگاه رفتارگرایان:

بااندیشه های هال،ثورندایک،اسکینر،گانیه و... این دیدگاه درموردآموزش ویادگیری تااواخرقرن بیستم تقریباًدرسراسردنیامطرح بود.بااین نظرکه یادگیری دراثرارتباط بین محرک  پاسخ صورت می گیردوتحت قوانین خاص،اصول یادگیری ایجاد وتوسعه یافته وازطریق((تقویت))ارتباط بین محرک- پاسخ (قوّت ویاتضعیف)تغییرمی بابد.

هرهدف یادگیری دراین دیدگاه به بخش های کوچک تقسیم شده وبراساس فرمول وقواعد((تقویت))هرهدف به دست می آید.

ازطریق پیمودن گامهای متوالی دانش ومعرفتی، یادگرفته می شودومهارتی آموخته ،که تفسیراین دیدگاه به قرارذیل می باشد:

1- یادگیری ازطریق انباشت اجزاء پدیدمی آید.2- یادگیری دارای توالی وسلسله مراتب است.3- انتقال یادگیری ازمحیطی به محیط مشابه آن صورت می گیرد.4- آزمون هابایدتکرارشود وازتحقق هرگام اطمینان حاصل گرددتامقدمه ای برای گام بعدی شود.

کارمعلّم درآموزش هم براساس انتقال وتکراراست وباآزمون های پی درپی سنجیده می شود ودانش آموزهم فقط مطالب رادرحافظه نگه می داردوبدون تغییرپس می دهد.دراین نوع آموزش رقابت ونخبه پروری بیشتر به چشم می خورد.

*دیدگاه شناخت گرایان:

این دیدگاه بیشترتحت تأثیرافکارروان شناسان گشتالتی ازجمله:پیاژه،برونر،ویگوتسکی وخصوصاًجان دیویی شکل گرفته است.آن هایادگیری راامری پیچیده می دانندکه ازراه های گوناگون درتمامی محیط هاوموقعیت ها رخ می دهد.

فراگیران می توانندبااستفاده ازتجارب خود،دانش را بسازنند.دانش، حاصل تعامل وی باجهان طبیعی ومحیط اجتماعی وفرهنگی است.که اصول این نظریه به قرارزیرمی آید:

1-      توانایی عقلانی به صورت اجتماعی وفرهنگی رشدمی نماید.

2-      یادگیری جدیدازطریق دانش های قبلی ودیدگاه های فرهنگی فرد،شکل می گیرد.

3-      فهم ودرک عمیق درانتقال یادگیری اصل اساسی ومهم است.

دراین دیدگاه بیشتربرجنبه های فکری وخودنظم دهی یادگیرندگان تأکیدمی شود.زیرایادگیری حول محورچگونگی تفسیریادگیرندگان ازدانش وبه کارگیری درمسایل پیچیده وحل آن دورمی زند.که باآزمون های عینی وچندگزینه ای(مداد-کاغذی)قابل سنجش نیستند.

کارمعلّم براساس این دیدگاه هدایت گری وتسهیل کننده وعضو گروه ها وتیم های یادگیری کلاس به حساب می آید.

فراگیران هم درموقعیت فراهم شده باتعامل گرایی بین خودومحیط زندگی به فعالیت وکنکاش می پردازندودانش های قبلی خودرابادانش های جدیدمرتبط می نمایندودانش نو پدید می آورند.

*دیدگاه فراشناختی:

برای اوّلین بارفلاول(1979.م)این دیدگاه رامطرح کرد.که درآن یادگیرندگان قادرهستندفرایندیادگیری خودراازطریق فرایند خودبازنگری وتقویت، تحریک نمایند.کلیّه ی فرایندهای شناختی مانند:تفکر،استدلال وفرایندهای پردازش اطّلاعات ویاذخیره سازی،بازیابی اطّلاعات و... ونحوه ی به کارگیری آن هادرجهت اهداف یادگیری دراین دیدگاه کاملاًموردتأکید می باشد.

نظام آموزشی رسمی اززمان های خیلی دورتحت تأثیردیدگاه رفتارگرایان ودراین اواخردیدگاههای شناخت گرایان وفراشناختیان قرارگرفته است.

* سخن امروز:

زمانی که دیدگاه رفتارگرایان مطرح بود،آموزش حول محورانتقال مفاهیم وحفظ طوطی وارمفاهیم

ومطالب علمی توسط فراگیران دورمی زد وآزمون های عینی ومداد- کاغذی بسیاررایج بودوبیشتر به نتایج حاصله ازیادگیری اهمیت داده می شد.که بیشترهزینه ها صرف طرّاحی واجرا وتصحیح آزمون های کنکورو ورودی های مدارس خاص وامتحانات نهایی برمقياس كمي  می گشت.

دراین اواخرجدیداً توجّه روبه سوی دیدگاه های شناختی وفراشناختی معطوف گشته است.این بارفرایندیادگیری مدنظراست.که فراگیران بامعلّم درکلاس خودمتعاملانه ارتباط بین دانش های قبلی وجدیدبوجودمی آورندو دانش نو را می سازندتادرموقعیت های واقعی زندگی به کارببرند.

دراین حوزه مهارت ها،عادت های کاری،نگرش های اجتماعی،علاقه ها،ارج گذاری یاقدردانی،سازگاری وپرورش قوای جسمی وذهنی وکاربردآن در‍زندگی روزمره،بیشتراهمیت داده می شود.

آیاآزمون های کتبی قادربه سنجش وارزیابی آن ها می باشد؟شماچه فکرمی کنید؟!

*سخن آخر:

نگاه كردن به نظام آموزشي بانظرگاه هاي شناختي وفراشناختي،بيشترعملكردهاي فراگيران درامرياددهي -  يادگيري،موردتوجّه قرارمي گيرد.دراين نظرگاه عملكردهاي فراگيران بامقياس كيفي-  توصيفي بااستفاده ازسياهه ي رفتار،چك ليست وگزارش وقايع ازطريق مشاهده ي مستقيم، قابل ارزيابي است.

انتظارات واهداف جامعه ی امروزی سبک هاوشیوه های معمول نظام آموزشی بیشترجوامع به ویژه جوامع  درحال توسعه رابه چالش کشانده است.که ضروریست هرچه زودتردراین خصوص به چاره اندیشی   مبادرت شود.این امردرتغییردرشیوه های ارزشیابی درنظام آموزشی ایران ،به طورآزمایشی به چشم می خوردوملاک های کمی به توصیفی وکیفی درحال تغییرهستند.لازم است این طرح  به طورچشم گیردرسایر پایه های ابتدایی وحتّی راهنمایی به اجرادرآیدوبه تناسب آن روش های تدریس ومحتوای کتب درسی هم متحول گردندونگرش معلّم هم خصوصاًبه طورچشم گیر دست خوش این تغییرات گردد.باتوجّه به اينكه هرروزعلم دانش بشري روبه كامل شدن داردلذااين نظرگاه هاهم روزبه روزتازه تروكامل ترخواهدشد.

 

 

منابع:

1-      مجله ی رشدمعلّم شماره ی 6 نیمه ی دوم – آذرماه 1386

2-      حسنی،دکترمحمّد- احمدی ،دکترحسین-جزوه های ارزشیابی توصیفی .

3-      سیف،دکترعلی اکبر-کتاب سنجش فرایندوفراورده ی یادگیری(روش قدیم وجدید).  

 

نگاهي به مجلات رشد

 

کلاس خودراباچه رویکردی اداره می کنید؟

درامرتعلیم وتربیت،معلم یگانه عنصری است که می تواند‌ برفراگیر،‌ بیشترین اثر‌ را بگذارد.این ادعا آن زمان مصداق می یابدکه اولیای فراگیران به معلم فرزند خودمی گویند: ((بچّه ها حرف شما را خوب گوش می دهند پس با آن ها حرفی بزنید تا به راه بیایند.)).

حال تاثیرگذاری خویش را با چه رویکرد و یا مبانی علمی اعمال می‌کنید؟مطابق کدام یک از الگوهای زیرکلاس خودرا اداره می نمایید؟

شرح هرکدام از الگوهای اداره ی کلاس، مختصراً در زیر می آید:

1.    یادگیری به واسطه ی تحریک ازیک محرک و پاسخ مناسب نسبت به محرک (اطلاعات و...) حاصل و از طریق تشویق وتایید، تقویت می شودوبا ارزشیابی پی‌درپی چگونگی رخدادهای یادگیری  تعیین می گردد.محتوا و موادآموزشی مشخص، محدود و قابل اندازه‌گیری هستند چون از قبل پاسخ ها  مشخص و با تمرین وتکرار یادگیری تقویت می شود و از این راه حجم زیادی ازمحتوا با شیوه ی سخنرانی به فراگیران انتقال می یابد و با تمرین های هدایت شده یادگیری به سطح تسلط می رسند.فراگیران هم مطالب رابدون کم وکاست وبدون تغییروتحول پس مي‌دهند بدون آن که آن را به‌کار ببرند.

2.   یادگیری دراین کلاس هابوسیله ی خودفراگیربه صورت  فرایندی کسب می شودوپردازش می گرددوآن چه دست کاری شده است،به یادسپرده می شودومطالب سازمان بندی می گرددوبادانش واطلاعات جدیدپیوندمی خوردوتغییرشکل می یابد.یعنی یااصلاح گشته ویا به یادسپرده می شود.دراین کلاس هایادگیری راهبرد خاص ذهنی است وپیونداطلاعات جدیدباآموخته های پیشین فراگیران،یادگیری  صورت می گیرد.یادآوری اطلاعات پیش زمینه ای لازم، قبل ازهریادگیری جدیداست.که درآن کلاس ها،حل مسئله وطراحی را               می طلبدکه بامطالب آموخته شده وتوانایی های ذهنی برای پیدایی راه حل به کنکاش وجستجو می پردازند.

3.    فعالیت های کلاسی به صورت مشارکتی وگروه بندی است.که گروه خودمی آموزدکه تعاون وهمکاری بعنوان اصلی لازم دریادگیری رعایت شود.حل مسئله های واقعی ومعتبرموضوع یادگیری قرارمی گیردو زمینه های به کارگیری تجربه های آموخته شده ی پیشین دریادگیری تجارب جدیدیادگیری موثردانسته می شودوقوای ذهنی درفعالیت های  قوه ی تفکر،تحلیل،قضاوت،تولید،نوآوری پررنگ تراست.که بارغبت هاوعلاقه های فردی وگروهی فراگیران درارتباط است ونتایج بسیاربهتری را به ثمرمی نشاند.تجربه های یادگیری هرفرددرون زمینه ای خاص مثل زمینه های ابزاری،رسانه ای،پدیده ای،مردمی و... شکل می گیردودوعامل مهم دررخدادهای تجربه ای تاثیرگذارهستندکه شامل:تجربه های پیشین واستعدادهاوتوانمندی های ذهنی می باشند.که یادگیری معنی دارومعتبرباتعاملات اجتماعی همکاری وتعاون وگفت گو حاصل می شودوموقعیت های یادگیری ازآموخته هاوواکنش نسبت به یادگیری فراهم می گردد.

4.   معلم می داندکه فراگیردرفرایندرشد،خودساختارهای ذهنی خودرامی سازدوبه آن هاسازمان می دهدومفاهیم آموخته شده ی خودراکه به کمک طرحواره هاوشبکه ای ازمفاهیم آموخته شده به دست آمده‌اند برای کسب تجربه های محیطی درحیطه ی موضوعی یادگیری اش به کارمی گیردوبه پاسخ های مناسب می رسدوبه مطلب نودست می یابددراین کلاس هاهم موضوع یادگیری وهم روش یاددهی باسطح یادرجه ی رشدشناختی فراگیران متناسب است ومفهومی که فراگیرهنوزازنظرذهنی برای درک ودریافت آن آماده نشده است،زمینه ی فعالیت یادگیری آن موضوع  فراهم نمی شودتادوره ی رشدآن فرا نرسد.پس دراین کلاس هابرکسب تجربه هاتاکیدمی شودوتعامل بامحیط به هنگام یادگیری موردغفلت قرارنمی گیرد.فراگیربه دست کاری وکندوکاوذهنی می پردازدومسئله دراین کلاس ها محوراساسی است.که باطرحواره های ذهنی به حل آن  مبادرت می کند.

حال باکدام سبک درکلاس خودمشغول تدریس وفعالیت هستید؟ اگرکلاس خودراطبق الگوی بندیک اداره می کنیدبدانیدکه ازرویکردرفتارگرایی تبعیت داریدو اگرهم بند  دو  را اعمال می نماییداز رویکرد شناخت گرایی الگوگرفته اید و مبانی بند  سه هم  رویکردساختن گرایی را بیان می دارد.بند چهار،الگوی رشدشناختی پیاژه را در برمی‌گیرد.شایددرکلاس شما دو و یاسه وحتّی چهاررویکرد  دیده شودکه تلفیقی ازآن رویکردها می باشد.پس انسان راموجودی پیچیده ودارای ابعادی وسیع می نگریدوبه طورتلفیقی مجموعه ای ازرویکردهارا الگوگرفته ایدوکلاس خود را  اداره می‌نمایید.

معمارکلاس ،خودت هستید.به صلاحدیدخویش وبه تناسب زندگی آینده ی فراگیرانت، به انتخاب الگو اقدام کرده اید.پس این انتخاب زیبنده ی قامت بلندتان باد.با یک درنگ کوتاه دورنمای هر الگویی که برای اداره ی کلاس خودبرگزیده اید،جلوچشم خودتجسم کنید و بنا به مقتضیات زمان آینده ی دورفراگیران خود،بازخوردآن را باتدبّر واقع بینانه پیش بینی کنید ومعلوم سازیدکه آیا الگوی شما با یک مبنای علمی محکم و ادله ی عقلی واستدلالات انسانی مطابقت می‌کند؟ شایسته است که دراین خصوص بیشترمطالعه شود

ادیان ومحیط زیست

ادیان‌ و محیط‌ زیست ‌؛ مروری‌ بر مجموعه‌ 9 جلدی‌ "ادیان‌ جهان‌ و محیط‌ زیست"‌
خبرگزاری "مهر" - گروه دین و اندیشه : یکی‌ از چالش‌های‌ پیش‌ روی‌ ادیان‌ چگونگی‌ روبرو شدن‌ با بحران‌ زیست‌محیطی‌ است‌ که‌ بسیاری‌ معتقدند بر اثر ماتریالیسم‌ بی‌حد و مرز، عرفی‌ شدن‌ و صنعتی‌ شدن‌ لجام‌گسیخته‌ در جوامع‌ امروزی‌ پدید آمده‌ است‌. درواقع‌ بعضی‌ معتقدند که‌ جداکردن‌ دین‌ از زندگی‌ سکولار می‌تواند یکی‌ از علل‌ عمده‌ این‌ معضل‌ باشد.
به گزارش گروه دین و اندیشه "مهر"، چالش‌های‌ بزرگ‌ ناشی‌ از بحران‌ زیست‌محیطی‌، در جنبه‌های‌ پیچیده‌ و به‌هم‌پیوسته‌ خود، همواره‌ موردبحث‌ بوده‌ است‌. انفجار جمعیت‌، نابودی‌ منابع‌، مصرف‌ بیش‌ از اندازه‌، گسترش‌ فقر، آلودگی‌ شدید و صنعتی‌شدن‌ افسارگسیخته‌، به‌ظاهر چالش‌های‌ بزرگی‌ را پیش‌ روی‌ صاحبنظران‌ و دست ‌اندرکاران‌ حفظ‌ محیط‌ زیست‌ می‌گذارد. آنچه‌ نیاز به‌ آن‌ هر روز بیش‌ از پیش‌ مشخص‌ می‌شود، اصلاح‌ رابطه‌ انسان‌ با زمین‌ است‌. یک‌ راهکار برای‌ تجدید توازن‌ طبیعت‌، جست ‌وجو در جهان‌بینی‌هایی‌ است‌ که‌ حاوی‌ اندیشه‌ توازن‌ و رابطه‌ دوجانبه‌ هستند.

بسیاری‌ از مردم‌، هنگامی‌ که‌ سخن‌ از بحران‌های‌ زیست‌محیطی‌ و رابطه‌ آن‌ با دین‌ به‌ میان‌ می‌آید، نسبت‌ به‌ دوران‌های‌ پیشین‌ که‌ به‌ظاهر پیچیدگی‌ کمتری‌ داشت‌ و پرسشگری‌ از عقاید و اعمال‌ دینی‌ تا بدین‌ حد با بی‌پروایی‌ همراه‌ نبود، احساس‌ دلتنگی‌ می‌کنند. یکی‌ از چالش‌های‌ پیش‌ روی‌ ادیان‌ چگونگی‌ روبرو شدن‌ با بحران‌ زیست‌محیطی‌ است‌ که‌ بسیاری‌ معتقدند بر اثر ماتریالیسم‌ بی‌حدومرز، عرفی‌ شدن‌ و صنعتی‌ شدن‌ لجام‌گسیخته‌ در جوامع‌ امروزی‌ پدید آمده‌ است‌. درواقع‌ بعضی‌ معتقدند که‌ جداکردن‌ دین‌ از زندگی‌ سکولار می‌تواند یکی‌ از علل‌ عمده‌ این‌ معضل‌ باشد.

از سوی‌ دیگر دانشمندانی‌ چون‌ آرنورلد توین‌بی‌ و لین‌ وایت‌ معتقد به‌ نقش‌ منفی‌ ادیان‌ توحیدی‌ در این‌ بحران‌، هستند. لین‌ وایت، "متخصص‌ تاریخ‌ قرون‌ وسطی‌ و استاد برجسته‌ دانشگاه‌های‌ پرینستون‌، استانفورد و کالیفرنیای‌ امریکا" در سال‌ 1967 در مقاله‌ای‌ جنجال ‌برانگیز با عنوان‌ "ریشه‌های‌ تاریخی‌ بحران‌ زیست‌محیطی‌ معاصر"، سه‌ دین‌ ابراهیمی‌ اسلام‌، مسیحیت‌ و یهودیت‌ را مسئول‌ این‌ معضلات‌ زیست ‌محیطی‌ کنونی‌ اعلام‌ نمود. وایت‌ معتقد است‌ که‌ تاکید فراوان‌ این‌ ادیان‌ بر غلبه‌ خداوند بر آن‌ و سلطه‌ انسان‌ بر طبیعت‌ منجر به‌ تحقیر طبیعت‌ شده‌ و درنتیجه‌ تخریب‌ محیط‌ زیست‌ به‌ خاطر اهداف‌ منفعت‌طلبانه‌ بشر رخ‌ داده‌ است‌.

با نگاه‌ به‌ جهان‌بینی‌های‌ مبتنی‌ بر ادیان‌ ابراهیمی‌، درمی‌یابیم‌ که‌ سه‌ دین‌ یهودیت‌، مسیحیت‌ و اسلام‌، اخلاقیاتی‌ انسان‌مدار را بنا نهاده‌اند. بنابراین‌ طبیعت‌ از دیدگاه‌ این ادیان‌ در درجه‌ دوم‌ اهمیت‌ قرار دارد. از سوی‌ دیگر ، با بررسی‌ دقیق‌تر مشاهده‌ می‌کنیم‌ که‌ منابعی‌ غنی‌ از دیدگاه‌های‌ مثبت‌ درباره‌ محیط‌ زیست‌ در سنت‌ عهد عتیق‌، در الهیات‌ مقدس‌، در مسیح‌شناسی‌ مبتنی‌ بر تجسد مسیح‌ و در مفهوم‌ خلیفه‌الله‌ بودن‌ انسان‌ در قرآن‌ وجود دارد. سنت‌ عهد عتیق‌ حاوی‌ تعهداتی‌ است‌ که‌ نسبت‌ به‌ همه‌ موجودات‌ وجود دارد. تجسد مسیح‌ بر این‌ فرضیه‌ متکی‌ است‌ که‌ از آنجا‌ که‌ خداوند در شخص‌ مسیح‌ متجسد شد کل‌ نظام‌ هستی‌ را می‌توان‌ مقدس‌ شمرد و بالاخره‌ مفهوم‌ خلیفه‌ خدا بودن‌ انسان‌ بر روی‌ زمین‌ نشان‌ می‌دهد که‌ انسان‌ برتری‌ها، مسئولیت‌ها و الزامات‌ خاصی‌ نسبت‌ به‌ طبیعت‌ دارد.

در هندوئیسم‌ اگرچه‌ تاکید زیادی‌ بر اجرای‌ درمه‌ یا تکلیف‌ دینی‌ می‌شود، هندوان‌ در زندگی‌ این‌جهانی‌ میل‌ شدیدی‌ به‌ موکشه‌ یا رهایی‌ از دنیای‌ رنج‌ یعنی‌ سمساره‌ دارند. برای‌ تسکین‌ این‌ رنج‌، افراد از طریق‌ ریاضت‌ روحی‌ و مراقبه‌، از جهان‌ مادی‌ یا پرکریتی‌ دل‌ برمی‌کنند و به‌ سوی‌ جهان‌ لایتناهی‌ معنوی‌ یا پوروشا رو می‌آورند. در عین‌ حال‌ در هندوئیسم‌ سنت‌های‌ متعددی‌ وجود دارد که‌ بعضی‌ رودخانه‌ها، کوه‌ها و جنگل‌ها را مقدس‌ می‌شمارد. علاوه‌ بر این‌ الهیات‌ هندویی‌ در مفهوم‌ لیلا (نقش‌ خالقیت‌ خدایان‌)، جهان‌ را پدیده‌ای‌ خلق‌شده‌ توسط‌ قوای‌ آسمانی‌ می‌داند. همین‌ تضاد بین‌ بریدن‌ از جهان‌ (مادی‌) و از سوی‌ دیگر تایید و تصدیق‌ آن‌ در بودیسم‌ هم‌ وجود دارد. بعضی‌ مکاتب‌ بودیسم‌ تراواده‌ای‌، بر ترک‌ تعلق‌ از جهان‌ گذرای‌ پر از رنج‌ به‌هنگام‌ مراقبه‌ تاکید می‌کنند تا در نیروانا به‌ رهایی‌ برسند. از سوی‌ دیگر مکاتب‌ مهایانه‌ای‌ در بودیسم‌ مانند هوآین‌ بر پیوند درونی‌ واقعیت‌ تاکید می‌کنند و آن‌ را به‌ یک‌ رشته‌ جواهر متعلق‌ به‌ ایندرا تشبیه‌ می‌کنند که‌ هر قطعه‌ جواهر منعکس‌کننده‌ دیگر قطعات‌ در جهان‌ است‌. همچنین‌ باغ‌های‌ فرقه‌ ذن‌ در شرق‌ آسیا بیانگر کمال‌ ذات‌ بودا در جهان‌ طبیعی‌ است‌. در سال‌های‌ اخیر، بودیسم‌ متمایل‌ به‌ امور اجتماعی‌، در حفاظت‌ از محیط‌ زیست‌ هم‌ در آسیا و هم‌ در امریکا فعال‌ بوده‌ است‌.

سنت‌های‌ شرق‌ آسیایی‌ کنفوسیانیسم‌ و تائویسم‌ به‌نوعی‌ جزو حمایت‌ کننده‌ ترین‌ ادیان‌ از حیات‌ این‌جهانی‌ به‌ شمار می‌روند. ارتباط‌ منسجم‌ بین‌ خدا، انسان‌ و جهان‌های‌ طبیعی‌، این‌ سنت‌های‌ دینی‌ را به‌مثابه‌ جهان‌بینی‌ انسان‌مدارانه‌ معرفی‌ می‌کند. در این‌ ادیان‌، آنچنان‌ که‌ در سنت‌های‌ ابراهیمی‌ بر مساله‌ ماوراء (تعالی) تاکید می‌شود هیچ‌ اصراری‌ بر این‌ امر وجود ندارد؛ بلکه‌ نوعی‌ کیهان‌شناسی‌ مبتنی‌ بر تداوم‌ خلقت‌ که‌ به‌ واسطه‌ تغییرات‌ فعالانه‌ و پیوسته‌ طبیعت‌ طی‌ فصول‌ و چرخه‌ حیات‌ به‌ وجود می‌آید، مورد تایید و تاکید این‌ ادیان‌ است‌. این‌ کیهان‌شناسی‌ منسجم‌ بر فلسفه‌ "چی‌" که‌ به‌معنای‌ نیروی‌ مادی‌ است‌، مبتنی‌ شده‌ که‌ این‌ فلسفه‌، خود پایه‌گذار شناخت‌ و ارزشیابی‌ رابطه‌ عمیق‌ ماده‌ و روح‌ است‌. هماهنگ‌ بودن‌ با طبیعت‌ و دیگر انسان‌ها همراه‌ با توجه‌ خاص‌ به‌ تائو (طریقت‌) هدف‌ تربیت‌ فردی‌ در دو دین‌ کنفوسیوسی‌ و تائوئیسم‌ است‌.

اقوام‌ سرخپوست‌، در حالی‌ که‌ کیهان‌شناسی‌های‌ زیست‌محیطی‌ خاص‌ خود را دارند، در بعضی‌ موارد باعث‌ بروز خسارت‌های‌ زیست‌ محیطی‌ در مقیاس‌ محلی‌ [از طریق‌ بعضی‌ شعائر خود و یا کشاورزی‌ غیراصولی‌] شده‌اند. با این‌ حال‌ بیشتر اقوام‌ سرخپوست‌ دارای‌ گونه‌ای‌ از اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ هستند که‌ در جهان‌بینی‌ آنها منعکس‌ شده‌ است‌. این‌ امر در تعهدات‌ پیچیده‌ و متقابل‌ پیرامون‌ تفسیر حیات‌ و جمع‌آوری‌ منابع‌ که‌ رابطه‌ اجتماع‌ را با زیست‌بوم‌ محلی‌ آنها مشخص‌ می‌کند، مشهود است‌.
دیدگاه‌های‌ دینی‌ مبتنی‌ بر شیوه‌ زندگی‌ سرخپوستان‌ دربرگیرنده‌ احترام‌ به‌ منابع‌ غذا، پوشاک‌ و سرپناه‌ است‌ که‌ طبیعت‌ برای‌ آنها فراهم‌ می‌کند. شکرگزاری‌ خالق‌ و نیروهای‌ روحانی‌ در خلقت‌، در مرکز بیشتر سنت‌های‌ سرخپوستی‌ قرار دارد. تقویم‌های‌ آیینی‌ بیشتر اقوام‌ سرخپوست‌ به‌دقت‌ با حوادث‌ فصلی‌ مانند صدای‌ پرندگان‌ مهاجر در حال‌ بازگشت‌، شکوفه‌ دادن‌ بعضی‌ درختان‌، حرکت‌ خورشید و تغییرات‌ ماه‌ هماهنگ‌ شده‌ است‌.

اکنون‌ مساله‌ای‌ که‌ پس‌ از بررسی‌ ادیان‌ جلوه‌گر می‌شود این‌ است‌ که‌ بیشتر ادیان‌ جهان‌ در مورد خودکشی‌ و قتل‌ انسان‌ها و یا سقط‌ جنین‌ ممنوعیت‌هایی‌ اخلاقی‌ وضع‌ کرده‌اند اما هیچ‌ تحریمی‌ درباره‌ کشتن‌ طبیعت‌ و نابودی‌ زمین‌ وجود ندارد. ما به‌شدت‌ نیازمند کشف‌ آن‌ دیدگاه‌های‌ جامع‌ کیهان‌شناسانه‌ و اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ای‌ هستیم‌ که‌ عرصه‌ را بر تخریب‌کنندگان‌ طبیعت‌ تنگ‌ سازد.
اکنون‌ بیش‌ از سه‌ دهه‌ است‌ که‌ اندیشمندان‌ دین‌پژوه‌ و دانشمندان‌ محیط‌ زیست‌، آثار برجسته‌ای‌ را در زمینه‌ رابطه‌ دین‌ و زیست ‌بوم‌ انجام‌ داده‌اند و سری‌ کتاب‌های‌ مورد بحث‌ ما از کاملترین‌ این‌ تحقیقات‌ به‌ شمار می‌رود.

مجموعه‌ کتاب‌هایی‌ که‌ در این‌ مقاله‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد، ادیان‌ جهان‌ و آموزه‌های‌ زیست‌محیطی‌ آنها را بررسی‌ می‌کند. قصد مدیران‌ این‌ پروژه‌ این‌ است‌ که‌ حوزه‌ مطالعاتی‌ جدیدی‌ را در دین‌پژوهی‌ پدید آورند که‌ به‌ اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ معاصر کمک‌ کند.

این‌ مجموعه‌ کتاب‌ حاصل‌ تحقیقاتی‌ است‌ که‌ در مرکز مطالعات‌ ادیان‌ جهانی‌ دانشگاه‌ هاروارد طی‌ سال‌های‌ 96 تا 98 میلادی‌ به‌ انجام‌ رسیده‌ است‌. مدیران‌ این‌ پروژه‌ خانم‌ مری‌ اولین‌ تاکر و جان‌ گریم‌ بودند که‌ همراه‌ با گروهی‌ از متخصصان‌ مسئولیت‌ این‌ کار را بر عهده‌ داشتند. این‌ طرح‌ عظیم‌ از همکاری‌ مستقیم‌ بیش‌ از 600 تن‌ از محققین‌، رهبران‌ دینی‌ و متخصصان‌ محیط‌ زیست‌ از سراسر جهان‌ بهره‌ گرفته‌ است‌. کنفرانس‌هایی‌ که‌ این‌ مجموعه‌ بر اساس‌ آنها تهیه‌ شده‌ است‌ توسط‌ مرکز مطالعات‌ ادیان‌ جهانی‌ دانشگاه‌ هاروارد سازماندهی‌ شده‌ و از همکاری‌ دانشگاه‌ باکنل‌ و مرکز "مطالعه‌ زندگی‌ و محیط‌ زیست‌ جامعه‌ انسانی‌ امریکا" برخوردار بوده‌ است‌.

مجموعه‌کتاب‌های‌ "ادیان‌ جهان‌ و محیط‌ زیست‌" نه‌ دین‌ بزرگ‌ را در مجلداتی‌ جداگانه‌ مورد بررسی‌ قرار می‌دهد. این‌ مجموعه‌ که‌ در اینجا بر اساس‌ تاریخ‌ انتشار کتاب‌ها معرفی‌ می‌شوند، شامل‌ این‌ آثار است ‌:

1- کتاب‌ بودیسم‌ و محیط‌ زیست‌ (پیوند با اعمال‌)

این‌ کتاب‌ در سال‌ 1997 میلادی‌ به‌ سرویراستاری‌ مری‌ اولین‌ تاکر و دانکن‌ ریوکن‌ ویلیامز در پانصدونه‌ صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسید. در بخشی‌ از معرفی‌ این‌ کتاب‌ می‌خوانیم ‌: "با توجه‌ به‌ چالش‌های‌ موجود که‌ بر اثر بحران‌های‌ زیست‌محیطی‌ به‌ وجود آمده‌ است‌، تعالیم‌ آیین‌ بودایی‌ در مورد ارتباط‌ درونی‌ همه‌ اشکال‌ حیات‌ می‌تواند در بازیابی‌ رابطه‌ متقابل‌ و منطقی‌ انسان‌ با طبیعت‌ بسیار موثر باشد. در این‌ مجموع‌ بیست‌ دین‌پژوه‌ و کارشناس‌ محیط‌ زیست‌، دیدگاه‌های‌ بودیسم‌ را درباره‌ شبکه‌ پیچیده‌ حیات‌ بررسی‌ می‌کنند. نویسندگان‌، بر جنبه‌های‌ سنتی‌ بودیسم‌ که‌ می‌تواند در شکل‌دهی‌ اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ کارآمد، مفید باشد، تاکید می‌کنند و نمونه‌هایی‌ از پروژه‌های‌ بودایی‌ را که‌ در آسیا و ایالات‌ متحده‌ در جهت‌ حمایت‌ از محیط‌ زیست‌، اجرا گردیده‌ است‌ ارائه‌ می‌دهند".
عنوان‌ سرفصل‌های‌ این‌ کتاب‌ که‌ هر یک‌ چندین‌ مقاله‌ را دربر می‌گیرد عبارت‌اند از : 1) مرور کلی ‌: دسته‌بندی‌ موضوعات‌ ؛ 2) بودیسم‌ تراواده‌ و محیط‌ زیست ‌: الگوی‌ تایلند؛ 3) بودیسم‌ مهایانه‌ و محیط‌ زیست ‌: مورد ژاپن‌؛ 4) بودیسم‌ و حیوانات‌ در هند و ژاپن؛‌ 5) ذن‌ بودیسم‌: معضلات‌ و چشم‌انداز آینده‌؛ 6) بودیسم‌ امریکایی‌: تشکیل‌ جوامع‌ زیست ‌محیطی؛ 7) کاربردهای‌ جهان‌بینی‌ زیست‌محیطی‌ بودیسم‌ 8؛ ) مسائل‌ نظری‌ و روش‌شناختی‌ در بودیسم‌.

2- کنفوسیانیسم‌ و محیط‌ زیست‌ (رابطه‌ آسمان‌، زمین‌ و انسان)

این‌ اثر به‌ سرویراستاری‌ مری‌ اولین‌ تاکر و جان‌ اچ‌. برثرانگ‌ در سال‌ 1998 و در چهارصدوبیست‌ صفحه‌ منتشر شده‌ است‌. سرفصل‌های‌ اصلی‌ مجموعه‌ مقالات‌ آن‌ به‌ این‌ ترتیب‌ است ‌: 1) طبیعت‌ نقد؛ 2) زمینه‌ پاسخ ؛‌ 3) منابعی‌ عقلانی‌ از چین‌، کره‌ و ژاپن؛ 4) تاملات‌ فلسفی؛ 5) از اصول‌پردازی‌ تا عمل‌.

یکی‌ از منتقدین‌ درباره‌ این‌ اثر چنین‌ گفته‌ است‌: "این‌ کتاب‌ ارزش‌ بسیار فراوانی‌ دارد. کنفوسیانیسم‌ یکی‌ از غنی‌ترین‌ و در عین‌ حال‌ مغفول‌ترین‌ منابع‌ موثر در بینش‌ زیست‌محیطی‌ است‌ و باید در بحث‌های‌ بین‌فرهنگی‌ و در تاملات‌ زیست‌محیطی‌ به‌ اندازه‌ بودیسم‌ و ادیان‌ بومی‌ امریکا، مورد توجه‌ قرار گیرد.

3- مسیحیت‌ و محیط‌ زیست‌ (جست‌وجوی‌ بهروزی‌ برای‌ زمین‌ و انسانها)

این‌ کتاب‌ تحت‌ نظارت‌ دیتر. تی‌. هسل‌ و رزماری‌ رادفور وریتر در سال‌ 2000 میلادی‌، در هفتصدوبیست‌ صفحه‌ چاپ‌ شده‌ است‌. این‌ اثر شامل‌ مجموعه‌ مقالاتی‌، با موضوعات‌ زیر است‌ : 1) پدر، پسر، روح‌القدس‌ از دیدگاه‌ زیست‌محیطی‌ ؛ 2) بینش‌، رسالت‌ انسانی‌ و فضایل‌ برای‌ اجتماع‌ زمینی‌ ؛ 3) مسائل‌ عمومی‌ و خاص‌ در اخلاقیات‌ و معنویت 4؛) به‌ سوی‌ امنیت‌ و پایداری‌ جهانی‌ ؛ 5) سنت‌ مسیحی‌ برای‌ محیط‌ زیست‌ و عدالت‌.

سنت‌های‌ مسیحی‌ چه‌ کمکی‌ می‌تواند به‌ تضمین‌ سعادت‌ آینده‌ زمین‌ بکند؟ به‌ همان‌ میزان‌ که‌ زمین‌ گرم‌ تر، طوفانی‌تر، نامتعادل‌تر، پرجمعیت ‌تر و از عدالت‌ دورتر می‌شود، تعداد فزاینده‌ای‌ از متکلمان‌ و علمای‌ اخلاق‌ مسیحی‌، به‌ چالش‌های‌ زیست‌محیطی‌ می‌پردازند. این‌ کتاب‌ جامع‌ که‌ جزئی‌ از مجموعه‌ کتاب‌های‌ "ادیان‌ جهان‌ و محیط‌ زیست‌" است‌ به‌ ما گوشزد می‌کند که‌ باید با رویکردی‌ جدید به‌ الهیات‌ مسیحی‌ بنگریم‌ و با کمک‌ اخلاق‌ ناظر به‌ عدالت‌ زیست‌محیطی‌، به‌ تلاشی‌ همگانی‌ در راه‌ بازسازی‌ محیط‌ زیست‌ اقدام‌ کنیم‌. نویسندگان‌ این‌ کتاب‌ که‌ طیف‌ وسیعی‌ از اندیشمندان‌ پروتستان‌، کاتولیک‌ و ارتدوکس‌ را تشکیل‌ می‌دهند، از موضوعات‌ بحث‌انگیزی‌ پرده‌ برمی‌دارند که‌ منجر به‌ غفلت‌ و سوءاستفاده‌ از محیط‌ زیست‌ گردیده‌ و درعوض‌ دیدگاه‌های‌ سازنده‌ای‌ را طرح‌ می‌کنند که‌ در تامین‌ عدالت‌ زیست‌محیطی‌ و زندگی‌ اجتماعی‌ توام‌ با مسئولیت‌پذیری‌، موثر است‌.

4- محیط‌ زیست‌ و هندوئیسم‌ (فصل‌ مشترک‌ زمین‌، آسمان‌ و آب)‌

این‌ کتاب‌ چهارمین‌ اثر از مجموعه‌ ادیان‌ جهان‌ و محیط‌ زیست‌ به‌ شمار می‌رود و تحت‌ سرپرستی‌ کریستوفر کی‌ چاپل‌و مری‌ اولین‌ تاکر در سال‌ 2000 میلادی‌ و در 656 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

این‌ اثر، نقش‌ سنت‌ چندوجهی‌ هندوئیسم‌ را در توسعه‌ آگاهی‌های‌ زیست‌محیطی‌ در هند نشان‌ می‌دهد. نویسندگان‌ این‌ کتاب‌ در جست‌ وجوی‌ پاسخ‌ این‌ سوال‌اند که‌ چگونه‌ مفاهیم‌ سنتی‌ ناظر به‌ طبیعت‌، در متون‌ کلاسیک‌ می‌تواند الهام‌بخش‌ یا مانعی‌ در ایجاد رابطه‌ دوستانه‌ بین‌ هندوهای‌ امروزی‌ و محیط‌ زیست‌ باشد. آنها بعضی‌ از دیدگاه‌های‌ مردم‌ عادی‌ را در حمایت‌ از محیط‌ زیست‌ توصیف‌ می‌کنند. سرفصل‌های‌ عمده‌ این‌ کتاب‌ شامل‌ این‌ عناوین‌ است ‌:
1) بنیان‌های‌ فرهنگی‌: مفاهیم‌ سنتی‌ هندوها درباره‌ طبیعت؛‌ 2) فلسفه‌ گاندی‌ و پیدایش‌ نوعی‌ اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ سرخپوستی‌ - هندی؛‌ 3) جنگل‌ها در متون‌ و سنت‌های‌ کلاسیک؛‌ 4) تقدس‌ جاری‌ و بی‌حرمتی‌ مخاطره‌آمیز: رودخانه‌های‌ یامونا، گنگا و نرمده‌؛ 5) آیا متون‌ و اعمال‌ آیینی‌ هندویی‌ می‌تواند به‌ اشاعه‌ آگاهی‌ زیست‌محیطی‌ کمک‌ کند؟

5- سنت‌های‌ سرخپوستی‌ و محیط‌ زیست‌: پیوند کیهان‌شناسی‌ و جامعه‌

این‌ کتاب‌ تحت‌ نظارت‌ جان‌ گریم‌ در سال‌ 2001 میلادی‌ و در 824 صفحه‌ منتشر گردیده‌ است‌. نویسندگان‌ که‌ جمعی‌ از محققان‌ سرخپوست‌ و نیز دانشمندان‌ غیربومی‌ و فعالان‌ زیست‌محیطی‌ هستند، به‌ مسائل‌ مهمی‌ که‌ جوامع‌ سرخپوستی‌ با آن‌ مواجهند مانند تهدید قلمرو زندگی‌ خود و مقاومت‌ در برابر آن‌، جهانی‌ شدن‌ بازار و رسانه‌ها و حفظ‌ موجودات‌ در معرض‌ انقراض‌ می‌پردازند. این‌ کتاب‌ با مواجه‌ کردن‌ خواننده‌ با ارزش‌های‌ بسیار والای‌ انسانی‌ و زیست‌ محیطی‌ سرخپوستان‌ در عصر جهانی‌ شدن‌، اشکال‌ خلاقانه‌ مقاومت‌ آنها را در برابر این‌ معضلات‌ می‌ستاید.

فصول‌ اصلی‌ این‌ کتاب‌ عبارت‌اند از: 1) جوامع‌ پراکنده‌ ؛ 2) کیهان‌شناسی‌های‌ پیچیده‌؛ 3)جهان‌بینی‌های‌ مستحکم‌؛ 4) مقاومت‌ و نوزایی‌ ؛ 5) زیست ‌بوم‌های‌ رهاننده‌.

6- تائوئیسم‌ و محیط‌ زیست‌: (راه‌هایی‌ در چشم‌اندازی‌ نامتناهی‌)

این‌ اثر در سال‌ 2001 میلادی‌ تحت‌ سرپرستی‌ لیو زیائوگان‌، جیمز میلر و ان‌. جی‌. گیراردات‌ در 476 صفحه‌ عرضه‌ شد. نویسندگان‌ این‌ اثر تعامل‌ تائوئیسم‌ و محیط‌ زیست‌ را با نگاهی‌ به‌ شاخصه‌های‌ نظری‌ و تاریخی‌ای‌ که‌ رویکرد این‌ دین‌ را به‌ محیط‌ زیست‌ پی‌ریزی‌ کرده‌ است‌، بررسی‌ می‌کنند. همچنین‌ آنها به‌ تحلیل‌ دیدگاه‌های‌ متون‌ دینی‌ تائویی‌ در زمینه‌ وسیع‌ فرهنگ‌ چینی‌ می‌پردازند تا موضوعات‌ اساسی‌ موجود در متون‌ کلاسیک‌ را روشن‌ کنند.

7- جینیسم‌ و محیط‌ زیست‌ (عدم‌ آزار در شبکه‌ حیات‌)

این‌ کتاب‌ زیر نظر کریستوفر کی‌ چاپل‌ در سال‌ 2002 میلادی‌ و در 304 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. آیین‌ دوهزاروپانصدساله‌ جینیسم‌ که‌ بر "عدم‌ آزار" به‌مثابه‌ تنها راه‌ نجات‌ انسان‌ها تاکید می‌کند، جهان‌بینی‌ای‌ را ارائه‌ می‌دهد که‌ ظاهرا با اهداف‌ فعالیت‌ زیست‌محیطی‌ هماهنگ‌ است‌. اما آیا جینیسم‌ می‌تواند نوعی‌ محیط‌ زیست‌گرایی‌ جامعه‌محور را بدون‌ فداکردن‌ اصول‌ زاهدانه‌ و سنت‌ معنوی‌ خود بپذیرد؟

8- یهودیت‌ و محیط‌ زیست‌ (جهان‌ مخلوق‌ و کلمه‌ وحیانی)

این‌ کتاب‌ تحت‌ نظر حوا تیروش‌ ساموئلسون‌ در 620 صفحه‌ و در سال‌ 2002 میلادی‌ به‌ بازار نشر وارد گردید. گفتمان‌ زیست ‌محیطی‌ یهودی‌ نشان‌ داده‌ است‌ که‌ یهودیت‌ در ذات‌ خود دغدغه‌ عمیقی‌ درباره‌ رفاه‌ و سعادت‌ جهان‌ طبیعی‌ دارد. این‌ کتاب‌ قصد دارد تا به‌ گفتمان‌ نوظهور یهودیت‌ و محیط‌ زیست‌ [با روش‌ ساختن‌ مفاهیم‌ متعدد طبیعت‌ در تفکر یهودی‌] کمک‌ کند تا زمینه‌ساز ایجاد الهیات‌ طبیعی‌ یهودی‌ شود. نویسنده‌ مقالات‌ این‌ کتاب‌، محور کار خود را عهد عتیق‌ و ادبیات‌ ربینیک‌ قرار داده‌اند و رابطه‌ بین‌ نظریه‌ خلقت‌ و نظریه‌ وحی‌ در زمینه‌ قانون‌ طبیعی‌ را بررسی‌ می‌کنند و به‌ مسائلی‌ پیرامون‌ طبیعت‌ و اخلاق‌ می‌پردازند. آنها از منظر سنت‌ عرفانی‌ یهود، گفتمان‌ سکولار زیست‌محیطی‌ و فرمان‌های‌ دینی‌ یهودی‌ را به‌ چالش‌ می‌کشند.

9- اسلام‌ و محیط‌ زیست‌(امانت‌ الهی)

این‌ اثر، نهمین‌ و آخرین‌ کتاب‌ از این‌ مجموعه‌ به‌ شمار می‌رود که‌ در سال‌ 2003 میلادی‌ تحت‌ نظارت‌ ریچارد سی‌. فالتس، فردریک‌ ام‌. دنی‌ و عزیزان‌ بهارالدین‌ در 584 صفحه‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.

مسلمانان‌ با جمعیت‌ یک‌ میلیارد و چندصد میلیون‌ نفری‌، حدود یک ‌ششم‌ جمعیت‌ جهان‌ را تشکیل‌ می‌دهند. عامه‌ مردم‌ در غرب‌، اسلام‌ را معادل‌ خاورمیانه‌ و جهان‌ عرب‌ می‌دانند در حالی‌ که‌ ذکر این‌ نکته‌ مهم‌ است‌ که‌ بدانیم‌ در حدود هفتادوپنج‌ درصد از مسلمانان‌ در خاور دور در آسیا و حدود 350 میلیون‌ نفر از این‌ جمعیت‌ در بنگلادش‌، پاکستان‌ و هند زندگی‌ می‌کنند و اندونزی‌ بیشترین‌ جمعیت‌ مسلمان‌ را در خود جای‌ داده‌ است‌. اقلیت‌های‌ مسلمان‌ در کشورهای‌ مختلفی‌ همچون‌ فنلاند، اکوادور و نیوزلند اقامت‌ دارند و بیشتر کشورهای‌ غربی‌ دارای‌ جمعیت‌ قابل‌ توجهی‌ از مسلمانان‌ هستند. بسیاری‌ معتقدند که‌ اسلام‌ در ایالات‌ متحده‌، بیشترین‌ رشد را نسبت‌ به‌ سایر ادیان‌ به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌.

اسلام‌ همانند مسیحیت‌ و یهودیت‌، دینی‌ توحیدی‌ است‌ و کتاب‌ مقدس‌ این‌ دین‌ [قرآن‌ کریم‌] محور ایمان‌ مسلمانان‌ است‌. قرآن‌، رسول‌ خدا حضرت‌ محمد (ص) را الگوی‌ مسلمانان‌ معرفی‌ می‌کند . بنابراین‌، حدیث‌ که‌ به‌ ثبت‌ گفتار و رفتار پیامبر می‌پردازد به‌نوعی‌ مکمل‌ قرآن‌ است‌ و مسلمانان‌ را در درک‌ بهتر شیوه‌ زندگی‌ اسلامی‌ (شریعت‌) کمک‌ می‌کند. قرآن‌ مملو از اشارات‌ به‌ منابع‌ ارزشمند حیاتی‌ یعنی‌ آب‌، هوا و خاک‌ است‌ و مسلمانان‌ را از اسراف‌ نهی‌ می‌کند. از سوی‌ دیگر احادیث‌ نیز بیانگر دغدغه‌ پیامبر درباره‌ حفظ‌ منابع‌ طبیعی‌ و توزیع‌ عادلانه‌ آنها در میان‌ همه‌ مردم‌ است‌. اسلام‌ از همان‌ بدو پیدایش‌ یعنی‌ هزاروچهارصد سال‌ پیش‌ اصولی‌ را برای‌ شناخت‌ زیست‌محیطی‌ که‌ لازمه‌ کسب‌ شایستگی‌ خلیفه‌اللهی‌ است‌، به‌ انسان‌ها عرضه‌ کرد.

اما پیدایش‌ اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ به‌ مفهوم‌ امروزین‌ آن‌، پدیده‌ای‌ نوظهور است‌. نخستین‌ اندیشمند مسلمان‌ که‌ به‌ این‌ حوزه‌ پرداخت‌ فیلسوف‌ شیعه‌ ایرانی‌ پروفسور سید حسین‌ نصر بود که‌ در کتاب‌ "Prennis Philosophia" که‌ با همکاری‌ فریتهوف‌ شوان، تیتوس‌ بورکهارت و رنه‌ گنون به‌ رشته‌ تحریر درآورد، این‌ عقیده‌ را مطرح‌ کرد که‌ حقایق‌ جاودانه‌ در تعدادی‌ از سنت‌های‌ فلسفی‌ و فرهنگی‌ تاریخی‌، شرح‌ داده‌ شده‌ است‌.

انتقاد زیست ‌محیطی‌ نصر از جهان‌ غرب‌ با مجموعه‌ سخنرانی‌های‌ وی‌ در دانشگاه‌ شیکاگو در سال‌ 1966 آغاز گردید که‌ یک‌ سال‌ بعد در کتابی‌ تحت‌ عنوان‌ "Man and Nature" منتشر شد. کنفرانس‌ اسلام‌ و محیط‌ زیست‌ که‌ بخشی‌ از کتاب‌ مورد بحث‌ ما «Islam and Ecology‌» حاصل‌ جمع‌آوری‌ مقالات‌ مطرح‌شده‌ در این‌ کنفرانس‌ است‌، توسط‌ جان‌ گریم‌، فضلون‌ خالد و مری‌ اولین‌ تاکر سازماندهی‌ و در روزهای‌ هفتم‌ تا دهم‌ ماه‌ مه‌ سال‌ 1998 در مرکز مطالعات‌ ادیان‌ جهان‌ در مدرسه‌ الهیات‌ هاروارد، برگزار شد. بعد از این‌ رویداد، کنفرانس‌های‌ دیگری‌ در سطح‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ این‌ موضوع‌ پرداختند (مانند کنفرانس‌ تهران‌ و جده‌) که‌ همگی‌ از سوی‌ دولت‌ها سازماندهی‌ شده‌ بودند. کتاب‌ حاضر، شامل‌ تعدادی‌ از مقالات‌ عرضه‌شده‌ در این‌ کنفرانس‌ و چند مقاله‌ دیگر است‌.

به‌ عقیده‌ بسیاری‌ از متفکران‌ مسلمان‌، بحران‌ زیست ‌محیطی‌ نشانه‌ای‌ است‌ از یک‌ فاجعه‌ بزرگتر یعنی‌ دورشدن‌ انسان‌ها از زندگی‌ای‌ که‌ مطابق‌ با خواست‌ خداوند است‌. یک‌ جامعه‌ مبتنی‌ بر عدالت‌ که‌ در آن‌ روابط‌ انسان‌ها با یکدیگر و با خداوند به‌طور شایسته‌ برقرار گردیده‌ است‌ به‌راحتی‌ دچار معضلات‌ زیست‌محیطی‌ نخواهد شد.

کتاب‌ حاضر در پنج‌ فصل‌ تنظیم‌ گردیده‌ که‌ عبارت‌اند از: 1) خدا، انسان‌ و طبیعت؛‌ 2) چالش‌ تفسیر (مجدد)؛ 3) محیط‌ زیست‌ و عدالت‌ اجتماعی؛‌ 4) به‌ سوی‌ جامعه‌ای‌ پایدار؛ 5) باغ‌ اسلامی‌، استعاره‌ای‌ از بهشت‌.

بخش‌ نخست ‌: مقالات‌ این‌ بخش‌ "خدا، انسان‌ و طبیعت‌"، دیدگاه‌ اسلام‌ را درباره‌ نظام‌ کیهانی‌ شرح‌ می‌دهند و عبارتند از : الف‌) نخستین‌ مقاله‌ با عنوان‌ "شناخت‌ اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ از منظر قرآن‌" به‌ قلم‌ ابراهیم‌ اوزدمیر با تمرکز بر قرآن‌، مقدمه‌ای‌ مناسب‌ در شناخت‌ دیدگاه‌ اسلام‌ درباره‌ جایگاه‌ انسان‌ در سلسله‌مراتب‌ وجود محسوب‌ می‌شود. اوزدمیر با تفاسیر کهن‌ و جدید، معتقد است‌ که‌ فرد مسلمان‌ اگر به‌درستی‌ رابطه‌ بین‌ خالق‌، انسان‌ها و مخلوقات‌ دیگر را که‌ در قرآن‌ شرح‌ داده‌ شده‌، درک‌ کند، در این‌ کتاب‌ آسمانی‌، اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ اسلام‌ را پیدا خواهد کرد.

ب) دومین‌ مقاله‌ با عنوان‌ "جهان‌ زنده‌: طبیعت‌ در مثنوی‌ جلال‌الدین‌ رومی‌" نوشته‌ ال‌. کلارک‌ است‌. وی‌ کیهان‌شناسی‌ای‌ را که‌ در اشعار عرفانی‌ جلال‌الدین‌ مولوی‌ یافت‌ می‌شود، توضیح‌ می‌دهد. از دیدگاه‌ مولوی‌ کل‌ جهان‌ زنده‌ است‌ و انسان‌ها تنها بخشی‌ از خلقت‌ الهی‌اند که‌ در آن‌ همگی‌ موجودات‌ خداوند را تسبیح‌ می‌گویند.

ج‌) سعدیه‌ خاورخان‌ چشتی در مقاله‌ خود با عنوان‌ "فطرت ‌: الگویی‌ اسلامی‌ برای‌ بشریت‌ و محیط‌ زیست‌"، تفسیری‌ زیست‌محیطی‌ بر اساس‌ مفهوم‌ فطرت‌ در اسلام‌ را پیشنهاد می‌کند که‌ به‌مثابه‌ ماهیت‌ و ذات‌ ابدی‌ اشیاء تعبیر می‌شود. وی‌ می‌افزاید که‌ ماهیت‌ بنیادین‌ (فطرت‌) بشر هماهنگ‌ با محیط‌ زیست‌ او آفریده‌ شده‌ است‌. بنابراین‌ وجدان‌ زیست‌محیطی‌ چیزی‌ است‌ که‌ نیاز به‌ آموزش‌ ندارد بلکه‌ باید آن‌ را بیدار کرد.

بخش‌ دوم ‌: مقالات‌ این‌ بخش‌ ما را به‌ تفکر درباره‌ این‌ امر تشویق‌ می‌کند که‌ چگونه‌ می‌توان‌ جهان‌بینی‌ اسلامی‌ معاصر را در زمینه‌ معضلات‌ زیست‌محیطی‌ فعلی‌ به‌ کار برد.

الف‌) نخستین‌ مقاله‌ این‌ فصل‌ به‌ قلم‌ دکتر سید حسین‌ نصر و تحت‌ عنوان‌ "اسلام‌، دنیای‌ اسلامی‌ معاصر و بحران‌ زیست‌محیطی‌" ارائه‌ شده‌ است‌. وی‌ در این‌ مقاله‌ به‌ موانع‌ زیادی‌ که‌ بر سر راه‌ تحقق‌ اخلاقیات‌ زیست‌محیطی‌ اسلام‌ در دنیای‌ معاصر وجود دارد اشاره‌ و راه‌هایی‌ را برای‌ غلبه‌ بر این‌ موانع‌ پیشنهاد می‌کند.

ب‌) ماویل‌ عزالدین‌، یکی‌ از نخستین‌ اندیشمندان‌ مسلمانی‌ است‌ که‌ مسائل‌ زیست ‌محیطی‌ را به‌مثابه‌ معضلی‌ اساسی‌ مطرح‌ کرد. وی‌ در مقاله‌ خود "اسلام‌ و محیط‌ زیست ‌: فرضیه‌ و عمل‌" به‌ مسائلی‌ چون‌ بحران‌های‌ آلودگی‌، کمبود آب‌ و دیگر معضلات‌ پیش‌ روی‌ جهان‌ اسلام‌ اشاره‌ می‌کند.

ج‌) نعمان‌ الحق‌ در مقاله‌ای‌ با عنوان‌ "اسلام‌ و زیست‌ بوم‌: اصلاح‌ و بازسازی‌" با مراجعه‌ به‌ منابع‌ اصلی‌ اسلام‌ یعنی‌ قرآن‌، حدیث‌ و شریعت‌ اسلامی‌، در جست‌ وجوی‌ کشف‌ این‌ مطلب‌ است‌ که‌ چگونه‌ اسلام‌ سنتی‌ می‌تواند مسلمانان‌ را در مواجهه‌ با معضلات‌ زیست‌محیطی‌ هدایت‌ کند.

د) عبدالعزیز سعید و ناتان‌ سی‌. فانک‌، به‌ قرائتی‌ زیست ‌محیطی‌ از مفاهیم‌ سنتی‌ اسلام‌ مانند "توحید" و "سلام" (صلح‌) می‌پردازند و معتقدند که‌ مسائل‌ زیست‌محیطی‌ ناشی‌ از نادیده‌ گرفتن‌ معنای‌ واقعی‌ "اسلام‌" است‌ که‌ آن‌ هم‌ به‌ علت‌ غفلت‌ از توحید به‌ وجود آمده‌ است‌.

عثمان‌ عبدالرحمان‌ لیولین‌ در مقاله‌ خود : "مبنایی‌ برای‌ ایجاد رشته‌ حقوق‌ زیست‌محیطی‌ اسلامی‌" نگاهی‌ کلی‌ و جامع‌ به‌ کیفیت‌ تعامل‌ شریعت‌ سنتی‌ اسلامی‌ با مدیریت‌ زیست‌محیطی‌ می‌افکند و با ذکر این‌ مطلب‌ که‌ بسیاری‌ از قوانین‌ شریعت‌ اسلامی‌ در اکثر کشورهای‌ مسلمان‌ اجرا نمی‌شود، راه‌حل‌هایی‌ مشخص‌ برای‌ تفسیر این‌ قوانین‌ و اجرای‌ آنها پیشنهاد می‌کند.

و) مقاله‌ بعدی‌ با عنوان‌ "محیط‌ زیست‌گرایی‌ اسلامی‌: موضوعی‌ در خور بررسی‌" به‌ قلم‌ ریچارد سی‌ فالتس‌ راه‌ عبور از نظریه‌پردازی‌ تا عمل‌ را با نشان‌دادن‌ چگونگی‌ کاربردی‌ شدن‌ اصول‌ اسلامی‌ در حفاظت‌ از محیط‌ زیست‌ در سطوح‌ دولتی‌ و عمومی‌ در جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، بررسی‌ می‌کند.

ز) کاوه‌ افراسیابی‌ در مقاله‌ "به‌ سوی‌ الهیات‌ زیست‌محیطی‌ اسلام‌" بر این‌ عقیده‌ است‌ که‌ اگرچه‌ اسلام‌ دارای‌ منابع‌ مهمی‌ درباره‌ احترام‌ به‌ محیط‌ زیست‌ است‌ اما متفکران‌ مسلمان‌ باید گامی‌ فراتر بنهند و در صورتی‌ که‌ انتظار دارند که‌ سنت‌ به‌طور موثر به‌ بحران‌های‌ فعلی‌ پاسخ‌ دهد، باید به‌ بازنگری‌ بعضی‌ از پیش‌فرض‌های‌ اولیه‌ خود بپردازند.

مقالات‌ بخش‌ سوم ‌: الف‌) فضلون‌ خالد در مقاله‌ "محیط‌ زیست‌ و عدالت‌ اجتماعی‌" ریشه‌های‌ بحران‌ زیست‌ محیطی‌ را در مدرنیته‌ غربی‌ می‌یابد که‌ در چند قرن‌ گذشته‌ بر جوامع‌ اسلامی‌ تحمیل‌ شده‌ است‌.

ب‌) یاسین‌ داتن‌ به‌ بررسی‌ بعضی‌ جنبه‌های‌ دنیای‌ مدرن‌ مثلا نظام‌ بانکداری‌ جهانی‌ که‌ مبتنی‌ بر سود است‌ می‌پردازد و در مقاله‌ خود "بحران‌ زیست‌محیطی‌ زمان‌ ما: پاسخ‌ اسلامی‌"، معضلات‌ زیست‌محیطی‌ را ناشی‌ از سودجویی‌ بی‌حدوحصر به‌ قیمت‌ نابودی‌ جوامع‌ انسانی‌ می‌داند.

ج‌) هاشم‌ اسماعیل‌ دوکرت‌ در مقاله‌ "اسلام‌، جامعه‌ اسلامی‌ و دغدغه‌های‌ زیست‌محیطی‌: یک‌ الگوی‌ توسعه‌ بر اساس‌ جامعه‌ نظام‌مند اسلام‌"، با تایید نظریه‌ داتن‌ این‌ نکته‌ را شرح‌ داده‌ است‌ که‌ چگونه‌ نظام‌ اسلامی‌ مدرن‌ نظری‌ (فرضی‌) با نظام‌ موجود فعلی‌ تفاوت‌ دارد.

د) نوال‌ عمار در مقاله‌ "عدالت‌ زیست‌محیطی‌ و حقوق‌ انسانی‌ زنان‌ در اسلام‌" نقدی‌ اکوفمینیستی‌ را با بررسی‌ عدالت‌ اجتماعی‌ اسلامی‌ ترکیب‌ می‌کند و نتیجه‌ می‌گیرد که‌ مسائل‌ زیست‌محیطی‌ باید در زمینه‌ای‌ وسیع‌تر که‌ حقوق‌ زنان‌ در دسترسی‌ مساوی‌ به‌ منابع‌ طبیعی‌ و اجتماعی‌ را فراهم‌ سازد مورد موشکافی‌ قرار گیرد.

بخش‌ چهارم‌ (به‌ سوی‌ جامعه‌ای‌ پایدار) : الف‌) با مقاله‌محمد اسلم‌ پرویز تحت‌ عنوان‌ "نوآوری‌ علمی‌ و المیزان‌" به‌ بررسی‌ مفهوم‌ قرآنی‌ توازن‌ "المیزان‌" می‌پردازد. وی‌ با ارائه‌ الگوهایی‌ از جوامع‌ معاصر به‌ چگونگی‌ نادیده‌ انگاشتن‌ این‌ اصل‌ قرآنی‌ می‌پردازد.
ب‌) دومین‌ مقاله‌ این‌ بخش‌ به‌ قلم‌ صفی‌الدین‌ ا. حامد56 با عنوان‌ "ظرفیت‌سازی‌ برای‌ توسعه‌ پایدار: مشکل‌ اسلامی‌ کردن‌ موسسات‌ زیست‌محیطی‌" به‌ بررسی‌ توسعه‌ در جوامع‌ معاصر اسلامی‌ از دیدگاهی‌ وسیع‌تر می‌پردازد. حامد با بیش‌ از حد خوشبینانه‌ خواندن‌ آرمانگرایی‌ بعضی‌ از نویسندگان‌ قبلی‌ می‌پرسد که‌ تا چه‌ حد مدل‌های‌ خالص‌ اسلامی‌ می‌تواند در عمل‌ کاربرد داشته‌ باشد.
ج‌) نانسی‌ دبلیو. جبرا و جوزف‌ جی‌. جبرا نمونه‌هایی‌ از برنامه‌های‌ تنظیم‌ خانواده‌ در کشورهای‌ اسلامی‌ مصر و ایران‌ را بررسی‌ می‌کنند. عنوان‌ مقاله‌ آنها "اسلام‌، محیط‌ زیست‌ و برنامه‌ریزی‌ برای‌ خانواده‌: دو نمونه‌ ایران‌ و مصر" است‌.

محمد یوسف‌ صدیق‌ به‌ بررسی‌ تجربه‌ بنگلادش‌ [یکی‌ از پرجمعیت ‌ترین‌ کشورهای‌ اسلامی‌ و از فقیرترین‌ کشورهای‌ جهان‌] می‌پردازد تا ثابت‌ کند که‌ حفاظت‌ از محیط‌ زیست‌ نمی‌تواند جدای‌ از تلاش‌ برای‌ از بین‌ بردن‌ فقر باشد. "یک‌ سفر زیست‌محیطی‌ در بنگلادش‌ اسلامی‌" عنوان‌ مقاله‌ یوسف‌ صدیق‌ است‌.

"اسلام‌ در نظریه‌ توسعه‌ و برنامه‌ریزی‌ مالزی‌" نوشته‌ابوبکر عبدالمجید، پنجمین‌ مقاله‌ این‌ فصل‌ است‌ که‌ نویسنده‌ اصول‌ زیربنایی‌ توسعه‌ مالزی‌ را با تعاریف‌ اسلامی‌ از عدالت‌ اجتماعی‌ سازگار می‌داند. برنامه‌ توسعه‌ مالزی‌ چشم‌انداز سال‌ 2020 نام‌ دارد.
در آخرین‌ مقاله‌ این‌ فصل‌ که‌ به‌ قلم‌ تعظیم‌ . قسام با عنوان‌ "شبکه‌ توسعه‌ آقاخان‌: اخلاقیات‌ توسعه‌ پایدار و بیداری‌ اجتماعی‌" به‌ بررسی‌ پروژه‌های‌ تحت‌ حمایت‌ بنیاد آقاخان‌ پیشوای‌ اسماعیلیان‌ می‌پردازد.

فصل‌ پنجم ‌: در این‌ فصل‌ ابتدا آتیلیو پتروجیولی‌ در مقاله‌ خود با عنوان‌ "طبیعت‌ در شهرسازی‌ اسلامی ‌: باغ‌ واقعی‌ و باغ‌ استعاری‌" به‌ بررسی‌ شیوه‌هایی‌ می‌پردازد که‌ جوامع‌ سنی‌ اسلامی‌ جایگاه‌ خود را در نظام‌ طبیعت‌ از طریق‌ معماری‌ و ساختن‌ باغ‌ها، نشان‌ داده‌اند.

جیمز ال‌. وسکاوت‌ در مقاله‌ای‌ با نام‌ "از جنات‌ قرآن‌ تا باغ‌های‌ لاهور" مثال‌هایی‌ را از باغ‌های‌ سلطنتی‌ ساخته‌شده‌ در عصر امپراتوری‌ مغول‌ در لاهور پاکستان‌ در طی‌ قرن‌ هفدهم‌ ارائه‌ می‌کند.

فرزانه‌ میلانی‌ در مقاله‌ "درختان‌ به‌مثابه‌ اجداد: اکوفمینیسم‌ و شعر فروغ‌ فرخزاد" به‌ استعاره‌ باغ‌ در شعر شاعر فمینیست‌ معاصر، فروغ‌ فرخزاد می‌پردازد.


منبع :

اديان و محيط زيست: ( مروري بر مجموعه 9 جلدي ” اديان و محيط زيست“ ) محسن حدادي ص 60
دو ماهنامه اخبار اديان
دوماهنامه اطلاع رساني